اگر بخوام دقیقترین و محققانهترین پژوهشهای ایرانیها رو درمورد زبان و ادبیات فارسی نام ببرم البته تا جایی که خودم خوندهم، یکیشون اینه و یکیشون «ممدوحین شیخ سعدی» قزوینی. واقعا این میزان دقت و تحلیل عجیبه. امروز موقع خوندنش داشتم به فیشهای احتمالی صادقی فکر میکردم و با خودم میگفتم میشه منم یکی ازینا بشم؟ ...
از یکی از دوستان زبان شناس کتابی را درخواست کردم که به من کمک کند در مورد سیر تحولات زبان فارسی یاد بگیرم. ایشان این کتاب را معرفی کردند. به نظر می آید کتاب خوبی باشد، اما من برای استفاده از آن مبتدی تر از آن بودم که بتوانم خیلی جاهای کتاب را بفهمم. با خواندن این کتاب فهمیدم که احتمالاً من به زبان شناسی آنقدری که فکر می کردم علاقه ندارم. مثلاً بررسی تغییرات صامت و مصوت ها از زبان پهلوی به فارسی برای من چندان موضوع جذابی نیست که در من دغدغه ایجاد کند. اما احتمالاً این کتاب برای کسانی که دغدغه چنین مسائلی را دارند مفید واقع شود.
شاید دلیل این که امتیاز بالایی به این کتاب ندادم، مقایسهایست که در ذهنم با کتاب "تاریخ زبان فارسی" رخ میدهد. گویی هر چقدر آن کتاب تلاش در توضیحات مبسوط و قابل فهم داشت، این کتاب با مختصرنویسی فراوان خواننده را سردرگم میکرد. متن کتاب علاوه بر پیچیدگی، دچار بینظمی هم شدهاست. تا جایی که خواننده گاهی از خود میپرسد: "هدف این کتاب چیست؟" امیدوارم این تفکر فقط از جانب ذهن خستهی منِ دانشجو باشد و مخاطبان دیگر، این کتاب را بپسندند.
زبانهای «هندواروپایی» شامل زبانهای مختلفی چون ایرانی، هندی، یونانی، ژرمنی، آلبانیایی، ارمنی و... میشود که از زبانهای ایرانیِ آن میتوان به مادی، سَکایی، اوستایی، فارسی باستان: زمان هخامنشیان (صادقی، ۱۳۵۷: ۵)، پارتی: زمان اشکانیان (همان: ۷)، پهلوی یا فارسی میانه: زمان ساسانیان (همان: ۱۲)، افغانی: پشتو، سُغدی، تاتی، خوارزمی، فارسی دَری، تاجیکی، آسی، گیلکی، مازندرانی، کردی، لری، بلوچی و... اشاره کرد. چنانکه از گویشها برخلاف لهجهها که چگونگی تلفّظ زبان است، میتوان بهعنوان زبان یاد کرد؛ چراکه گویشها شاخههایی از زبان واحد هستند (همان: ۱-۳-۷).
زبانی که ما ایرانیان در حال حاضر به آن سخن میگوییم و در نوشتههای خود به کار میبریم، زبان فارسی دَری است. زبانی منسوب به دَر (دربار) که باآنکه زبان گفتاری تودۀ مردم در قرن پنجم میلادی بوده است، قدیمیترین نوشتههای قابل توجّه آن به بیش از قرن نهم میلادی (چهارم هجری) نمیرسد. هرچند باید دانست که برخلاف عقیدۀ شایع که این زبان را به بعد از اسلام و حملۀ اعراب نسبت دادهاند، زبان فارسی دَری چنانکه ابنمُقَفّع، خوارزمی، ثعالبی، گَردیزی و دکتر محمد معین ذکر کردهاند، در اواخر عهد ساسانی و پیش از اسلام بوده است (همان: ۱-۲۵-۲۶-۲۷-۴۱-۵۱-۵۲-۵۶).
باآنکه اختلاف زبان پهلوی و دَری بسیار است، دَری مشتق از پهلوی است که با عناصر غیرپهلوی آمیخته شده است (همان: ۲۹-۳۱). و کلمۀ دَری غیر از معنایی که برای آن ذکر شد، در دو معنی دیگر نیز به کار رفته است. یکی زردشتیان یزد و کرمان که لهجۀ خاص خود را دری مینامند. و دیگری کشور افغانستان که از سال ۱۳۴۵ به اینسو زبان فارسی متداول در آنجا را دَری نامیدهاند (همان: ۵۴). آنچه در سطور بالا گذشت، پارهای از مطالب مختصر و ارزشمند کتاب «تکوین زبان فارسی» است که توسط دکتر علی اشرف صادقی نگاشته شده است. اثری که ظاهراً بهزعم برخی علمیترین و محقّقانهترین پژوهش پیرامون تاریخ پیدایش زبان فارسی است که در آن کوشش شده است تا تاریخ پیدایش و منشأ زبان فارسی روشن گردد.
منبع:
_ صادقی، علی اشرف، ۱۳۵۷، تکوین زبان فارسی، تهران، دانشگاه آزاد ایران.