What do you think?


آشنایی با قرآن ۲: تفسیر سوره حمد و قسمتی از بقره
194 pages, Paperback
Published January 1, 2008
About the author
Morteza Motahhari
603 books727 followersMorteza Motahhari (Persian: مرتضی مطهری) was an Iranian Twelver Shia scholar, philosopher, and lecturer. Motahhari is considered to have an important influence on the ideologies of the Islamic Republic, among others. He was a co-founder of Hosseiniye Ershad and the Combatant Clergy Association (Jāme'e-ye Rowhāniyat-e Mobārez). He was a disciple of Ruhollah Khomeini during the Shah's reign and formed the Council of the Islamic Revolution at Khomeini's request. He was chairman of the council at the time of his assassination.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
November 19, 2018
بخش ابتداییش در تفسیر سوره حمد رو خوندم. ساده و روان، البته خلاصه و گاهی با انحراف از بحث اصلی.
ولی در مجموع این مجموعه به نظر عالی میاد. ان شالله فرصتی بشه همشو بخونم.
ولی در مجموع این مجموعه به نظر عالی میاد. ان شالله فرصتی بشه همشو بخونم.
April 15, 2021
مباحث مربوط به معجزه که از صفحه ۱۳۹ شروع شد خیلی جالب بود . در کل مطالب مهم خیلی ساده و روان در کتاب های شهید مطهری مطرح میشه .
November 17, 2013
چرا باید قرآن کریم یک معجزه باشه؟
این کتاب شاید یکی از بهترین کتابها برای پاسخ دادن به این سئوال به زبان ساده باشه.
بخش اول که به بیان تفسیر سوره "حمد" پرداخته است بهترین قسمت کتاب "آشنایی با قرآن 2" هست.
خیلی زیبا و ساده اعجاز بودن قرآن رو بیان کرده....
یکی دیگه از بخشهای منحصر به فرد این کتاب در مورد اثبات روی دادن معجزه هست.
-----
اگر کسی دنبال این هست که بفهمه چرا قرآن کریم یک معجزه به حساب می آید توصیه میکنم که خوندن این کتاب رو از دست نده
این کتاب شاید یکی از بهترین کتابها برای پاسخ دادن به این سئوال به زبان ساده باشه.
بخش اول که به بیان تفسیر سوره "حمد" پرداخته است بهترین قسمت کتاب "آشنایی با قرآن 2" هست.
خیلی زیبا و ساده اعجاز بودن قرآن رو بیان کرده....
یکی دیگه از بخشهای منحصر به فرد این کتاب در مورد اثبات روی دادن معجزه هست.
-----
اگر کسی دنبال این هست که بفهمه چرا قرآن کریم یک معجزه به حساب می آید توصیه میکنم که خوندن این کتاب رو از دست نده
August 15, 2019
چیزایی که ازش یادم میمونه: تفسیر مفصل "الرحمن" و " الرحیم" ، تفسیر خیلی جالب چند آیه خیلی استعاری در خصوص منافق ها و نحوه اندیشه و پیشبرد اهدافشون از دیدگاه قرآن ، همچنین بحث اصالت داشتن حق و حقیقت و مشتقاتش در مقابل ظلم و تاریکی و باز هم بیان از بین روندگی تاریکی ها به بیان قشنگ استعاره ای در قرآن که آیه اش رو بارها خونده و شنیده بودم اما این تفسیر خییییلی مفهوم تر و شیرین ترش کرد ، و بیشتر از همه بحث تقریبا مفصلی پیرامون معجزه بخصوص از حیث ممکن بودن یا نبودنش که به تعریف به خصوصی از معجزه ختم شد .
February 10, 2025
کتاب خوبی بود ولی بعضی مطالبش جا داشت بیشتر توضیح داده بشه البته بعضی از مطالب ارجاع داده شده بود به کتاب های دیگه
بخشی از کتاب در خصوص نظریه برخی از فلاسفه مادی گرا - صادق هدایت و خودکشی :
اکثر فلاسفه مادی که همیشه نظر بدبینانه به طبیعت داشته و دارند، با توجه به اینکه به اصل آفرینش معتقد نیستند و انسان را معلول تصادفات میدانند، چنین میگویند: این موجود اصولاً شر جزء ذاتش است و از اوّلی که پا روی زمین گذارده شرارت کرده است و هم اکنون نیز موجودی شرور است، در آینده نیز چنین خواهد بود و امیدی به این موجود از نظر سعادت نیست. اینان هرگونه طرح اصلاحی را برای جامعه بشریت رد میکنند و هیچ گونه امیدی نسبت به صلاح او ندارند زیرا اساساً این موجود را اصلاحپذیر نمیدانند و به تمام آنچه که به نام «اصلاح» عرضه شده، چه دین و چه فلسفه، بدبین هستند و میگویند اینها همه صورتسازی بوده زیرا خود طراحان این تزهای اصلاحی هم به حکم آنکه بشر بودهاند مانند سایرین دارای غرایز مختلف بوده و از غرایز بشری جز شر چیزی برنمیخیزد؛ و بدین وسیله هرگونه تز اصلاحی و اخلاقی و هر پیشنهاد اجتماعی را بیهوده تلقی میکنند.
