Jump to ratings and reviews
Rate this book

دروغ های مقدس

Rate this book

120 pages, Paperback

First published January 1, 2013

25 people want to read

About the author

حامد ابراهیم‌پور

16 books27 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
9 (28%)
4 stars
10 (31%)
3 stars
7 (21%)
2 stars
2 (6%)
1 star
4 (12%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Amir Sahbaee.
389 reviews21 followers
May 14, 2025
ریویو خوانش دوم:
این کتاب حامد ابراهیم‌پور درواقع اولین کتابش با غزل‌های فرافرمه.
خودش درباره‌ی غزل فرافرم می‌گه:
"در این نوع غزل با تغییر راوی، دید، فضا و حرکت در زمان فرم غزل و وزن و قافیه آن تغییر می‌کند و زمانی‌که به فضای قبلی باز می‌گرديم دوباره غزل نیز به فرم قبلی‌اش باز می‌گردد."

در جای دیگری شاعر اشاره کرده که چون مدرس و منتقد سینماست سعی کرده از عناصر سینمایی در غزل‌های فرافرم استفاده کنه.
--
این کتاب سال ۸۷ اولین‌بار چاپ شده و شعرها مربوط به اواخر دهه‌ی ۷۰ و ابتدای دهه‌ی ۸۰ هستن.
به نظرم خام بودن شاعر یه جاهایی حس می‌شه در غزل‌ها. این خامی نه فقط در زبان که در روایت هم اتفاق می‌افتن.
اما این غزل فرافرم، چیز خوشایندی برای خوندنه. داستانه، روایت داره، شخصیت داره، زاویه دید داره و چیزهایی از این دست اما عموما در قالب غزل. هرچند خام‌دستی‌ها گاهی تو ذوق می‌زنن اما استفاده از قافیه‌ها و ردیف‌های جدید شور و هیجان داره. خوندنش جذاب و جدیده.
تک‌بیت‌های قشنگ بیشتر از شعرهای قشنگ بودن در کتاب. بعضی از روایت‌ها(مثل خان) گاهی حس تکرار می‌دادن.
در کل تجربه‌ی جدید و جالبی خواهد بود خوندن کتاب.
--
گفتم حامد‌ ابراهیم‌پور بخاطر اون شعر سگی که سرطان داشت منو یادت می‌اندازه. اینم روش.
--

چند بیت از کتاب:
----------------
تمام مردم این شهر خوب می‌دانند
که بی‌حضور تو اشک است نام دیگر من

--
دهان گشوده مرا سمت خویش می‌خواند
چهارسو همه مرگ است در برابر من
--
با من مدارا کن که قهرت خشم چنگیز است
وقتی به جان اهل نیشابور می‌افتد

اما برو، می‌فهمم اندوه تورا، سخت است
دست گلی باشی که روی گور می‌افتد

--
باور نکردنی‌ست! مرا دفن کرده‌ای
بوی تورا گرفته تمام کفن ولی...
--
چه خوب می‌شد یک روز عاشقم بودی
چه خوب می‌شد یک عمر عاشقت بودم
--
با خنده گفت: مردن ِ با سم کلیشه‌ایست
شلیک کرد و بعد سه‌تا نقطه‌چین و بعد...
--
گناه کوچک آموزگار عالم بود
اگر بزرگ نبودم، اگر که بد بودم

که زندگی کردن را درست یاد نداد
به من که مردن را بیشتر بلد بودم
--
برای مرگ نیازی به کاک رستم نیست
فقط ندیدن لبخند‌های مرجان و...
--
و من نمی‌ترسم، چون صدات پیش من است
دراز می‌کشم و دست‌هات پیش من است...
--
به گریه‌ی مدام خودش فکر می‌کند
دارد به انهدام خودش فکر می‌کند...
--
به حرف دور و برت گوش می‌کنی گل یخ
مرا دوباره فراموش می‌کنی گل یخ
--
ببین هنوز دهان هزار خنده تویی
بخند!آخر این داستان برنده تویی
--
دوباره قلب من و وسعت غمی که نگو
من و خیال شما و جهنمی که نگو

