نمونههایی از شعر امروز ایران (۱۳۵۷-۱۳۲۰) چکیده در این کتاب علاوه بر گزیدههایی از بهترین اشعارِ شاعران چیرهدست روزگار ما، نقطه نظرهای شاعرانی نظیر نیما یوشیج، احمد شاملو، بیژن جلالی، مهدیاخوانثالث، منوچهر آتشی، فروغ فرخزاد و… در باره شعر امروز درج شده است. از جمله شاعران این مجموعه (علاوه بر اشخاص پیش گفته) میتوان از این شاعران نام برد: سهراب سپهری، فریدون مشیری، گلچینگیلانی، رضا براهنی، محمدرضا شفیعی کدکنی، هوشنگ ابتهاج، محمد زهری، سیاوش کسرایی، نصرت رحمانی و…
تورج رهنما (متولد ۱۳۱۶ در اهواز) مترجم، شاعر و پژوهشگر زبان و ادبیات آلمانی است. رهنما تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در ایران گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به آلمان رفت و در دانشگاه مونیخ دررشته پزشکی ثبتنام کرد. در حدود دو ماه به آموختن زبان آلمانی در انیستیتو گوته پرداخت. او چهار سال در رشته پزشکی تحصیل کرد، ولی با موافقت دانشگاه و سفارت آلمان رشته تحصیلیاش را تغییر داد. بعد در رشته ادبیات آلمانی، روانشناسی و تعلیم و تربیت ادامه تحصیل داد و موفق به اخذ درجه فوق لیسانس در همان رشته شد و بعد به ایران بازگشت. رهنما از دولت اتریش برای ادامه تحصیل بورس گرفت و در دانشگاه زالتسبورگ تا مقطع دکتری ادامه تحصیل داد و رساله دکتری خود را تحت عنوان «بازتاب نظریههای روانکاوی درادبیات معاصر آلمان» نوشت.
چه بسیار عمرها و زندگیها در این راه، راه این اشتباه (شاعری)، تلف شده است، چون تقریبا اغلب مردم میخواهند، هوس بسیار دارند که از این فضیلت و هنر، یعنی شاعری بهرهمند باشند و میپندارند که هستند. از این جهت به عقیدهی من تلفات شعر و شاعری شاید از تلفات همه حوادث طبیعی و غیرطبیعی در طول تاریخ بشریت بیشتر باشد. از سیل، زلزله، جنگ، بیماری و... این آفت پرتلفات مثل یک بیماری به ظاهر بیآزار، اما در واقع خطرناک و متاسفانه علاجناپذیر، مخصوصا در کشورهایی که همیشهی خدا گرفتار و بیمار و مبتلا بودهاند و دورههای ستمدیدگی و عقبماندگی و مغلوبیت، انحطاط و بندگی و اسارت بسیار داشتهاند و دارند، در اینچنین کشورها تلفات شعر بیشک بیشتر از تلفات همهی جنگها و حوادث شوم بیماریهای عمومی بوده و هست و هنوز این ضایعات به قدر و قوت خود باقی است. و همین وفور و فراوانی یعنی بسیاری شعرای مادون درجه یا درجهداران از دو و سه پایینتر، دلیل روشن و بارز بر انحطاط و عقبماندگی کشورهاست. هیچ نوع پیشگیری و مداوایی هم متاسفانه سودی ندارد، جز اینکه کشور به سمت آزادی و آبادی و رشد برود، آنوقت مردم به دنبال کار و زندگی خود خواهند رفت و از این بیماری و توهم نجات شفا پیدا خواهند کرد و امر شعر به عهده اهلش خواهد افتاد. یعنی همان تک و توک دیوانگان و شعرای واقعی و حقیقی.
تردیدیست که سرانجام به یقین میگراید و گلولهیی که به انجامِ کار شلیک میشود. آهی به رضای خاطر است از سرِ آسودگی.
و قاطعیتِ چارپایه است به هنگامی که سرانجام از زیرِ پا به کنار افتد تا بارِ جسم زیرِ فشارِ تمامیِ حجمِ خویش درهم شکند، اگر آزادیِ جان را این راهِ آخرین است.
تورج رهنما تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ایران و تحصیلات دانشگاهی را در آلمان و اتریش گذراند. او پس از بازگشت به ایران بیش از سی سال به عنوان استاد زبان و ادبیات آلمانی در دانشگاه تهران تدریس کرد. رهنما گذشته از انتشار ده ها کتاب در زمینه ادبیات امروز ایران و آلمان به زبانهای آلمانی و فارسی، پنج مجموعه شعر نیز در ایران منتشر کرده است. دکتر رهنما در سالهای اخیر به دریافت دو جایزه بزرگ در آلمان توفیق یافته است: جایزه ادبی شهر هانوور در سال 2000 و نشان بین المللی «گوته» در سال 2002
یک مجموعه شعر زیبا از شاملو/مشیری/سپهری/اخوان ثالث.....ه وبهترین شعر به نظر من این بود:
پر کن پیاله را کین اب اتشین دیریست ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها کز پی هم میشود تهی دریای اتش است که ریزم به کام خویش گرداب می رباید و ابم نمی برد
من با سمند سرکش جادویی شراب تا بیکران عالم پندار رفته ام تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم تا مرز نا شناخته مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریز پا تا شهر یادها
دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد
هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه الود دور دست پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من انجا ببر مرا که شرابم نمی برد
ان بی ستارهام که عقابم نمی برد
در راه زندگی با اینهمه تلاش و تمنا و تشنگی با اینکه ناله میکشم از دل که اب...اب دیگر فریب هم به سرابم نمی برد