Jump to ratings and reviews
Rate this book

قصه‌های شاهنامه #1

قصه‌های شاهنامه جلد اول: ضحاک بندهٔ ابلیس

Rate this book
"ارمایل" و "کرمایل" دو برادرند. آن ها مثل همه ی مردم ایران از حکومت ظالمانه ی ضحاک در رنج و خشم اند و در صدد پیدا کردن راهی برای مبارزه با ضحاک ماردوش هستند.

ضحاک پادشاهی تازی است که شیطان بر شانه هایش بوسه زده و جای بوسه شیطان دو مار روئیده، خوراک مارها هر روز مغز دو جوان ایرانی است. همه ی جوانان در بندند و در نوبت مرگ به سر می برند.ارمایل به برادر پیشنهاد می کند تا آشپزی بیاموزند و به آشپزخانه ی ضحاک نفوذ کنند و روزی یکی از دو جوان ایرانی را فراری دهند و مغز جوان دیگر را با مغز گوسفند مخلوط کنند تا خوراک مارها شود. آن ها چنین می کنند اما این کار برای کرمایل بسیار سخت است و فشار عاطفی زیاد دارد .

رنج های درونی کرمایل، بی تابی هایش ، تردیدها و برخوردهایش با برادر به همراه ماجرا مبارزه ی فریدون کاوه آهنگر و مردم ایران در ساختاری امروزی یک بازنویسی خلاق از داستان ضحاک شاهنامه می سازد . این داستان همراه بخش هایی از شاهنامه ی فردوسی یاد آور خوبی از اصل اثر است . در پایان کتاب معرفی نامه ی تصویری از شخصیت های داستان آورده شده است که برای مخاطبان می تواند سودمند باشد . ضحاک بنده ی ابلیس، نخستین جلد از مجموعه قصه های شاهنامه است .

50 pages, Unknown Binding

First published January 1, 2014

Loading...
Loading...

About the author

آتوسا صالحی

64 books15 followers
آتوسا صالحی شاعر، نویسنده و مترجم است. او در سال 1351 در تهران متولد شد. صالحی فعالیت حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۶۹ با با سردبیری نشریه سروش نوجوان آغاز کرد و پس از آن با نشریه‌هایی دیگری مانند مجله همشهری، هفته‌نامه و روزنامه آفتابگردان، روزنامه شرق و ایران همکاری کرد. او عضویت در شورای مباحث نظری و رمان نوجوان کانون پرورش فکری و دبیری مجموعه‌های رمان‌هایی که باید خواند (نشر پیدایش)، کارگروه بازآفرینی (انتشارات نردبان)، داوری‌ جایزه‌هایی مانند پروین اعتصامی و کتاب سال وزارت ارشاد، جشنواره‌ی سپیدار، جشنواره‌ی کتاب برتر و ادبیات کودک شیراز و کتاب سال کانون پرورش فکری را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد. هم ‌اکنون آتوسا صالحی سرویراستار بخش کودک و نوجوان نشر افق است و مسئولیت مدیریت باشگاه کتاب افق را برعهده دارد.
صالحی جوایزی هم از جشنواره‌های مختلف دریافت کرده که منتخب کتابخانه مونیخ، جایزه‌ی پروین اعتصامی، کتاب تقدیری سال، جایزه‌ی بانوی فرهنگ، برگزیده‌ی جشنواره‌ی کودک و شاهنامه و قلم بلورین جشنواره‌ی مطبوعات از آن جمله‌اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (28%)
4 stars
10 (35%)
3 stars
8 (28%)
2 stars
0 (0%)
1 star
2 (7%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Peiman.
653 reviews205 followers
May 19, 2025
قصه‌های شاهنامه به روایت آتوسا صالحی یک مجموعه کتاب از قصه‌های شاهنامه هست که سعی کرده با متنی جذاب و اقتباسی، روایتگر سرگذشت پهلوانان و اتفاقات شاهنامه باشه. تا جایی که می‌دونم در حال حاضر این مجموعه دارای دوازده جلد هست که من سه جلد آخر رو نداشتم. جلد اول این مجموعه با نام «ضحاک بنده‌ی ابلیس» به داستان مشهور ضحاک ماردوش پرداخته از جایی که دو جوان ایرانی با یک نقشه به عنوان آشپز وارد دربار ضحاک میشن. خیلی جالبه که این داستان از زبان یکی از این آشپزها روایت میشه. فکر میکنم سن هدف این مجموعه کتاب نوجوانان باشه اما من هم از خوندنش لذت بردم و توصیه میکنم حتما برای بچه‌ها و نوجوانان این مجموعه رو تهیه کنید.


