1. تو دهۀ شصت، مخصوصاً سالهای اولش، و دهۀ هفتاد هم شاید، رایج شده بود و دهن به دهن میگشت که «تصویر امام خمینی تو ماه افتاده». یادتونه؟ عنوان این کتاب اشارتیست به اون ماجرا. 2. یه شعر بلنده که بیشتر نزدیکه به اشعار متعهد. تشکیل شده از قطعه های کوتاه که زنجیره وار پشت هم قرار گرفتن. زبان ورز نیست ولی تصویر ساز هست و کشف ارائه میده؛ خلاقیت و شاعرانگی رو به حد کافی داره. از روزمرگی و دلنوشتگی به دوره و در عین حال دچار انتزاع محض هم نشده. چیزی هم که بهش متعهده مشخصاً انقلاب و انقلابیون و چپ ها و کشتگان هستن. 3.
... من زنده ام اما با چشم های بسته حدس می زنم در پشت هر دریچه کسی مرده ست تماشا کنید! من که زنده ام اینگونه زنده ام: چون زنده بودن اعداد ساعتی ویران و چون زنده بودن تصویر خوشه ی انگور در چشم عاشق مصلوب ... میپرسم: کدام فصل بود که در زیر کشتی ما آب را به سنگ بَدَل کردند؟ ... چه اندوهی رهبر رؤیای عدالت جوی سربازان را جارو می کند و سربازان گرد و غبار پایگاه رهبر را ... گاهی چه دیر معلوممان می شود که ماهی ها در جشن روز صیاد رقصیده اند نه در بزرگداشت روز رهایی خویش ... من کولی ام من ریشه هایم را بر دوش می برم تا به هیچ زمین و هیچ زمانی سر نسپارم ... مرگ شاعر را نمی کشد مرگ شاعر را منتشر می کند ... تو آن مفتشی که حتا رؤیای دوستان خود را در جستجوی معصیت می کاود ... اندوه در من سکوت نیست نخستین پله ی پلکان عصیان است زخم در من کلام نیست نخستین خانه ای ست که دیوارهایش بر شانه ی دشمن فرو خواهد ریخت اشک در من مرداب نیست نخستین میدان پرهیاهویی ست که ساکنان تهیدست دو بندر غمناک را با هم آشنا می کند
4. کتاب رو نشر مهری به صورت رایگان در تارنمای خودش قرار داده. 5. جزو شعرهای معرفی شدۀ رضا قاسمیه.
در غمهای شما من اگر اندوهگین نباشم، ابلهم اما اندوه در من سکوت نیست نخستین پلهٔ پلکان عصیان است زخم در من کلام نیست نخستین خانهایست که دیوارهایش برشانهٔ دشمن فرو خواهد ریخت اشک در من مرداب نیست نخستن میدان پرهیاهوییست که ساکنان تهیدست دو بندر غمناک را با هم آشنا میکند
زمین زمین معاصر من آنچه را که دارم بر پیشخوان تو میگذارم تا شرمسار شوی قبول کن که آمدی تا دستهای خالی ما را بر گرد خویش بچرخانی قبول کن که از لحظهی حضور انسان زمین شدی قبول کن که جنگلهایت استخوانهای ماست و دریاهایت اندوه ذوبشدهی ما