راسشو بگم اول به خاطر جلدش کتابُ خریدم. هم جلدش هم صفحه هاش. عاشق این مدل کتابا ام. بعدم که خودشو خوندم و خیلی خوشم اومد. بعد دوباره خوندم... ***
"بی صدا" گرگ نیستم که رو به ماه ابر نیستم که در میان راه سیل نیستم که گاه گاه...
شعر چاه عاشقان کوچک است گریه می کنم درون چاه
***
"کتاب" مرا غمت ترا که دوره کرده است؟
***
"دغدغه" شعر هم اگر نگویم مرا که هیچ گلی هم نامم نیست و هیچ خیابانی به نامم... چگونه به یاد خواهی آورد؟
***
"هستی" کار رود، رفتن است کار باد، آمدن کار عشق، بردن است کار دل، باختن... کار مرگ هر چه هست کار ماست عاشقانه زیستن...
***
"مهلت" دست مرا بگیر همین یک بار توی همین یک شعر با من قدم بزن! شاید همین الان سیلی در راهِ آمدن باشد، زلزله ای در شرف وقوع؛ و من هنوز به تو نگفته ام: دوستت دارم
***
"حیات" روز لبخندِ توست که طلوع می کند شب، آغئش توست که در بر می گیرد
من، در یکی زندگی می کنم در دیگری می میرم
***
"ضج جه" اگر ماه بودی، تو را از لب برکه ها اگر آه بودی، تو را از دل سینه ها اگر راه بودی، تو را از کف خیل وامانده ها
تو اما نه ماهی، نه آهی، نه راهی،
فقط گاه گاهی فقط گاه گاهی فقط... گاه گاه...
***
"دست آخر" تنهایی من یک کیف دستی ست
آن را کجا کِی جا می گذارم؟
***
"استقبال" سفر نیستم از من بازگردی خانه ام؛ به من بازگرد!
از لب برکه ها - مژگان عباسلو 1- بر خلاف ظاهر و بدنه ی فانتزی کتاب... قطعات از دید من جدی تر و شکیل تر بودند.. 2- ایهام و ترکیب های بدیع تصویری، در بیشتر آثار موج میزند. 3- انتخاب عنوان قطعات را بسیار پسندیدم، حس شور عشق های زنانه بستر تمام قطعات است. 4. شاید با حذف چند قطعه، مجموعه ی قویتری از آب در می آمد. 5- چند نمونه از کتاب :
توقف ■■■ اگر رفتنی هستی، چیزی از خود به جا نگذار من، ایستگاه بین راه نیستم! ------------- سلام ■■■ می رسی ناگهان شبیه برف تا بگویمت: س... رفته ای
گریه میکنند در گلوی من سه حرف -------------
که نیست ■■■ بگو کجا ببرم سری را که تنها با سینه ی تو در میان گذاشته ام؟