Jump to ratings and reviews
Rate this book

حدیث نفس #1-2

حدیث نفس

Rate this book
نوشتن به زندگی شور و روشنی می‌ بخشد. علت اصلی نوشتن، بیش‌تر آن است که نویسنده نمی‌ تواند ننویسد. این خاطره‌ های رسته از فراموشی که سالیان سال در کنه ذهن من خفته بود، در پیرسالی به خلجان درآمد و خود خود را نویساند. نوشتن در این حال بیش‌تر گوش‌دادن بود تا سخن‌گفتن و دستاورد هم، چنان‌که خواهید دید، یکسره مکاشفه است و بدون موعظه و مبالغه. نویسنده به جای آن‌که چیزی بیندیشد، دربارهٔ چیزی که می‌اندیشد می‌نویسد. ندانسته‌ای به قلم نیامده، اما دانسته‌ها هم، به دلایل آشکار، همه به قلم ننشسته ـ که جای تأسف است.

آن‌چه نوشته شده، به هر صورت، در هشتادوچند سال عمر بر نویسنده گذشته است، و ای‌بسا که او در این بازنگری به گذشته، ناخودآگاه می‌خواسته خود را بهتر بشناسد... مگر نه که آفتاب به لب بام رسیده؟

608 pages, Paperback

Published April 1, 2013

3 people are currently reading
120 people want to read

About the author

حسن کامشاد

38 books69 followers
حسن کامشاد (زادهٔ چهارم تیر ۱۳۰۴ در اصفهان) مترجم و پژوهشگر ادبیات فارسی است. او استاد زبان فارسی در دانشگاه کمبریج و استاد مدعو در دانشگاه کالیفرنیا و از مسئولان شرکت ملی نفت ایران بود. مهمترین ترجمه کامشاد، تاریخ چیست اثر ه. ا. کار و مهمترین اثر تألیفی او پایه‌گذاران نثر جدید فارسی است.
English page: https://www.goodreads.com/author/show...

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
40 (33%)
4 stars
52 (43%)
3 stars
25 (21%)
2 stars
2 (1%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 26 of 26 reviews
Profile Image for Peyman Haghighattalab.
242 reviews63 followers
June 1, 2018
جلد اول را چند سال پیش خوانده بودم. ولی یادم نبود. سر همین دوباره کلش را خواندم و راستش بلعیدم... به شدت خوشخوان. به شدت جذاب...
Profile Image for Seyed Mohammad.
84 reviews17 followers
January 29, 2015
حُسن خاطرات کامشاد، پرهیز او از درازگویی و کوشش برای ساده‌نویسی است. با توجه به تسلط او به نثر فارسی که در ترجمه‌های گوناگون خود را نشان داده است، شیوه نگارش کتاب میتوانسته «ادبی‌تر» از آنچه هست باشد. اما بی‌پیرایگی نثر کامشاد -آنچنان که خود گفته- آگاهانه است و متناسب با زبان مورد نیاز برای زندگی‌نامه نویسی. به همین سبب زبان اثر میتواند سرمشقی برای دیگرانی از اهل فرهنگ که درپی انتشار خاطرات خود هستند باشد. بی‌پیرایگی زبانی کامشاد با امتیازی دیگر یعنی کشش خاطرات نقل شده همراه شده است. روایتی که بیش از هشتاد سال حیات نویسنده را در بر می‌گیرد، حکایت جوانی، رشد و مرگ تعدادی از ستایش برانگیزترین چهره‌های معاصر ماست
دو صورت کلی برای نوشتن خاطرات وجود دارد. پاره‌ای از خاطرات به صورت روزانه‌نویسی منتشر می‌شوند. در این سیاق، نویسنده از رویداد روز بعد آگاه نیست و حتی ممکن است در نگارش خاطرات متأخر آنچه پیشتر در کتاب گفته شده را از یاد ببرد. سبک دیگر خاطره‌نویسی رویداد-محور است که در آن نویسنده مجموعه‌ای از اتفاقات را که از چگونگی پایان آنها آگاه است روایت می‌کند. خاطرات کامشاد به این سیاق دوم نوشته شده اما از نیمه دوم جلد دوم رنگی از روزانه‌نویسی هم پیدا می‌کند
Profile Image for Parastoo.
98 reviews467 followers
October 3, 2013
هرچند به خوبی و گزیده‌گوییِ جلد اولش نیست، اما همچنان خواندنی‌ست. فکر می‌کنم برای اولین بار هم هست که در این کتاب از سرقت ادبیِ «ایرانیکا» حرفی زده می‌شود. (در صفحه‌های ۲۴۹ و ۲۵۰) خیلی ناراحت‌کننده است.
Profile Image for Mohsen.khan72.
327 reviews45 followers
February 6, 2020
واقعا جذاب بود خوندنش تو خدمت کم پیش میاد کتابی با این حجم تو پنج روز خونده بشه. شیرین و آموزنده.
Profile Image for Mostafa.
433 reviews51 followers
January 7, 2023
4.5 stars
اثری برجسته در حوزه زندگینامه نویسی و تاریخ شفاهی
خاطرات برآمده از ذهن، ذهنی پویا و نقاد دکتر حسن کامشاد که از دوران کودکی و شباب تا کهن سالی به جریان سیر زندگی پربار خویش می پردازد که حقا اطلاعات تاریخی و ادبی جذابی به خوانشگرِ علاقه مند هدیه می کند
مترجم آثاری همچون دنیای سوفی و قبله عالم و بسیاری دیگر از آثار ادبی و تاریخی روایتگر روابط بین بزرگان ادبی ایران و حشر و نشر با این فرهیختگان ادب است
خواندن خاطرات برجستگان و نوابغ ایران و سیر تحول زندگی این بزرگان برای هر فردی در ایران از مهمّات و واجبات است
Profile Image for Sharzaad.
1 review1 follower
Read
April 13, 2015
بسیار آموزنده و سرگرم‌کننده و جذاب
فوق‌العاده برای روزهای تعطیل یا توی اتوبوس
Profile Image for Kamsara.
61 reviews5 followers
July 18, 2019
حسن کامشاد قلم شیرین و روانی دارد، او صادقانه تمام خاطرات خود را از کودکی تا کهنسالی برای ما تعریف می کند، البته باستثنای خاطراتی که فراموش شده اند و همچنین خاطراتی که گفتنی نیستند

