هیچ، عنوان دومین دفتر از پنجگانهای با عنوان «پنج چارانه از جلیل صفربیگی» است. همانگونه که از اسم و طرح جلدِ این کتاب احساس میشود، حال و هوای این دفتر کمی مایوسانه و هیچانگارانه است. البته رنگ و روی عشق و عاشقی کماکان در برخی از رباعیهای این دفتر نیز دیده میشود. این دفتر شامل ۵۰ شعر در قالب رباعی است.
در یکی از رباعیهای این مجموعه میخوانیم:
از عاشقیات نشانه دستم دادی با دست خودت بهانه دستم دادی
من شاخهگلی به تو تعارف کردم تو نامهٔ عاشقانه دستم دادی
جلیل صفربیگی (متولد سوم بهمن سال ۱۳۵۳ در ایلام) شاعر معاصر اهل ایران است.
او دانشآموخته و دارای مدرک کارشناسی ریاضی است. وی هماکنون معلم و به تدریس ریاضی اشتغال دارد. اشعار او غالباً در قالبهای رباعی و شعر سپید است. از صفربیگی تا کنون بیش از ۳۰ عنوان کتاب شعر، ترجمه، گردآوری و تحقیق منتشر شدهاست.
با اینکه از پنجاه رباعی، شاید حدود ده تاش رو دوست داشتم، ولی چون از چند تا شعر طنز و بامزهای که با آوردن اسم سارا سروده شده بود خیلی لذت بردم و خندیدم یه ستاره بیشتر میدم. رباعی مورد علاقهم از این دفتر شعر: من گم شدهام، کلید این خواب کجاست؟ آن کوچه که بود «بیتو مهتاب...» کجاست؟ باید بروم کسی مرا میخواند دیرم شده کفشهای «سهراب» کجاست؟
یک عمر سرودن غزل کارم بود یک شعر همیشه نوک خودکارم بود از عشق سرودم و نمیدانستم همسایه دیوار به دیوارم بود ___________ این قرمز تند را تو یادم داد ی موهای بلوند ر ا تو یاد م دادی انگار لئوناردو داوینچی هستم لبخند ژوکوند را تو یادم دادی ____________ باخنده:بلد نیستم عاشق بشوم نه!بنده بلدنیستم عاشق بشوم اصلا تو خودت را بکشی من اینم شرمنده!بلد نیستم عاشق بشوم