یا باید سن کمی داشته باشید و یا خودتان را غلیط و سنگین نکرده باشید تا بتوانید سهراب سپهری بخوانید. به نظر من سهراب در یک دنیای موازی زندگی میکند که همه چیز از فرط سبکی و بیبندی به حرکت و حتی به سخن درآمده است. او در دنیای رقیقی حضور دارد که همهی جماد و نبات، و حتی مفاهیم و حالات هوشیارند و انسانگونه زیست میکنند. این جانبخشیها و تشبیههای شگفتی که مکرر در مکرر و گاهی به حد افراط در شعر اوست، در کمتر اثری وجود دارد و همین است که شعر او را در عین سختخوان کردن، بسیار شورانگیز و خیالانگیز میکند. برای فهمیدن سهراب چارهای ندارید جز اینکه جای او بنشینید و دنیا را از چشمان خودش ببینید؛ سپهری با بیرحمی تمام هیچ رد و نشانی از چگونه خلق کردن جملات به جای نگذاشته و جریان سیال ذهنش را بیواسطه روی کاغذ ریخته است. حالا کتابی مثل کتاب حاضر که به تلاش «پروین قائمی» منتشر شده، کوششی است که دنیای ذهنی سهراب را کمی بیشتر به روی خواننده باز کند، قائمی این کار را با نظرات (بخوانید کامنتها)ی کوتاهش در میان اشعار او انجام میدهد. در آخر یک مثال از کتاب؛ ببنید که تبخیر آب را با چه بیان عجیبی آورده است: ظهر دمکردهی تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید، آمد او را به هوا برد که برد...
نویسنده هیچ حرفی برای گفتن نداره، هیچ تفسیری نمیکنه و واضحات شعر سهراب رو صرفا به نثر داره میگه برخی مواقع همون ها رو هم اشتباه داره میگه و شعر هم یکی دو جا سانسور کرده کتاب اگر اشتباه نکنم در کل خود شعر سهراب رو مجدد بخونیم خیلی بهتره تا این کتاب
ندای آغاز مسافر به باغ همسفران شعر های مورد علاقه من از سهراب بعد از خوندن این کتاب شد یک کتاب ۲۰۰ صفحه ای از شعر های سهراب سپهری به ترتیب تاریخ سرودن و با اهتمام و تفسیر و توضیحات مختصر و مفید بود به علاوه یک مقدمه کوتاه از سهراب سپهری که برای شروع کتاب مناسب بود و در کل کتاب برای شناخت اقای سپهری و شعر هاشون انتخاب خوبیه