عناوین برخی داستانهای طنز و جد این مجموعه، عبارتند از: زنها همه مثل هماند، انتهای تنهایی، در حوالی گناه، اشکهایی برای تو، چشمهای خسته، مردمانی که هستیم، میشود میتواند، ببخشید حاجآقا، مردها چه موجوداتی هستند و ....
فقط داستان زن ها همه مثل هم اند را خواندم که خوب بود البته به جای خوب می توان گفت اوکی بود. اما داستان های دیگر را هنوز نخوانده ام. کتاب را ندارم و این داستان را لابه لای داستان های دیگر مجموعه ای گلچینی پیدا کردم.به نظرم باید دو می دادم به این داستان. چرا سه دادم؟ یادم نیست حتما آن موقع به نظرم جالب آمده خیلی. ولی یک ته مایه های لوس بازی ای هم داشت. خوب که چی دیگر؟ این حساس بازی ها و لوس یازی های نازنین زن سردبیر؟؟ :0