و داغ خاطره‌ها تا همیشه بر تن من
گناه با تو نبودن فقط به گردن من!
--
مانند روح دل‌زده‌ای که
از زندگی کنار کشیده

یک لاکپشت خسته که خود را
تا زیر یک قطار کشیده
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
May 1, 2016
رستگاری در 3 اپیزود

اپیزوداول:
به كفش پاشنه دار سپید گارسونش
به عطر قهوه همراه بوی ادكلنش
نگاه كرد به گوشه كنار كافه پیر
شیكاگوی دهه بیست بود و آل كاپونش
كلافه بود به فنجان خالی اش زل زد
و بی علاقه چنگال زد به ژامبونش
تپانچه اش را برداشت، كافه خلوت بود
صدا نبود به جز ناله گرامافونش
صدا نبود به جز خواندن زنی در باد
میان لهجه دیوانه آكاردئونش
تپانچه را از روی شقیقه اش برداشت ...

اپیزود دوم:
كتاب هایش را چید توی كارتنش
نگاه كرد به گوشه كنار پانسیونش
كسل كننده ترین روز احتمالی بود:
فرانسه دهه شصت، بندر تولونش
شمرد تك تك از دست داده هایش را
نگاه كرد به سرتاسر كلكسیونش
صدای پر ضربان تلویزیونش
آپارتمان بود و میزبانی مك لین
كنار حسرت امیدوار جك لمونش
نگاه كرد... و لیوان قرص را انداخت ...

اپیزود سوم:
به میز و قوطی كنسرو نیمه سرد تنش
به جشن مورچه ها روی نان تافتونش
به دفتر خفه بی مجوزش: زل زد
به شعر زندگی زندگی خراب كنش
هزار و سیصد و هفتاد و هشت، تهران بود...؟
دوباره سردش شد، فكر خود نویسش بود
نگاه كرد به جیب لباس گرم كتش
نوشت بر همه شیشه ها خداحافظ
و بعد خم شد از نرده های بالكونش
بدون توضیح از چشم آسمان افتاد...
Profile Image for Setayesh Dashti.
158 reviews299 followers
November 26, 2015
من خیلی خیلی زیاد این کتاب رو دوست دارم. خصوصاً بعضی شعرهاش، خصوصاً اونی که مربوط به داش آکل، و پیرمردیه که می‌ره برای شرافتش بجنگه.
بین همۀ غزل‌های مدرن و پست‌مدرن، غزل فرافرم رو که حامد ابراهیم‌پور مبدعشه از همه بیشتر دوست دارم. از تغییرات فرمی افراطی، مشکل‍ات وزنیِ توجیه‌شده، مضمون‌های جنسی و زبانِ کاااامل‍اً غیرشعری توش خبری نیست. تغییرات فرمی معمول‍اً به‌جان. هرچند در جاهایی تعبیرات و زبان بیش از حد سطحی می‌شن ولی می‌شه اینا رو خیلی درنظر نگرفت. مشکل‍ات وزنی کم دیده می‌شه و مضمون‌پردازی‌ها به طور کل خیلی زیاد به دل‌نشینند. اطل‍اعاتِ شاعر از سینما و ادبیات و نوعِ وارد کردنِ اون‌ها به شعر التذاذ ادبی رو خیلی بیشتر می‌کنه.
شعر خوب، چیزیه که این‌روزها کمه. من این مجموعه رو به عنوانِ شعرِ خوب می‌پسندم.
Profile Image for Mohammad Ghaffari.
28 reviews6 followers
August 31, 2015
راهنمای عملی نگارش (؟!) اشعار (؟!) بد به زبان ساده
Profile Image for Sarah Alirezaee.
78 reviews
December 10, 2014
در وصفش یک جمله‌ که من عاشقش هستم.
غزل فرافُرم، وزن‌های خوب و ترکیب‌های عالی.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.