بعد گفت این شعر نیما یوشیج را شنیدی میدانست که نشنیدم و برایم خواند و تا شروع کرد من دیدم که این هملت نبود و از این حرفها نبود و یکطوری بود که راحتم کرد تا امروز ظهر هم دو سه خطش یادم بود اگر برایت مینوشتم حالیت میشد ولی بعد یادم رفت.
خانهام ابریست
یکسره روی زمین ابریست با آن.
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نیزن که تو را آوای نی بردهست دور از ره کجایی؟
خانهام ابریست اما
ابر بارانش گرفتهست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
میبرم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره، نیزن که دائم مینوازد نی، در این دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.