جوانی به نام محمد شوشتری که پدر و مادرش در تهران زندگی می کنند در یک حادثه اتومبیل رانی از دنیا رفته و جریان عجیب زندگی عالم بعد از مرگ خود را برای یکی از دوستانش در مدت ده شب هر شبی چند دقیقه که اوائل در خواب و بعد در بین خواب و بیداری و سپس در بیداری بوده و تمام مطالبش از طرفی با آخرین نظرات علماء علم الروح واز طرف دیگر با احادیث اسلامی کاملا تطبیق می کند چنین نقل کرده است . ماجراهای واقعی و مستند از نویسنده و عالم ایرانی استاد سید حسن ابطحی که در دوران انقلاب خیلی زحمت کشیدند . این کتاب را می توان به جرأت یکی از کتاب های مستند از انفاقات ماوراءالطبیعه دانست .
به پیشنهاد معلم دینی دوم راهنماییمون که اصلاً شخصیت جذابی نبود و نمی دونم چرا چنین کتابی را معرفی کرد این کتاب را خوندم یادمه بیشتر از اون که معرفت آموز باشه یا من را با معارف دینی آشنا کنه حس ترس عجیب و غریبی درونم به وجود آورده بود مباحث فنی کتاب را مثل بحث تناسخ و اینها اصلاً نمی فهمیدم و فقط حکایت هاش برام جالب بود به مقتضای فضای اون سن و سال کتاب های دیگه ای هم که در مورد روح و جن بود و به دستم می رسید با ولع می خوندم و بیش از پیش تو وادی احضار روح و اسپریتیزم و تسخیر جن غرق می شدم تا این که اون سن و سال گذشت و ما هم این کتاب ها را کنار گذاشتیم بعد از عالم عجیب ارواح خوندن دیگر کتاب های مرحوم ابطحی را پیش گرفتم به ویژه در محضر استاد برام خیلی جالب بود یادمه موقع پخش اعترافات مرحوم ابطحی از تلویزیون شوک بزرگی بهم وارد شده بود با خودم فکر می کردم یعنی این همه سال ما داشتیم گول می خوردیم بعدها کتابی از علامه طهرانی در نقد رواز روح مرحوم ابطحی خوندم که ادعا داشت ایشون در مقوله شناخت امام زمان دچار انحراف بودن اما هنوز هم مسئله ایشون برام لاینحل باقی مونده
سالها پیش این کتاب رو خوندم و یادمه که خیلی لذت بردم. اصلا کاری به راست و دروغ بودن ماجراهاش ندارم, ولی واقعا سرگرم کننده و جذاب بود و در مواردی تفکر برانگیز. این خلاصه ای هم که در اینجا نوشته شده فقط مربوط به یکی از داستانهای این کتاب هست. ماجراهای بهتر و جذاب تری هم در آن نقل شده.