او هراسی ندارد که خودش را عریان به معرضِ دید خوانندگان بگذارد از اعتراف کردن به کژاندیشی های خود زمانی که عضو حزب توده بود و برای مرگ استالین مراسمِ عزاداری بر پا میکرد تا خارج کردنِ مخفیانۀ کتابی از کتابخانه ای و کپی گرفتن از صفحات آن

خوشبختانه زندگی او فراز و فرود آنچنانی نداشته و همواره نیکبخت و کامشاد بوده است و روزگار بر وفقِ مراد او گردیده و هیچوقت گرفتار داغ و درفش حکومت پهلوی نشده و بعد از بیست و هشتمِ مرداد که یارانِ حزبی اش گرفتارِ شکنجه و اعدام و زندان شدند، او علیرغم اینکه کارمند شرکت نفت بود بعنوان استاد دانشگاه کمبریج راهی انگلستان شد و در همانجا هم موفق به اخذ دکترای خود گردید و بعد از مراجعت به ایران همچنان به کار خود در شرکت نفت ادامه داد و جزو مقامات بالای نفتی در مذاکرات کنسرسیوم در لندن شرکت می نمود

جالب اینجاست که بعد از بیست و هشتم مرداد و سقوط مصدق، با چهره های نام آشنای دیگری در بین کارمندان شرکت نفت آشنا می شویم بزرگانی چون ابراهیم گلستان، عزت الله فولادوند ، صفدر تقی زاده، طاهره صفار زاده، صادق چوبک، محمد علی موحد ونجف دریابندری و حسن شهباز

کامشاد از انقلاب پنجاه و هفت بسرعت رد می شود و –به اجبار یا به مصلحت- اصلاً در آن باره چیزی نمی گوید اما در شرحِ زندگی پاره ای از دوستان و همکاران دچار پرگویی می شود، حداقل بیست صفحه از کتاب را به ابراهیم گلستان اختصاص می دهد و حداقل پنجاه صفحه در باره شاهرخ مسکوب و نوشته های او قلم می زند، البته این مطالب نیز جالب و خواندنی هستند اما جایش در یک کتاب زندگینامۀ خودنوشت نیست و پسندیده بود که آنها را یا مستقلا به چاپ برساند یا درسالگردی یا یادبودی منتشر نماید

