Jump to ratings and reviews
Rate this book

ظلال على النافذة

Rate this book
"ظلال على النافذة" رواية تشدك إليها، لأنها مكتوبة بصدق واقعي وفني عميق، إنها شهادة أخرى من شهادات غائب طعمة فرمان. وطبقاتها ثلاث مشحونة بلحظات التوتر لاختيار الموقف، حتى لو كان يمر عبر المعاناة والعذاب والتضحية. والصدق مع النفس يبدد، أحياناً، الشاهد الوحيد على هذه التضحية، والضمير يسيطر على الرواية بكل ما فيها من آلام. إنه صنو الصدق مع النفس، إنه التاريخ الحي للإنسان، إنه الذاكرة التي لا تمحى.

304 pages, Paperback

First published January 1, 1979

2 people are currently reading
130 people want to read

About the author

غائب طعمة فرمان

115 books164 followers

* ولد عام 1927 في أحياء بغداد الفقيرة وأنهى دراسته الإبتدائية والثانوية فيها.
* أصيب بالتدرن في وقت مبكر.
* سافر إلى مصر للعلاج ليكمل دراسته في كلية الآداب.
* أتاح له وجوده في مصر الإحتكاك المباشر في الواقع الثقافي القاهري فكان يحضر مجالس أشهر الأدباء المصريين، مجلس الزيات ومجلس سلامة موسى ومجلس نجيب محفوظ ظهيرة كل جمعة في مقهى الأوبرا.
* مارس كتابة الشعر أولا ...لكنه أخفق فيه.
* عمل منذ منتصف خمسينيات القرن العشرين في الصحافة الأدبية.


* أعمال غائب طعمة فرمان:

1 - حصاد الرحى / مجموعة قصص / 1954
2 - مولود آخر / مجموعة قصص / 1955
3 - النخلة والجيران / رواية / 1966
4 - خمسة أصوات / رواية / 1967
5 - المخاض / رواية / 1973
6 - القربان / رواية / 1975
7 - ظلال على النافذة / رواية / 1979
8 - آلام السيد معروف / رواية / 1980
9 - المرتجى والمؤجل / رواية / 1986
10 - المركب / رواية / 1989


* مترجماته:

ترجم نحو ثلاثين كتابا ونال جائزة رفيعة على جهده في هذا الجانب، ومن ترجماته:

- أعمال تورجنيف في خمسة مجلدات
- القوزاق لتولستوي
- مجموعة قصص لدستويفسكي
- مجموعة قصص لغوركي
- المعلم الأول لايتماتوف
- مجموعة أعمال بوشكين
- لاشين عملاق الثقافة الصينية

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (17%)
4 stars
20 (31%)
3 stars
26 (40%)
2 stars
6 (9%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for amin akbari.
314 reviews162 followers
July 14, 2020
به نام او

شکر خدا امسال فرصتی دست داد که بیش از پیش از ادبیات معاصر عرب بخوانم. سایه‌هایی بر پنجره پنجمین اثری بود که از نویسندگان عرب خواندم.
و این تجربه‌ها چنان ذوق و شوقی در من ایجاد کرد که باز هم خواهم خواند.
سوای لذت ادبی که خواندن این آثار دارند؛ شناخت درست و بیش از پیش از فرهنگ مردمانی را که همواره در جوار ما بوده‌‌ و خواهی نخواهی بر فرهنگ ما تاثیر گذاشته و از آن تاثیر گرفته‌اند. در پی دارد و تازه با شناخت ادبیات معاصر دنیای عرب ما متوجه می‌شویم چقدر در فهم فرهنگ این مردمان دچار اشتباه و سوءتفاهمیم و بعضاً تا چه اندازه آنها را دست کم گرفته‌ایم. در حالی که در بسیاری از شئون از ما پیش افتاده‌اند.

بگذریم...

