دادخواست عنوان مجموعهای از اشعار اعتراض است که به کوشش امید مهدینژاد و محمدمهدی سیار گردآوری شده است.
عدالتخواهی و رفع تبعیض از جمله اهدافی است که در شعر نیز جایگاهی برای خود دست و پا کرده است. اینگونه از شعر با سنایی آغاز شده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی توجه بیشتری از شاعران را به خود جلب کرده است. اکنون بر اینگونه اشعار نام شعر اعتراض نهادهاند و با این نامگذاری شعر اعتراض به عنوان شعری متعهد به انقلاب است که از درون به نقد تبعیضها و بیعدالتیهای موجود در جامعه میپردازد و نه آن شعری که قصد نقد انقلاب و دشمنی با آن را دارد. کتاب دادخواست به این گونه از شعر اعتراض پرداخته است و مهدی سیار و امید مهدینژاد به جمعآوری صد شعر اعتراض در قالب این کتاب پرداختهاند. هر دو فراهمکنندگان این کتاب از شاعران جوان روزگار ما هستند که دغدغههای عدالتطلبانه و بیان دردهای اجتماعی از مضامین اشعارشان است.
در یکی از سرودههای این مجموعه میخوانیم:
از روزهای بیدر و پیکر دلش گرفت، یکروز صبح پا شد و کفش فرار شد
از خانه زد به کوچه و سیگار دود کرد وقتی که در نبودِ محبّت خمار شد
کفتارزادههای خیابان منجلاب در جای پای او متلک جا گذاشتند
شبها که ذهن شهر پر از جغدواره بود، در کوچهها، ستارۀ دنبالهدار شد
با کولهای به وسعت کمبود عاطفه از پارکهای الکل طبّی عبور کرد
گرگی سوار خودروِ ملّی نگاه داشت؛ آهو گرسنه بود و سردش، سوار شد
(آن شب خسوف شد و کسی ماه را ندید)
فردا ـ نمای بستۀ یک پارک ـ آه... او...
از ردّ نیش گرگ دلش ضعف میرود، آهو به گرگهای پدرسگ دچار شد...
شعرهای اجتماعی و تلخ خوبی داشت. فکر می کنم اولین شعر مجموعه بود که داستان تکراری دادن دختری کم سن و سال به مردی همسن پدرش را به تلخی و زیبایی روایت کرده بود و الان هم که دوسالی از خواندنش می گذرد هنوز گاهی یاد آن شعر می افتم. من بچه بودم وقت بازی کردنم بود جای عروسک پس چرا انگشتر آورد؟
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد ...
میشود این شعر سیف فرغانی را اولین شعر از گونهی مشخص شعری «اعتراض» نامگذاری کرد. این کتاب با مقدمهی محمدکاظم کاظمی آغاز میشود و حاوی گزیدهای از صد شعر اعتراض است. گونهی شعری «اعتراض» پس از انقلاب اسلامی به صورت یک سبک درآمدهست٬ و البته چندان بهش توجه نشده است که غالباً به دلایل سیاسیست. هر چند این سبک شعری به دنبال براندازی نیست و گونهای از شعر انتقاد است٬ ولی قطعاً انتقاد چیزی نیست که مسئولین و سیاستمداران از آن استقبال کنند. مقدمهی کتاب بسیار جالب و خواندنیست.
شعرهای بسیار زیبایی برای کتاب گزینش شدهاند و موضوعهای اصلی جامعه را هم در برگرفتهاند. مثل فقر٬ اختلاف طبقاتی٬ رانت و آقازادهها و دور شدن از آرمانهای انقلاب و مشکلات مردم روستاها و ....
واقعاً کتاب این توانایی را دارد که صدای اعتراض باشد. آشنایی با این سبک برایم بسیار لذتبخش بود و البته غمگینکننده چون به نظرم این باور میتواند درست باشد که هر جامعهای پس از انقلاب برمیگردد به شرایطی که پیش از آن برایش انقلاب کردهاست. گل سرسبد شعرهای کتاب هم از نظر من شعرهای علیرضا قزوه بود و به ویژه شعر « در روزگار قحطی وجدان» .
آن روزها که فیلم یاد هندوستان نکرده بود شعرهایم را در کوزه می گگذاشتم و آبش را با اجازه می خوردم و امروز می خواهم شاعری باشم با شمشیر وجدان در دست و واژه هایم را به مواخذه بگیرم...
ما با یک سماور برقی متمدن شدیم و یاد گرفتیم بگوییم: - مرسی، عالیجناب! و امسال سال قحطی عاطفه بود سالی که آخرین بازمانده های انوری دیوانشان را چاپ کردند و رفوزه های هنری با تک ماده دیپلم افتخار قبول شدند و هیچ کس به ریش داران بی ریشه نگفت «بالای چشمتان ابروست!»
جنگ که تمام شد عمو جان فرانک هم از فرانسه برگشت هنرمندان برای گاو مش حسن رمان نوشتند و برای یه قل دو قل آخرین فیلمشان را ساختند و هنرمندان دلسوز در فضای ملکوتی چوب گردو به مصاحبه نشستند و باز همان آش و همان کاسه...
بیا بی خیال باشیم در روزگار چرخش های صدو هشتاد درچه در روزگار جوک و غیبت یادش بخیر تلخ و شیرین داریوش و گوگوش نعمت نفتی گل گفتی !
این همه خون، حجامت ملت بود تا حاج آقا همچنان چلوکباب سلطانی کوفت کند تا قلیان بکشد به تسبیح شاه مقصودش بنازد و با تلفن زیمنس معامله کند و گاه هوس تمدن به سرش میزند به فرنگ برود و از شب نشینی هایش فیلم ویدیویی بگیرد تا اگر نانش آجر شد آجر را گرانتر از نان بفروشد!
راستی چرا بعضی از سادگی انقلاب سو استفاده می کنند؟
دانشگاه به کلیله و دمنه معتاد است. معلمها به رونویسی از تکلیف کبری اکتفا کرده اند. و هنرمندان مرتب برای هم جادو و جنبل می کنند
بگذار صغری سر بچه هایش را با سیراب و شیردان گرم کند زینب همچنان پیه آب کند مادر سه شهید دق کند امام خون دل بخورد حلیمه به خاک سیاه بنشیند و حاجی آقا صیغهی چهاردههمش را بخواند
خدایا ! به ما اسلام ناب آمریکایی عطا کن تا از هر اتهامی مبرّا باشیم
دادخواست گزینه ای است از اشعار اعتراض. بخش عمده کتاب مربوط به شاعران معاصر است. مقدمه مفید جناب محمدکاظم کاظمی هم به لطف کتاب افزوده است. «دادخواست» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/7341