حدیث نفس کتابی خواندنی ست و اگر نقصانی در آن به چشم میخورد بخاطر قیاس آن با کتاب روزها در راه شاهرخ مسکوب است
مسکوب دردمندتر، عمیق تر، عاشق تر و صادقتر از کامشاد است

از متن کتاب:

در مجلس ضیافت پس از سخنرانی، مرا به جواهر لعل نهرو معرفی کردند، سخن از اوضاع ایران بعد از کودتای بیت و هشت مرداد پیش آمد، خواستم خودشیرینی کنم گفتم اگر ما هم در ایران شخصیتی چون شما داشتیم، مهلتم نداد جمله ام را تمام کنم ، با تغیر گفت شمامصدق داشتید با او چه کردید؟ سرخ شذم، شرمگین سر به زیر انداختم، این مهمترین برخورد من با یک شخصیت جهانی بود

حیف از آن سالهای برباد رفته، دریغ از آن همه تلاش و فداکاری در راهِ فریبی بزرگ، بهر صورت آبِ رفته را نمی توان به جوی باز آورد، باید برای آینده درس عبرت گرفت
باید اعتراف کنم در طول زندگی ام از این خلاف کاری های کوچک که به کسی زیانی نمی زند باز هم مرتکب شده ام، اصولا فطرت متمرد دارم، از دهن کجی به آداب و مقرراتِ خشک لذت می برم
نوشتن، یادآوری گذشته، به ویژه گذشتۀ نه چندان دور، در سن و سال من آسان نیست، شنا کردن برخلاف جریان است، تاب و توان ذهنی می خواهد که رو به فرسایش است و قدری هم بی پروایی