سایه‌هایی بر پنجره نوشته غائب طعمه فرمان با ترجمه دلنشنین استاد موسی اسوار پنجره تازه‌ای برای شناخت فرهنگ مردم کشور همسایه ما -عراق- بود و خواندن این رمان به من فهماند که چه چیزها که فرهنگ این کشور نمی‌دانم و با چه قشر و طبقه اجتماعی از آن کاملا ناآشنا هستم.
ما بیشتر با طبقه شیعه، شهرستان‌نشین (اهالی کربلا، نجف و ...) آشناییم که بسیاری از آنها رگ و ریشه ایرانی دارند و در رژیم بعث جزو مطرودین و بازگشت‌داده شده‌ها بودند. ولی این رمان افراد طبقه‌ای از عراقی‌ها را به ما نشان می‌دهد که کمتر می‌شناسیم. پایتخت‌نشینانی که به طبقات متوسط به بالا قرار دارند و در حال گذر از سنت به مدرنیته هستند و گره داستانی در همین گذار است.
سوای این شناخت که خود امتیازی برای این کتاب محسوب می‌شود، قلم طُعمه فرمان نیز قلم جذاب و پرکششی‌ست که مخاطب را مجاب می‌کند تا پایان اثر او را دنبال کند ضمن اینکه در بعضی از مواقع تمهیدات ساختاری رمانش آدم را به تعجب می‌اندازد که نویسنده‌ای عراقی در دهه ۷۰ قرن بیست میلادی بر این ظرایف واقف بوده است؟
البته گناه از طُعمه فرمان و دیگر نویسنده‌های عرب نیست. گناه از ماست که شناخت اندکی از همسایه‌های خود داریم وگرنه سایه‌هایی بر پنجره نباید اولین اثر ترجمه شده از نویسنده‌ای باشد که شهید غسان کنفانی بزرگ او را بزرگترین نویسنده عرب در عصر خود می‌داند.
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,178 followers
July 8, 2021
کتاب که تمام شد، فکر کردم کاش برای پنج صدا چیزی نوشته بودم. داستان آن کتاب من را به بغدادی برده بود که بیرون از حکایت‌های هزار و یک شب وجود داشت، با آدم‌هایی که هر کدام صدایی بودند در هیاهوی شهری که اوضاع سیاسی و اجتماعی‌اش فراز و نشیب زندگی‌هایشان را تحت تأثیر قرار می‌داد.
این کتاب اما محدود است به یک خانواده و شاید شخصیت اصلی پدرشوهری باشد که از فرار عروس نگران است. تمام ماجراهای دیگر به دور همین داستان اصلی تنیده شده و شخصیت‌ها هر کدام در ارتباط با این قصه خودشان را می‌شناسانند به خواننده.
فکرهای پدرشوهر که نامش عبدالواحد است، من را یاد راوی رمان آوازهای کوهستانِ یوساناری کاواباتا انداخت. آنجا البته عروس و پدرشوهر رابطه صلح‌آمیزی داشتند و پدرشوهر همدلی بلد بود. اینجا انگار پدرشوهر خودش دلیلی بر واکنش عروس است. هر دو اما زیاد به کنش‌ها و واکنش‌ها فکر می‌کنند، به عواقب و تبعات اتفاقات نیامده.
کتاب با راوی‌های متفاوت جلو می‌رود. تا اواخر کتاب این راوی‌ها، پدر و سه پسرش بودند و من فکر کردم چه فکر جالبی کرده نویسنده که فصل‌های پدر را به دانای کل نوشته و فصل پسرها را هر کدام به اقتضای شخصیت‌شان شکل داده؛ مثلاً فصل‌های پسر کوچک که تئاتر می‌خواند ساختاری شبیه نمایشنامه دارد. اما اواخر رمان این فرمول به هم خورد و شخصیتی (نه حتی از اعضای خانواده) هم به جمع راوی‌ها پیوست.
گمانم اگر اول این کتاب را خوانده بودم و بعد رفته بودم سراغ پنج صدا، حس بهتری می‌داشتم؛ اما خب قرار نیست نمودار لذت بردن‌مان از کتاب‌های یک نویسنده همیشه صعودی باشد.
Profile Image for Zahra.
329 reviews58 followers
June 24, 2020
ظلال على النافذة | غائب طعمة فرمان
عندما تتحول أحداث حياتهم إلى مشاهد مسرحية ..
لكل ممثل دوراً يتقمصه من عائلة عبدالواحد في بغداد
ليطل بك على حياتهم .. لتدخل دهاليز أوجاعهم .. و تستمع لحكايتهم المختلفة.
تبدأ حبكة الرواية بهروب زوجة أبنهم
و ما تحدثة من زوبعة في أفراد العائلة من غياب.
الرواية برغم أنها كتبت قبل أربعين عاماً الا أنها تجسيد حي لواقع العراق برغم مرور السنين
Profile Image for Zahraa Hussin..
228 reviews49 followers
