این کتاب رو کسی بهم معرفی نکردهبود و تا قبل این که توی کتابفروشی بهصورت تصادفی بخرمش اسمش رو هم نشنیده بودم. حالا که خوندمش دوست دارم معرفیاش کنم تا بیشتر خونده بشه. داستان کتاب در مورد پسریه که گویا حین جهانگردی گم میشه و مدت زیادیه خبری ازش نیست. مادرش و ناپدریاش سعی میکنن با روشهای مختلفِ کمک گرفتن از پلیس، دعانویس و ... پیداش کنند و ... ترجمهاش هم که در درستیِ کار آقای قادری شکی نیست. بخش مورد علاقهام: فردی که گمشده -اسماش آدمه- یه دستگاهِ پرتابِ توپِ تنیس توی خونه داشته. این دستگاه دوتا توپِ یکسان رو همزمان و روی سطحی یکسان پرتاب میکنه. در ابتدای حرکت، دو توپ همسان بالا و پایین میرن ولی همیشه آخرِ مسیر حرکتشون متفاوت میشه. «آدم» این شکلی میگه که همیشه متغیرهای تاثیرگذاری هستند که بهعلتِ ناچیزی، محاسبهشون نمیکنیم. ولی همین ها باعث میشن نتیجه متفاوت بشه.
پسره میره گردشگری گم میشه، خانوادهش فکر میکنن مرده، اما یکی پیدا میشه که وسایل پسره همراهشه و پلیس فکر میکنه پسرهست. و انگار حافظهش ر از دست داده. نمایشنامهی بدی نیست. https://taaghche.com/book/120114/%D8%...
Interesting concept, I think it would be more interesting to watch than it is to read, as the little hints and clues are all in the visuals. But cool to read nonetheless.