دلواپس نوادگان و آیندگان هستم، دنیا را پلید و هراسناک می بینم، سالهای خوش بینی و آرمان گرایی گویی گذشته اند، شاید هم این شیوۀ اندیشیدن اقتضای سن من باشد، چه کنم به هر سو نگاه می کنمسیاهی است و دروغ و دغل، می پرسید در این دنیای پر کین و مکر، تو چگونه نیک بخت زیستی؟ به زبان شیرین همشهری هایم می گویم: خر شانسی، خودم در ته دل هنوز فکر می کنم زندگی بیشتر در گرو بخت است، بهره گیری از فرصت ها البته که مهم است، ولی مگر فرصت برای همه یکسان دست می دهد؟
Profile Image for Ali.
15 reviews3 followers
October 2, 2013
از جلد دوم کتاب هیچ خوشم نیومد. حتی تقریبن بدم اومد و احساس‌کردم که سرم کلاه‌گذاشتن و اون چیزی نیست که انتظار داشتم. کتاب رو خیلی سریع‌خوندم و این بیشتر از این‌که به خاطر قدرتش باشه، برای این بود که چیزی نداشت که ذهنم رو بهش قلاب کنه و نگهم ‌داره.
کتاب یک‌دست نیست. مثلن یک‌جایی خیلی سریع و باعجله قصه‌ی روزهای انقلاب رو می‌گه، یک‌جایی خیلی طولانی درباره‌ی گلستان و نوشتن با دوربین و این‌ها حرف می‌زنه. شاید جلد اولش هم همین‌طور بوده و من یادم نیست. اما این‌جا این پراکنده‌گی، مخصوصن وقتی متوجه پرش‌هایی توی زمان روایت می‌شیم، اذیت می‌کنه. هم یک حجم قابل توجهی از کتاب خاطراتش رو هم داده به نقل مستقیم نوشته‌های دیگران و مشخصن شاهرخ مسکوب که یک‌مقداری عجیبه. بدترین قسمتش هم اون‌جاییه که از یه مراسم یادبودی گزارش می‌ده. اون قسمت‌های متن یه جوریه که انگار مستقیم از روی گزارش روزنامه‌ی اطلاعات کپی شده. سخنران بعدی فلانی بود و پس از او بیساری از بهمدان گفت و سپس فیلانی پشت تریبون رفت و الخ. یعنی فکر کنم دیگه روزنامه‌ها هم این‌جوری گزارش تنظیم نمی‌کنن. آخر کتاب رو هم، چنان‌که شایسته و بایسته‌ی چنین اثر گران‌قدریه، با ناگهان چقدر زود دیر می‌شود و به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست تموم کرده. حتی ظاهر کتاب هم ناراحتم کرد. طرح و ترکیب رنگ جلد و مخصوصن صفحه‌آرایی. مثلن عکس‌ها رو یک‌جوری گذاشتن پایین صفحه که انگار یک عکسی بالاش بوده و به دلیلی حذف شده.
جلد اول، خاطرات خوش‌مزه‌ی یک پیرمردی بود که خیلی خوب زندگی کرده و خوب هم قصه تعریف می‌کنه. یک ویژگی‌های یکه‌ای هم داشت که توی آدم‌های به این مهمی کمتر نظیرش پیدا می‌شه. مثلن اینکه خیلی فروتن بود و این رو نه از موعظه‌ها که از نگاهش به زندگی می‌شد فهمید. جلد دوم هم شاید کار همون آدمه که پیرتر و کم‌حوصله‌تر و فراموش‌کارتر و پریشان‌گوتر شده. امیدوارم دوباره فرصت‌کنم جلد اولش رو بخونم تا اون تصویر ازش توی ذهنم بمونه.
Profile Image for Ali.
118 reviews
June 2, 2020
از بس شیرین است و پرماجرا که به سختی می‌شود در خواندن‌ش وقفه انداخت.
Profile Image for Mahtab.
39 reviews25 followers
July 4, 2020
این کتاب خاطرات حسن کامشاد (ماجرای تغییر نام فامیل از میرمحمدصادقی به کامشاد هم از خاطرات جالب کتاب بود) هست و در هفت فصل کودکی، نوجوانی، جوانی، انگلستان، میانسالی، سالمندی و کهنسالی نوشته شده. هر فصل از بخش های کوتاهی تشکیل شده که خوندنش رو خیلی راحت میکنه. تقریبا میشه گفت کار ترجمه رو بعد از بازنشستگی اجباری از شرکت نفت شروع کردن. لابلای خاطرات از سیاستمداران و نویسندگان دیگه هم به کرات یاد میشه. درمورد دونفر به تفصیل بیشتری صحبت شده. یکی ابراهیم گلستان که سبب رفتن به انگلیس و شروع کار در کمبریج رو براشون فراهم کرده و دیگری شاهرخ مسکوب که دوست دیرینه بودن باهم. من تا حالا ترجمه ای از ایشون نخوندم ولی چون به زندگینامه ها علاقه دارم این کتاب رو خوندم. البته احتمالا سرگذشت فلسفه رو بذارم تو برنامه خوندنم.
فکر کنم تنها چیزی که یادم بمونه از این کتاب این هست که چقدر خوش شانس یا بقول خود نویسنده "خرشانس" بودن! جدای از شوخی یه نتیجه گرفتم اینکه رابطه ها و دوستان خوب چقدر در موفقیت آدم تاثیرگذار هستند. و نکته آخر اینکه بهتره نظرات نویسندگان و بزرگانی که میشناسیم رو در مورد هم نخونیم چون ممکنه با اون تصویری که ازشون در ذهن داریم نخونه و یا شاید هم ما باید یادبگیریم که اونام مثل ما آدم هستند و نباید انتظار بی عیب بودن ازشون داشته باشیم.
Profile Image for Zahra Mohsenpour.
70 reviews2 followers
March 29, 2019
قبلا حسن کامشاد رو با ترجمه دنیای سوفی می‌شناختم؛ ولی این هدیه عزیز، حدیث نفس، باعث شد که بهتر هم با حسن کامشاد و هم با برخی دیگر از بزرگان زبان فارسی آشنا شوم. نثر کتاب ساده و روان و خوش‌خوان است. خاطرات او در دوره سالمندی و کهنسالی به جذابیت چهار دوره قبلی نیست؛ ولی باز هم بسیار خواندنی است. توقع داشتم نویسنده در قسمت‌های پایانی کتاب که در مورد شاهرخ مسکوب می‌نویسد، بیشتر از زبان خود سخن می‌گفت تا گزیده‌ای از سخنان این و آن. ولی در کل از خواندن این کتاب بس لذت بردم.
67 reviews15 followers
September 30, 2014
جلد اولش بهتر بود. اون فصل هایی که راجع به کارمندای فراری دوره ی شاه و زندگی بعد انقلابشون تو انگلیس نوشته بود جالب بود. فصل های آخرشم که مثکه آقا خسته شده بود و همه ش نقل قول از جاهای دیگه بود
Profile Image for foroogh.
71 reviews45 followers
May 18, 2015
با نظر پرستو موافقم. نه به خوبی جلد اول ولی کماکان خواندنی و اموزنده و لذت بخش بود

