برخی از مورّخین قوم عرب را به سه گروه «عرب بائده»، «عرب عاربه» و «عرب مستعربه» تقسیم کردهاند. مقصود از عرب بائده قبایلی چون عاد و ثمود هستند که در اوان ظهور اسلام بهکلّی از میان رفتهاند و اثری از ایشان برجای نمانده است. عرب عاربه ازجمله اوس و خزرج را هم عرب اصیل یا همان قحطانیه شمردهاند که از اولاد سام بن نوح هستند. عرب مستعربه را نیز عرب غیراصیلی خواندهاند که به عرب اسماعیلیه یا عدنانیه معروف است. عرب مستعربه، که از آن جمله میتوان به قبیلۀ مشهور قریش و پیامبر اسلام اشاره کرد، اعرابی از فرزندان اسماعیلِ نبی هستند که در اصل عرب نبوده و بعدها به سبب ازدواج با اعراب و آموختن زبان و آداب ایشان، درشمار طوایف عرب درآمدند و قبول عربیّت کردند (اقبال آشتیانی، ۱۳۹۲: ۱۲-۱۳).
منبع:
_ اقبال آشتیانی، عباس، ۱۳۹۲، تاریخ ایران از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه، تهران، دبیر.
کتاب بسیار جالب که دارای نثری روان و پخته است. اما به دلیل حجم بالای اطلاعات و ذکر اسامی بسیار در هر صفحه نیاز به جست و جو دائم در اینترنت است. کتاب برای کسیکه به کلیت تاریخ ایران علاقه دارد نوشته شده اما با ذکر کل اسامی و رویدادها به شکل خلاصه به عاشقان تاریخ این فرصت را میدهد تا به دنبال خواندن هر موضوع به دنبال آن رفته و مطالب بیشتری بخوانند. مرحوم پیرنیا و مرحوم آشتیانی با نوشتن این کتاب نامی نیک برای خود خریدند و کتاب هم باقیات الصالحات زندگیشان است
کتاب گذشته را فقط فهرستی از رویدادها نمیبیند و میان آدمها، افسانهها و زمانهشان پیوند برقرار میکند. با توجه به عنوان «تاریخ ایران»، همین فضا به نظرم انتخاب درستی بود. بعضی قسمتها بیشتر از بقیه من را گرفت، ولی در کل حالوهوای کتاب تا آخر یکدست ماند. از بین نوشتههای حسن پیرنیا، «تاریخ ایران» برای من بیشتر با فضای خودش جواب داد تا با نتیجهگیریهای آماده.
کتاب تاریخ نمونهای قابلتوجه از یک روایت منسجم و خوشپرداخت است. پرداخت جزئیات بهگونهای است که درک فضای اثر را برای مخاطب آسان میسازد. این اثر برای علاقهمندان ادبیات انتخابی قابلاعتماد محسوب میشود.
کتاب تاریخ اثری دقیق و چندلایه است که با ساختاری سنجیده، مخاطب را به درک عمیقتری از مضمون هدایت میکند. انسجام ساختاری اثر در سراسر متن حفظ شده و از پراکندگی مفهومی جلوگیری میکند. این اثر برای مخاطبانی که به ادبیات جدی علاقهمندند، انتخابی شایسته محسوب میشود.
کتاب گذشته را فقط فهرستی از رویدادها نمیبیند و میان آدمها، افسانهها و زمانهشان پیوند برقرار میکند. ممکن است ریتم «تاریخ ایران» با هر خوانندهای جور نباشد، اما من صدای مستقل و حالوهوای یکدستش را دوست داشتم.
«تاریخ ایران» گذشته را خشک و دور نشان نمیدهد و آدمهای پشت روایت را هم به چشم میآورد. خواندن «تاریخ ایران» برایم فقط دنبالکردن ماجرا نبود؛ چند جایش واقعاً وادارم کرد مکث کنم. آخرش حس کردم وقتی که برای «تاریخ ایران» گذاشتم هدر نرفته.
خواندن این کتاب تجربهای دلنشین بود، کتاب حس خوبی بعد از خواندن منتقل میکند، محتوای کتاب الهامبخش و تأثیرگذار است، این کتاب بسیار روان و خوشخوان بود، کتاب دید تازهای به مخاطب میدهد.
«تاریخ ایران» تجربهای جذاب و روان برای خواندن است. محتوا الهامبخش است و حسِ خوبی از فهم و همذاتپنداری ایجاد میکند. به نظرم ارزش خواندن دارد و میتواند برای خیلیها دوستداشتنی باشد.
درونمایه کتاب تاریخ ایران فکربرانگیز است و نگاه تازهای ارائه میدهد. اثر از نظر ساختار کلی منسجم و خوشساخت به نظر میرسد. خواندن این اثر تجربهای دلنشین و رضایتبخش است.
درونمایه کتاب تاریخ ایران فکربرانگیز است و نگاه تازهای ارائه میدهد. اثر از نظر ساختار کلی منسجم و خوشساخت به نظر میرسد. خواندن این اثر تجربهای دلنشین و رضایتبخش است.
خواندن این اثر کمک کرد پیوند میان روایت، حافظه و گذشته را از زاویهای تازه ببینم. از «تاریخ ایران» بیش از همه همین پرهیز از توضیح اضافه را پسندیدم؛ کتاب به خواننده جا میدهد خودش قضاوت کند.
خواندن این اثر کمک کرد پیوند میان روایت، حافظه و گذشته را از زاویهای تازه ببینم. از «تاریخ ایران» بیش از همه همین پرهیز از توضیح اضافه را پسندیدم؛ کتاب به خواننده جا میدهد خودش قضاوت کند.
«تاریخ ایران» گذشته را مثل یک موضوع خشک نگاه نمیکند و سعی دارد آدمها و روایتهای پشت آن را هم زنده نگه دارد. همهجای «تاریخ ایران» برایم یکاندازه جذاب نبود، ولی بخشهای خوبش واقعاً به دل مینشست.
«تاریخ ایران» گذشته را خشک و دور نشان نمیدهد و آدمهای پشت روایت را هم به چشم میآورد. ریتم «تاریخ ایران» برایم خوب بود؛ قصه نفس میکشید، بیآنکه راهش را گم کند.
از «تاریخ ایران» بیشتر همان چیزهایی را دوست داشتم که مستقیم گفته نمیشدند. «تاریخ ایران» گذشته را خشک و دور نشان نمیدهد و آدمهای پشت روایت را هم به چشم میآورد.
از «تاریخ ایران» بیشتر همان چیزهایی را دوست داشتم که مستقیم گفته نمیشدند. «تاریخ ایران» گذشته را خشک و دور نشان نمیدهد و آدمهای پشت روایت را هم به چشم میآورد.