کتاب بسیار عالی و دقیق از بلایا و حوادثی که بیشتر از صد سال پیش طی جنگ جهانی اول بر سر مردم ارومیه اومده و چه مصیبت ها و بدبختی هایی رو مردم کشیدن واقعا آدم از این همه وحشی گری و پستی بشر و این که آدم چقدر میتونه نسبت به دیگران بی تفاوت و بی رحم باشه معطل میمونه قسمت تلخ ماجرا این جاست که زمانی که مردم ایران دچار قطعی و بیماری و حمله اجانب بودن و تلف میشدند مردم ارومیه بیشتر مورد حمله و غارت هموطن خودشون و صرفا بخاطر این که هم نوع و هم مذهب نبودند کشته یا آواره شده بودند
خیلی خیلی تحت تاثیر این واقعیت های تاریخی قرار گرفتم، مخصوصا اونجایی که تفنگداران حکومتی بالاخره تونستن سیمیتقو جنایتکارو شکست بدن و مردم ارومیه رو از دستش خلاص کنن وقتی به شهر رسیدن پ خبر پیروزی رو به مردم دادن مردم از شادی به پای اسب ها افتادن و پای سربازتن رو بوسیدن و بچه ها به زور علف و یونجه میاوردن و به دهان اسب ها میذاشتن واقعا گریه کردم، مخصوصا که همین حس خفقان و ظلم رو که الانم داریم حسش میکنیم به شدت حس همدردی باهاشون داشتم ☹️ ارومیه قشنگم چه ظلم هایی که به خودت ندیدی، امیدوارم روزی به آرامش ابدی برسی...
کتاب تاریخچه ارومیه که یادداشت های رحمت الله توفیق در مورد اوضاع و شرایط ارومیه و شهرهای اطراف در دوران جنگ جهانی اول و بعد از آن است به خوبی و با جزئیات قابل قبولی وضعیت نه چندان مناسب ارومیه را در آن دوران بیان می کند. نکته ای که بیش از همه توجه بنده را در این کتاب به خود جلب کرد آشنایی بیشتر با کاظم خان و شبه جزیره قرخلار است که امروزه این شبه جزیره را "کاظم خان داشی" می نامند. خود بنده هم اصالتا اهل روستای قره باغ (بخش انزل) بوده ام که حوالی قوشچی می باشد و این می تواند دلیل دیگر علاقه بنده به آشنایی بیشتر با کاظم خان باشد. این کتاب برای بنده بیشتر به صورت یک دفتر خاطرات بود تا یک نقل و قول از منابع مختلفی که لزوما قابل اعتماد صد درصد نباشند. بنابراین به جای این که احساس خواندن یک سری وقایع تاریخی پشت سرهم به بنده دست دهد که معمولا به صورت خشک و بی روح روایت می شوند احساس خواندن رمانی پر جزئیات و سراسر حس و واقعی به بنده دست داد. بنده خواندن این کتاب را به هر ارومیه ای و هر کسی که در شهرهای اطراف آن زندگی می کند و همچنین به همه علاقه مندان به تاریخ کشورمان ایران توصیه می کنم.