قلمش پرتوان باد.
Profile Image for Mana Ravanbod.
384 reviews254 followers
July 29, 2021
خواندن این کتاب سفر دلپذیری‌ست از اصفهان عصر رضاشاهی، کودکی کامشاد که آنوقت میرمحمدصادقی بوده، خاطراتی از خانواده‌های قدیم سهر، تا تهران و آبادان بعد از شهریور بیست و تکاپوهای سیاسی و بعد کودتا که از اینجا فراز ونشیب زندگی آغاز میشود تا دوستی پرشور با شاهرخ مسکوب و ابراهیم گلستان و غیره.
چهره‌ی بعضی آدمهای معاصر در این کتاب پیدا میشود و همه در پرده‌ای از رندی و شوخ‌طبعی حسن کامشاد. خواندنی، به‌یادماندنی، و زیبا.
Profile Image for Shahed.
176 reviews29 followers
November 2, 2017
حسن کامشاد : در ته دلم هنوز فکر می‌کنم زندگی بیشتر در گرو بخت است، در گرو این که کی و کجا و در چه موقعیتی پا به جهان می‌نهی، در گرو نیک‌بختی‌ها و تیره‌بختی‌هایی که برای یک یک ما در طول عمر پیش می‌آیند و روزگارمان را رقم می‌زنند. بهره‌گیری از فرصت‌ها البته که مهم است، ولی مگر فرصت برای همه یکسان دست می‌دهد؟
.
حقیقت امر آن است که آقای حسن کامشاد هیچ فرصتی را در زندگی از دست نداده است
Profile Image for Tardid.
24 reviews16 followers
April 2, 2018
کتاب را اتفاقی باز کردم و شروع کردم به خواندن و تا اخرش را خواندم. نثر ساده بود و خوشخوان. تا قبل از این اسم کامشاد را تنها به عنوان مترجمی حاذق می‌شناختم در حالی که کار ترجمه بیشتر مربوط به سنین پیری او می‌شود. در باقی سال‌ها او تدریس کرده، نوشته، خوانده، با آدم‌های زیادی نشست و برخواست داشته در شرکت نفت سال‌ها کار کرده. و البته به خودش همه این موفقیت‌ها را مدیون شانس است. یکی از دوستانش به او می‌گوید که نه تو از فرصت‌ها خوب استفاده کردی و او زیر بار نمی‌رود، می‌گوید این فرصت‌ها برای هرکسی پیش نمی‌آید.
به واقع هم همین طور است، شاید بتوان گفت شروع اصلی سلسله خوش‌کامی‌های کامشاد در سال آخر دبیرستان باشد، جایی که با افرادی مثل شاهرخ مسکوب، مصطفی رحیمی، ارحام صدر بازیگر همکلاس می‌شود. مسکوب به او می‌گوید چرا این کتاب‌های سطح پایین را می‌خوانی و شروع می‌کنند به خواندن کتاب‌های قدیمی فارسی. و بعد دانشگاه و شرکت نفت و فرصت‌ها و شانس‌های بیشتری که نصیب او می‌شود. با ده‌ها فرد سرشناس اعم از سیاستمدار و نویسنده مراوده پیدا می‌کند.
ویژگی دیگر کتاب هم این هست که به نوعی یک کتاب‌شناسی کوچک هم هست. البته بیشتر ترجمه‌های خود اوست ولی ترغیبم کرد چندتایی که از کتاب‌هایی که معرفی کرده را بخوانم.
نویسنده چندان در مورد اشخاص دچار خودسانسوری نشده، مثلاً چند مورد خاطراتی را که جنبه انتقادی و منفی نسبت به اشخاص دارد هم ذکر می‌کند. با این حال خیلی دوست داشتم اسم دو سه شخصیت که به ناچار از ذکر نام آن‌ها خودداری کرده را بدانم، حالا از سر فضولی یا هرچه! یکی آن فلان حاجی بازاری که قبل از انقلاب سیمان را به دو برابر قیمت به او چپاند و بعد از انقلاب ظاهراً به منصب خاصی رسید.