دوباره آمدند، گمانم درست بود دیگر از یک فرسخی هم صدای پایشان را میشناسم گوشم را به در می چسبانم. انگار از این پشت چهره زشت‌شان را می‌بینم که نزدیک می‌شوند می‌گویم: «آمدند. فکر می‌کنـی امروز نوبت کیست؟ آن دو بخت برگشته‌ی بیچاره را می‌گویم.»
ارمایل سرش را میان دست‌هایش پنهان می‌کند می‌گوید «شاید هم این بار نوبت من و تو باشد کسی چه میداند؟ می‌ترسم کرمایل، می‌ترسم. از کجا که امشب مغز سر ما خورش ماران ضحاک نباشد؟ آنها روی دوش ضحاک، گرسنه چشم انتظار دو بخت برگشته‌ی دیگرند.»
صدای پا نزدیک می‌شود نفسم را در سینه زندانی می‌کنم. می‌خواهم زمان بایستد می‌خواهم چرخ فلک نگردد. کاش خورشید بالا نمی‌آمد و آسمان تاریک می‌شد. شرم از این روزگار از این زندگی که نیستی است. ما دیگر مرده‌ایم که توان‌مان رفته و نگاه‌مان خشک است و دلمان پر از اندوه. صدایی از خانه کناری می‌شنوم همهمه‌ای است. زنی فریاد می‌کند: «به پایتان می‌افتم دستتان را می‌بوسم. پسرانم.... رهایشان کنید ... یکی را برایم بگذارید.»
جوانان را به زنجیر می‌کشند. آوای پا دور و دورتر می‌شود...
نیرویی دوباره پیدا می‌کنم می‌دوم و ارمایل را در آغوش می‌گیرم.
«شاد باش امروز هم گذشت ما میتوانیم یک روز یک روز دیگر هم...»
ارمایل از خشم می‌لرزد دستم را کنار می‌زند. خون در چشم‌هایش دویده است می‌غرد «باور نمی‌کنم کرمایل تو بهتر از این بودی. روزگاری در تو جز نیکی نبود. آنها همسایه ما بودند چگونه میشود از مرگشان شاد شد؟ تنها به این امید که ما هنوز زنده‌ایم؟»
Profile Image for فؤاد.
1,150 reviews2,431 followers
June 2, 2016
این رو دوره ی راهنمایی خوندم، و اولین بار با خوندن این بود که متوجه شدم داستان ضحاک به طور کامل چی بوده. البته نویسنده یه مقدار تصرف هم کرده در داستان.
الآن آرزو می کنم کاش همون دوره باقی این مجموعه هم در دسترسم بود و می تونستم با باقی داستان های شاهنامه هم آشنا بشم.