وقتی از آنان سؤال شود: پس به چه امیدی باید زنده بود؟ میگویند اصلاً نباید زنده بود؛ اگر بشری به کمال نهایی و مرحله عالی خود برسد بایستی خودکشی کند! و این است اوج ترقی یک انسان که به این مرحله برسد و درک کند که چیزی جز شرارت نیست و آینده او هم همین شرارت است؛ هرچه بماند بر شرارت او افزوده میشود؛ در چنین حالتی به اصطلاح خودشان به «بلوغ فکری» رسیده است و بایستی خودکشی کند.
در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است و نمیخواهم معرفی کنم. اجمالاً در دنیا فیلسوفانی بودهاند که سرانجام خودکشی میکردهاند. اینان همه مادی بوده و به «فیلسوفان بدبین» معروفند.
نویسندگانی هم در اروپا پیروان همین مکتب هستند و در این زمینه مقالات زیادی نوشتهاند این زهر تلخ را در ایران بعضی از نویسندگان در عصر ما نیز در نوشتههای خودشان ریختند. صادق هدایت یکی از آنهاست و با وجود اینکه هنوز جوان بود، در سال 1320 خود نیز تحت تأثیر این فکر قرار گرفت و خودکشی کرد. وی در نوشتههای خود افتخار میکرد که به این مرحله از بلوغ فکری رسیده است که راهی جز خودکشی ندارد! و میگفت دیگران نیز میبایست از من پیروی کنند و خودکشی نمایند.
بالاتر اینکه این گونه افراد میگویند: بزرگترین خدمت به بشریت این است که انسان اگر بتواند همه تخم بشر را از روی زمین بردارد؛ یعنی با یک بمب مثلاً، به حیات انسانها خاتمه دهد. و البته پیداست که این طرز تفکر چقدر ابلهانه و نادرست است!
استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج 2، ص 104 و 105
بخشی از کتاب در خصوص نظریه برخی از فلاسفه مادی گرا - صادق هدایت و خودکشی :
اکثر فلاسفه مادی که همیشه نظر بدبینانه به طبیعت داشته و دارند، با توجه به اینکه به اصل آفرینش معتقد نیستند و انسان را معلول تصادفات میدانند، چنین میگویند: این موجود اصولاً شر جزء ذاتش است و از اوّلی که پا روی زمین گذارده شرارت کرده است و هم اکنون نیز موجودی شرور است، در آینده نیز چنین خواهد بود و امیدی به این موجود از نظر سعادت نیست. اینان هرگونه طرح اصلاحی را برای جامعه بشریت رد میکنند و هیچ گونه امیدی نسبت به صلاح او ندارند زیرا اساساً این موجود را اصلاحپذیر نمیدانند و به تمام آنچه که به نام «اصلاح» عرضه شده، چه دین و چه فلسفه، بدبین هستند و میگویند اینها همه صورتسازی بوده زیرا خود طراحان این تزهای اصلاحی هم به حکم آنکه بشر بودهاند مانند سایرین دارای غرایز مختلف بوده و از غرایز بشری جز شر چیزی برنمیخیزد؛ و بدین وسیله هرگونه تز اصلاحی و اخلاقی و هر پیشنهاد اجتماعی را بیهوده تلقی میکنند.
وقتی از آنان سؤال شود: پس به چه امیدی باید زنده بود؟ میگویند اصلاً نباید زنده بود؛ اگر بشری به کمال نهایی و مرحله عالی خود برسد بایستی خودکشی کند! و این است اوج ترقی یک انسان که به این مرحله برسد و درک کند که چیزی جز شرارت نیست و آینده او هم همین شرارت است؛ هرچه بماند بر شرارت او افزوده میشود؛ در چنین حالتی به اصطلاح خودشان به «بلوغ فکری» رسیده است و بایستی خودکشی کند.
در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است و نمیخواهم معرفی کنم. اجمالاً در دنیا فیلسوفانی بودهاند که سرانجام خودکشی میکردهاند. اینان همه مادی بوده و به «فیلسوفان بدبین» معروفند.
نویسندگانی هم در اروپا پیروان همین مکتب هستند و در این زمینه مقالات زیادی نوشتهاند این زهر تلخ را در ایران بعضی از نویسندگان در عصر ما نیز در نوشتههای خودشان ریختند. صادق هدایت یکی از آنهاست و با وجود اینکه هنوز جوان بود، در سال 1320 خود نیز تحت تأثیر این فکر قرار گرفت و خودکشی کرد. وی در نوشتههای خود افتخار میکرد که به این مرحله از بلوغ فکری رسیده است که راهی جز خودکشی ندارد! و میگفت دیگران نیز میبایست از من پیروی کنند و خودکشی نمایند.
بالاتر اینکه این گونه افراد میگویند: بزرگترین خدمت به بشریت این است که انسان اگر بتواند همه تخم بشر را از روی زمین بردارد؛ یعنی با یک بمب مثلاً، به حیات انسانها خاتمه دهد. و البته پیداست که این طرز تفکر چقدر ابلهانه و نادرست است!
استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج 2، ص 104 و 105
Displaying 1 - 5 of 5 reviews