حالا هر چقدر کتاب خوبی داشت همانطور که بقیه هم اشاره کردند حوصله‌سربر می‌شود.
Profile Image for Hosna.
483 reviews18 followers
November 21, 2020
جلد نخست بسیار بهتر از جلد دو بود. آشنایی با اصفهان گذشته و دگرگونیهای جامعه‌ی سنتی آماده‌ی گذار به دوران تجدد. سواستفاده‌ی سازمان توده و دیگر پیشامدهای دوران. جلد دو اما به دو بخش گلستان و مسکوب بخش می‌شود. ارادت و همدلی کامشاد به مسکوب تحسین برانگیز است. همو بود که نوشته‌های مسکوب را سامان و پس از مرگش منتشر ساخت. روشن نیست چرا کامشاد کینه‌ی گلستان را به دل گرفته. آن هم با لطف فراوانی که گلستان به او کرده. شاید به گفته‌ی موحد تیغ آهیخته‌ی گلستان در نبرد با میانمایگی.
Profile Image for I'm Kian .
155 reviews43 followers
November 1, 2021
من همیشه دوست داشتم این کتاب رو بخونم. آقای کامشاد رو میشناختم و وقتی دیدم اصفهانی هم هست دیگه خیلی علاقمند شدم. به طور کلی تر هم واقعا از نوع ادبیات زندگینامه نویسی لذت میبرم. توش واقعا لحظه های حکمت رو میبینم . خیلی به دلم میشینه. شاید ناخودآگاه فامیل عاریتی آقای کامشاد با نحوه ی زیستن ایشون مطابق شد. تقدیر و تدبیر کامِ شادی به ایشون عرضه کرد . از همه لحاظ.
21 reviews3 followers
October 21, 2024
از بس خوب بود، حس می‌کنم من در کنار حسن کامشاد زندگی کرده‌ام و آن لحظات را واقعا زیسته‌ام. عمر این سید «جلیل‌القدر» درزاتر باد.
53 reviews2 followers
July 9, 2025
در سراسر کتاب بیشترین فکری که توی سرم این بود که واقعا سفید بختی می تونه توی طالع ادم باشه . سفید بختی می تونه به شکل ادم هایی که توی مسیرت
قرار می گیرن به شکل توالی اتفاقاتی که برات میفته ، به شکل ترتیب زمانی که برات چیده میشه خودش رو نشون بده . کتاب خیلی نکته و صحبت خاصی برای من نداشت ولی به یکبار خوندنش می ارزید قطعا
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews154 followers
May 28, 2025
خواندن اتوبیوگرافی ها بسیار جذاب هستند مخصوصا اگز از افراد فرهیخته باشد... در کتاب رفاقت و اثر شاهرخ مسکوب در زندگی کامشاد دیده می شود. چرا باید کتاب را درست زمانی تمام کنم که کامشاد از دنیا بره... روحش شاد
Profile Image for Sima.
74 reviews
March 6, 2025
وای که چقدر با این کتاب بلند بلند قهقهه زدم! به خصوص اون قسمت که حسن آقا توی خونه دوست باباش جیش کرد و ماجراهاش😃
Profile Image for Parisa.
39 reviews10 followers
April 1, 2020
در روزهای ناخوب وطن و در جایی 5000 کیلومتری تهران اولین جملات را خواندم:

