إن هذا الكتاب يشمل دورة فلسفية مختصرة ويوضح أمهات المسائل الفلسفية وقد تم بذل الجهد فيه أن يكون مفهوماً عند أغلب الناس. واستفيد في هذا الكتاب من التحقيقات القيمة للفلسفة الإسلامية خلال ألف عام من عمرها واستفيد أيضتً من تحقيقات علماء أوروبا العظام. واستعرضنا فيه المسائل التي تحظى بالأهمية البالغة في الفلسفة القديمة والمسائل التي هي جديرة بالبحث في الفلسفة الحديثة، وسوف نلاحظ ضمن هذا الكتاب بعض المسائل التي لم يتقدم بحثها لا في الفلسفة القديمة ولا في الفلسفة الحديثة. واحتفظت الفلسفة في هذا الكتاب بحدودها ولم تختلط بالعلم وروعيت العلاقة بين العلم والفلسفة ولكن قطعت فيه العلاقة تماماً بين الفلسفة وعلم الفلك القديم والطبيعيات القديمة، واستفدنا أيضاً في الموقع المناسب من النظريات العلمية الحديثة. وسعينا في هذا الكتاب إلى توضيح كل انحرفات المادية الديالكتيكية
الجزء الأول http://www.4shared.com/get/UBBSw-7K/_...
الجزء الثاني http://www.4shared.com/office/Alb5FfZ...
Al-ʿAllāmah Muḥammad Ḥusayn Ṭabāṭabāʾī was one of the most prominent thinkers of philosophy and contemporary Shia Islam, influencing the fathers of the 1979 Islamic Revolution such as Motahhari and Beheshti. He is famous for Tafsir al-Mizan, a twenty-seven-volume work of Quranic exegesis, which he worked on from 1954 until 1972. He studied gnosis, mathematics, jurisprudence and Ali ibn Sina's "Book of Healing" at Najaf, Iraq.
سید محمدحسین طباطبایی (زاده ۱۲۸۱ تبریز - درگذشته ۲۴ آبان ۱۳۶۰ قم) معروفبه علامه طباطبایی روحانی، عارف، فیلسوف و نویسنده ایرانی بود. وی از مجتهدان شیعه و از برترین مدرسان حوزه علمیه قم به شمار میآمد، که از شاگردان وی میتوان به مرتضی مطهری، عبدالله جوادی آملی، محمدتقی مصباح یزدی، حسن حسن زاده آملی، سید محمد بهشتی، سیدعلی خامنهای، سید جلال الدین آشتیانی، هادی خسروشاهی، مرتضی تهرانی، محمد مفتح، احمد احمدی، علی قدوسی، محمدرضا مهدوی کنی، غلامحسین ابراهیمی دینانی، علی احمدی میانجی، سید عزالدین حسینی زنجانی، محمد محمدی گیلانی، سید موسی صدر، سید محمد علی قاضی طباطبایی،علی سعادت پرور و جعفر سبحانی اشاره کرد.
تفسیر المیزان، نهایةالحکمة، رسالة الولایه، شیعه در اسلام، حاشیه بر اسفار صدرالدین شیرازی و اصول فلسفه و روش رئالیسم بخشی از مهمترین آثار اوست.
این مجموعهی ۵ جلدی ، شامل ۱۴ مقاله به تالیف طباطبایی است به همراه چند مقدمه و پانویس و شرحهای فراوان به تالیف مطهری . این مجموعه در ابتدا به قصد نقد و ردیهای بر تفکرات چپگرایان و ماتریالیستها در دههی ۳۰ نوشته شده است اما به بهانهی این نقد ، عمیقترین مسائل فلسفی ( مخصوصا در حوزهی اپیستمولوژی ) از ریشه و بنیان بررسی و ارائه میشوند. نکتهای که باید در نظر داشت یک تفکیک مهم است که نباید ما را در جرگهی دگماتیستها قرار دهد . قبل از بررسی جهتگیریهای سیاسی باید بدانیم که مشرق زمین یک مسلک فلسفی مخصوص به خودش را دارد که بخشی از آن توسط روحانیون و مذهبیون مسلمان - چه در ایران و چه در خارج از آن - به پیش میرود و وجود این مسئله فارغ از ارزشگذاری آن انکارنشدنی است ( مثل نقش ملاصدرا شیرازی در پیشبرد فلسفهی شرقی ). رد و نقض کردن متنهای این چنینی صرفا بخاطر نقش سیاسی مولفان آن یک عمل دگماتیستیست زیرا نفس اثر و موضوع آن میتواند متفاوت از آن جهتگیری سیاسی باشد یا حتی از لحاظ تاریخی با آن مغایرت داشته باشد : پس تفکیک موردنظر این است که در ابتدا به محتوای اثر به طور مطلق و فارغ از جهتگیریهای خوب یا بد مولف توجه کنیم ( تنها در صورتی که در آن اثر نشانههایی از آن جهتگیری وجود نداشته باشد ) . در این مجموعه مسائل صرف فلسفی مطرح میشود با نیمنگاهی به فلسفهی غربی بدون هرگونه جهتگیری سیاسیای که در سالهای بعد از انتشار این مجموعه ، مطهری را مشغول به خود کرد . ( هرچند دقت به این مسئله در حین خوانش اثر بسیار مهم است و میتواند بعضی برداشتهای اشتباه را اصطلاح کند اما خشک و تر را هم نباید با هم سوزاند ) .
اثری توصیفی و تطبیقی و انتقادی از مسائل عمده معرفتشناسی و فلسفی قرن بیستم ایران از منظر آراء فلاسفه مسلمان نوشته محمد حسین طباطبایی و با شرح مرتضی مطهری؛ اثری که در زمان خود بی نظیر بود. نویسندگان این اثر علاوه بر توصیف یک دور فلسفه اسلامی خط بطلانی کشیدند بر هیمنه تئوریک سست مارکسیسم در ایران. این مجموعه از جهت معاصریتش در زمان خود و جامعیتش هنوز هم بی نظیر است. حیف که حوزه علمیه در همان سطح و جامعیت و اثرگذاری، تلاش فلسفی طباطبایی و مطهری را ادامه نداد گرچه شاهد تحقیقات تطبیقی با موضوعات خردتر از طرف فلاسفه حوزوی هستیم و امید است به زودی برای عبور از بحرانهای فکری این دوره به جمعبندیهای پارادایمساز برسیم چنان که مطهری و طباطبایی با آثار خود در زمانه خودشان جامعه فکری ما را به جمعبندی پاردایمی در مورد نقص مارکسیسم و برتری اسلام رساندند.