سبحان گنجی (تهران - ١٣۶۴) شاعر، نویسنده، ترانهنویس و آهنگساز ایرانی است که نویسندگی و کارگردانی چند فیلم کوتاه از جمله «کشف استعداد یک بازنده برای مردن»، «چراغ ایرانی؛ چماق نارنجی»، «ضلع کوچک مثلث» و «لنگر» را در کنار تهیهی دو برنامهی «متکا» (از نخستین پادکستهای فارسی زبان) و «صداستان» در کارنامه دارد. وی فعالیتهای موسیقایی خود را از زمستان ۱۴۰۰ جدیتر گرفت و تا بهار ١۴٠٢ سه آلبوم موسیقی «ژاکت آبیت»، «برای آن یکی اس جی» و «چرکنویسهای خوشنویسی شده» را به همراه سه مینیآلبوم و یازده تکآهنگ منتشر کرد که در میانشان علاوه بر شعرها و ترانههای سبحان گنجی، اشعاری از انوری، سعدی، ایرج میرزا و فرجالله کمالی نیز به چشم میخورد. «قوای جنسی پانصد گراز را دارم» (١٣٨۴) «با من گناه کن به کسی بر نمیخورد» (١٣٨٧)، «حوادث اخیر» (١٣٨٨) و «لای پای پاندا» (۱۴۰۱) تعدادی از عناوین مجموعههای شعر گنجیاند. داستان بلند «هیچ کس تنها نیست» (١٣٨٨) رمان «فیسبوک» (١٣٨٩) و مجموعهداستانهای «آن دراز» و «پلنگ مصنوعی» (١٣٩٠) از کتابهای داستانی گتجیاند. از دیگر کتابهای او میتوان به «ایدههایی برای دزدیدن» (١۴٠٠) و «وتواصو» (١٣٩۴) اشاره کرد که در آن با بی تعارف و پرده به نقد فرهنگی جامعهی ایرانی در بستر بررسی تولیدات سینمایی و تلویزیونی جهانی پرداخته.