"من پسر حاج سید علی‌آقا میر محمد صادقی‌ام و در 4/4/4 در خاک پاک سپاهان به دنیا آمدم. چند ماه پیش از تولد من آدولف هیتلر جلد یکم نبرد من را منتشر کرد و رضا خان سردار سپه چند ماه پس از تولد من، به تخت سلطنت نشست...

امروز که نوشتن این خاطرات را شروع می‌کنم 81 سال از عمر شرفم می‌گذرد و گوش شیطان کر در نهایت صحت و عافیتم و ملالی ندارم جز دوری وطن."

برای من که پدربزرگ‌هایم را به چشم ندیدم و اگر هم میدیدم شباهتی از جهت تجربه‌های آقای کامشاد نداشتند حس خیلی خوبی بود که پای صحبت صمیمی، بی‌نصیحت و گاهی طنز ایشان بنشینم. "حدیث نفس" کتابی بسیار روان، شیرین و گیرا بود برای تمام 576 صفحه‌اش. و اگر روزی از من بپرسند که همدم توو در آبان 98، در دی 98 و بعد از سقوط هواپیما چه کسی بود من باید از آقای کامشاد یاد کنم. که خاطراتشان به نوعی تکرار تاریخ این روزها بود و انگار که بعد از تعریف هریک دستی روی سرم میکشیدند و لبخند میزدند.

کتاب را باید مثل تاریخی شفاهی و با زبان خودمانی از پدربزرگتان تصور کنید که می‌گوید آنچه در تاریخ نوشته‌اند تاریخ نیست و شروع می‌کند از قصه‌های خودش و درگیر بودنش در تمام اتفاقات مثل ملی شدن صنعت نفت، توده و انقلاب می‌گوید. در این بین هم از آدم‌های بزرگ آن زمان که با آن‌ها دوستی داشته و روابط و طرز فکرشان تعریف می‌کند. این آدم‌ها می‌توانند هویدا، شاهرخ مسکوب، ابراهیم گلستان، جلال آل احمد و یا بزرگان ایران‌شناس غربی باشند. در همه‌ی این قصه‌ها جایی پیدا نمی‌کنید که از جزییات و یا اطلاعات تخصصی خسته شوید، این معجزه‌ی ایشان است.

اگر کتابی می‌خواهید خودمانی و بی‌ریا که زیاده فشار بر افکار تنهاییتان نیاورد و شما را با زمانه‌ی نه چندان دور تاریخ و ادبیات کشورتان آشنا کند، من این کتاب را توصیه می‌کنم. و اگر اهل فیدیبو (نرم افزار کتاب‌فروشی آنلاین) باشید که من نیستم می‌توانید کتاب را از آنجا بخرید.

اسم آقای کامشاد برای شما هم ناآشناست؟ ایشون مترجم کتاب دنیای سوفی و چندین اثر عالی دیگه هستن.
Profile Image for 30na.
4 reviews
April 5, 2020
کتابی خوشخوان با نثری شیرین، خودزندگی‌نامۀ صمیمی یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی ایران. مترجمی که کار تمام وقت ترجمه رو تازه بعد از بازنشستگی و در 56 سالگی شروع کرده و کارنامۀ درخشانی به جا گذاشته. چیزی که کتاب رو خواندنی می‌کنه علاوه بر قلم روان نویسنده خاطرات فراوانش از چهره‌های فرهنگی و هنری معاصره. خود آقای کامشاد متواضعانه موفقیت‌هاش رو به بخت و اقبال نسبت میده در حالی که به نظر من چیزی که زندگی و البته کتاب زندگی‌نامۀ او رو غنی کرده ارتباطات گسترده‌ای است که شکل داده. کتاب برشی از شرایط اجتماعی و تجربۀ زندگی در دوره پهلوی دوم رو تصویر می‌کنه و از این نظر هم جذابه.
30 reviews
February 11, 2020
از صداقت گفتار و بی پیرایه بودن آقای کامشاد در نوشتن خیلی لذت بردم به طور کلی کتاب بسیار شیرین و خواندنی از کار در آمده.خواندن در مورد بزرگانی که هر کدام را به نحوی میشناسیم ودر مورد آنها چیزهای جدید می‌خونیم هم خیلی خوب بود.روزها در راه رو قبلا خونده بودم و انگار بعضی از اون اتفاقات رو دارم از نگاه کس دیگری نگاه میکنم.قسمت مربوط به درگذشت مسکوب برام خیلی ناراحت کننده بود.
Profile Image for Yaser Kerachian.
12 reviews38 followers
February 22, 2020
یکی از بهترین خودزندگی‌نامه‌هایی بود که تا حالا خوانده‌ام. متن بسیار شیرینی دارد.
Displaying 1 - 26 of 26 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.