September 24, 2020
النَص الروائي رائع تَتَخلل الحوارات أفكار ونصوص أعجبتني جداً !
في رأي الشخصيات لم تأخد حقها في الرواية
مع وجود الرمزية في الرواية إلا أنها لم تُمثل بأتم وجه ممكن ..
ومضات من الشخصيات والمشاهد أو ربما هي فعلاً ظلال من رواية وظلال من شخوصها
ولكن كقارئة مولعة بتفاصيل الشخصيات وبالبعد النفسي لكل شخصية لم تكن تجربة موفقة جداً ..
Profile Image for Mhdjavadjavadzadeh.
101 reviews5 followers
January 15, 2024
خوانش‌اول‌به‌تاریخ‌دوشنبه‌بیست‌وپنجم‌دی‌ماه‌یکهزاروچهارصدودوهجری‌خورشیدی.
سایه‌هایی بر پنجره دومین کتابی بود که از غائب‌طعمه‌فرمان نویسنده‌ی عراقی خوندم.
داستان کتاب داستان جالبی به نوع خودش هست که من رو با بغداد و مردمانش تا حدود آشنا کرد.
قلم این نویسنده عراقی رو خیلی دوست دارم استفاده‌ش از جملات نویسندگان روس واقعا به موقع‌ست و تاثیر زندگی در روسیه رو نشون میده.
چیزی که توی داستان خیلی بولد بود اینه که گذشته دست از سر آدم برنمیداره...
در هر حال احساس میکنم کتاب سانسور زیادی داشت چون پرش‌های زیادی توی داستان به نظرم اومد. ولی ترجمه در اکثر نقاط بسیار روان و مناسب بود.
Profile Image for Ali A..
409 reviews14 followers
February 15, 2020
"ظلال على النافذة" رواية، للكاتب العراقي غائب طعمة فرمان (1927-1990).
صدرتْ هذه الرواية أول مرّةٍ عام 1979. وبعد أربعين عامًا أصدرتها دار المدى،
وكما لو أن وضع العراق مازال متجمدًا عند 1979، الوضع الاقتصادي الاجتماعي السياسي هو هو كما لو أن الكاتب يكتب عن العراق الحالي المثخن بالاعتداءات من كلِّ حدبٍ وصوب، ترى أي اللعنات أصابت العراق كي يقع كل ما استقامت قامته؟
أسرة الحاج هي مختصر لحال العراق تشتت وعدم اتفاق...
Profile Image for Nabat.
24 reviews10 followers
April 17, 2023
پسندیدم. و مهم‌تر اینکه بسیار تعجب کردم. تقریبا می‌شود گفت تا حالا هیچ رمان عراقی نخوانده بودم و تصور پیشینی‌ام از فضای رمان‌هایشان روایت‌هایی ساده با خط داستانی بدیهی و بدون پیچیدگی بود. تقریبا هم همین بود اما نویسنده توانایی بالایی داشت در اینکه از همین خط داستانی ساده مخاطب را تا انتها بکشاند. و حتی تا نیمه داستان دلهره و التهابی خفیف از معمای داستان خواننده را در آب نمک نگه‌دارد.
شروعش را به لحاظ فنی پسندیدم. از دکان پدرشوهر و درون افکارش یک شروع خوب و گره‌افکن داشتیم.
من حس کردم داستان شخصیت اصلی ندارد. پدرشوهر و ماجد شاید کمی پررنگ بودند اما نویسنده زیاد به عمق آنها نمی‌رفت. اینطور بگویم که تقریبا با هیچ کدام از شخصیت‌های نتوانستم همزاد پنداری کنم. و این را شاید بتواند نقطه ضعفی برای داستان دانست، هر چند که کشش داستان بدون تکیه روی یک شخصیت خاص، مسیر خودش را ادامه میداد‌.
یک نکته که در فصل‌های مربوط به پیس و شامل توجهم را جلب کرد این بود که به خلاف رمان‌های ایرانی و شاید اروپایی، میان دیالوگ‌های افراد نویسنده نیازی به ذکر حالات نمی‌دید. صرفا بازگو کردن گفته‌ها بود‌. [جابر در حالیکه برگه‌های کاغذ در دستش را جابجا می‌کرد] یا چیزهایی شبیه این. درک مسیر گفتگوها را کمی دشوار می کرد.
Profile Image for إيلاف єℓα.
17 reviews
September 16, 2022
الإنسان وآحد أينما حل والقصة نفسها تتكرر بكل زمان .
رواية كتبت بواقعية
.الحياة في رواية ظلال على النافذة يسكنها الخوف من القادم وشبح أنتظار الاب بكل لحظة .الاب بنكرانه لذاته يحاول إنقاذ العائلة لا بل فرد من هذه العائلة حتى يعود السكون الذي يبدو في الظاهر له.
لتنتهي تلك الواقعية بحوار بين شخصيات الرواية او المسرحية اعتراضًا منهم على من رسم لهم ذلك المصير والأغتراب الذي هم به …