برای بچه هاتون کتاب بگیرید، اگه نمی خرید، توی یه کتابخونه ی کودک و نوجوان عضوشون کنید.
Profile Image for Saied Davoodi.
83 reviews36 followers
July 25, 2019
یکی از شخصیت‌های حاشیه‌ای داستان ضحاک ماردوش کرمایل آشپز دربار ضحاکه. کرمایلی که در کنار ارمایل وظیفه داره هر روز مغز دو مرد جوان رو برای مارهای ضحاک طبخ کنه. یک جایی کرمایل و ارمایل تصمیم می‌گرند که باید کاری کرد. چکار؟ هر روز یکی از جوان‌ها رو فراری داد و به جای اون مغز گوسفندی رو پخت.
تا اینجا اتفاقیه که از متن شاهنامه هم می‌شه بهش رسید؛ امّا دوباره برگردیم به قصه و این‌بار نه از بالا، که از زاویه دید کرمایل همه چیز رو ببینیم. مردی که نامِ نیک و گذشتۀ پر افتخار خودش رو از دست رفته می‌بینه. مردی که هرروز مجبوره دست به قتل دو مرد جوان بزنه. مردی که هر روز ده‌ها مرتبه مرگ خودش رو از خدا طلب می‌کنه. حالا همۀ این‌ها به کنار، وقتی به اتفاق ارمایل تصمیم می‌گیرن که هرروز مرد جوانی رو از مرگ نجات بدن و به جای اون گوسفندی رو قربانی کنن، همین تصمیم‌گیری، همین که خب کدام یکی رو باید کشت؟ کدام یکی رو باید فراری داد؟ اصلاً چه تضمینی وجود داره که جان خودمون به خطر نیفته؟ و اینکه گیریم هر روز یک نفر رو فراری دادیم. آیا از این کار نتیجه‌ای هم حاصل می‌شه؟ و هزار پرسش دیگه که هر روز از ذهن کرمایل می‌گذره.
تا حالا از این زاویه بهش نگاه کردین؟
Profile Image for Mahshad.
85 reviews111 followers
February 5, 2025
نثر کتاب واقعا زیباست و روایتش از زبان کرمایل جالبه، اما داستان اصلا نظم و انسجام نداره. قسمت‌های مختلف خوب به‌هم پیوند نخورده‌ن و ‌از واقعه‌ای به واقعه‌ی دیگه، gap وجود داره.
اگر بهش به چشم خلاصه‌نویسی نگاه نکنیم و یه بازنویسی شخصی‌سازی‌شده ببینیمش، می‌شه از حذفیاتش چشم‌پوشی کرد، اما مشکل عدم برقراری ارتباط بین وقایع داستان همچنان دریافتش رو مشکل می‌کنه.
خوندن این کتاب برای کسی که قصه‌ی ضحاک رو کامل می‌دونه، به خاطر حذفیات و تغییراتش آزاردهنده‌ست و برای کسی که اصلا با ماجرای ضحاک آشنا نیست یا آشناییش کمه، یه تصویر ناقص می‌سازه و یه سری اطلاعات کلی بهش می‌ده که از منابع دیگه می‌شه بهترش رو کسب کرد.
کتاب لیبل کودک و نوجوان خورده، اما به نظرم اصلا مناسب کودک نیست و برای نوجوان هم همه‌ی نقاط ضعفی که اشاره کردم رو داره.

تو بچگی یه مجموعه‌ی داستانی از شاهنامه داشتم که متاسفانه انتشارات و نویسنده‌ش رو فراموش کردم، اما خیلی خوب بود! نثرش در مقایسه با این مجموعه ساده‌تر، داستان‌ها واضح‌تر و قسمت‌های انتخاب‌شده برای بازگویی، مناسب‌تر بودن؛ طوری که وقتی رفتم مدرسه و بخش‌هایی از شاهنامه رو تو ادبیات می‌خوندیم، اطلاعات اولیه‌ی من درباره‌ی شخصیت‌ها و داستان‌های اصلی شاهنامه خیلی خوب بود. گزینش‌های اون مجموعه و نحوه‌ی روایتش انقدر خوب بود که یه دید کلی قابل قبول برام ساخت و واقعا ممنون مادرمم که اون کتاب‌ها رو وقتی بچه بودم برام خرید و خوند.
بازنویسی خانم «آتوسا صالحی» به خاطر نثر قشنگ، زاویه‌ی دید خلاقانه و بازنویسی شخصی‌سازی‌شده‌ش توجهم رو جلب کرد، اما متاسفانه کلیت کار خوب نشده و اصلا برای یه کودک یا نوجوان توصیه‌ش نمی‌کنم.

-بهمن ۱۴۰۳-
Profile Image for Nasrin.
62 reviews8 followers
December 12, 2018
قلم خانم صالحي زيبايي قصه هاي شاهنامه را دوبرابر كرد
و البته خلق خوش خانم فروشنده نشر ثالث هم كه با شادي عجيبي گفت " ممنون كه شاهنامه را براي خودت و بچه ها ميخواني"
5 reviews
January 31, 2024
برای کسی که میخواد یه آشنایی مختصری داشته باشه خوبه
Displaying 1 - 6 of 6 reviews