ـ هر دوتامون سعی میکنیم گذشته رو فراموش کنیم... فکر نمیکردم که قضیه اینجوری بوده، بخصوص در رابطه با شما، اما زندگی... زندگی، سخته... تنهایی نمیشه باهاش روبهرو شد. مینا، من شما رو مثل ژانی دوست دارم... سعی میکنیم با هم خوشبخت بشیم... فکر نمیکنید بتونیم موفق بشیم؟
Charles Exbrayat (Saint-Étienne, 5 mai 1906 - Saint-Étienne, 8 mars 1989) est un écrivain français, auteur de romans policiers. Il a publié plus de cent romans dont certains ont été adaptés au cinéma et à la télévision. Quelques titres ont également été écrits avec l'écrivain Jacques Dubessy sous le nom de plume commun de Michael Loggan.
Charles Exbrayat (Saint-Étienne, May 5, 1906 - Saint-Étienne, March 8, 1989) was a French writer, best known for his detective novels. He published over one hundred novels, some of which were adapted into films and television shows. A few titles were also written with the author Jacques Dubessy under the shared pen name of Michael Loggan.
«آرنولد اسکار»، قاضی عالی رتبه شهر لوسترن است. او به مدت سی ودوسال با اعتقاد راسخ در اجرای عدالت کوشش کرده و جوانی خود را برای دفاع از حق و عدالت صرف کرده است. این بار متهم، جوانی نسبتا خوش تیپ و جذاب به نام «آلبر ریمولدی» است. ریمولدی متهم به سرقت 368 هزار فرانک سوئیس، از بانک «لیندمان» است، بانکی که او به عنوان کمک حسابدار در آنجا مشغول به کار بود. آلبر ریمولدی گذشته ای نه چندان جالب و ظاهری ساده لوحانه دارد؛ اما در باطن سرشار از هوش و ذکاوت است. ذکاوت او در صحبت با قاضی آرنولد اسکار سبب دستگیری دزدان اصلی بانک لیندمان و دست یابی ریمولدی به پاداش این بانک می شود.