‏في النهاية لرواية ظلال على النافذة مشهد صامت ومألوف:"كان يبكي بكاءًا صامتاً، بكاءًا أخرس، بلا تهاويل البكاء".
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Mays.mo.
136 reviews3 followers
March 21, 2021
الحياة الحديثة تتكشف دائماً عن مفاجآت هي في الواقع حقائق تغافلنا عنها أو لم نعرها انتباهاً . وحين نفاجأ بها نُصدم ونُصاب بنكسة . بينما هي في الحقيقة تحيطنا كالالغام المتفجرة وتخرج ألسنتها علينا زراية ونكاية واستهجاناً من غفلتنا .
Profile Image for Shaheed.
160 reviews20 followers
July 30, 2020
كل إنسان تمر فيه أوقات يريد أن يتخلى فيها عن كل شيء، يهجر كل شيء، يهرب حتى من جلده، ليبقى هو ونفسه وجها لوجه
Profile Image for Hadeel Jamal.
6 reviews5 followers
March 21, 2021
"أية عائلة خلق ؟ هذه عائلته . و من لا يفهم عائلته لا يفهم العالم كله "
Profile Image for Hazem Alsaied.
74 reviews1 follower
August 8, 2023
درس في الرواية، في التنويع على اساليب السرد، ولكن ذلك لا يمنع من تشتت المعنى في شخصيات غير مشغولة بما يكفي
Profile Image for داليا روئيل.
1,082 reviews120 followers
May 27, 2023
الرواية مثلما احب تماما
رجل باهت يترك عشيقته و يتزوج امراءة اخرى
ينجب اولادا تائهين
تضيع الكنة فيلجأ الى العشيقة
الرواية مكتوبة باسلوب مشوق وجميل
قد توجد بعض العبارات التي تزعج المتدينين
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.