نسوی یکی مورخانى بود كه در هنگام حمله مغول، در خراسان و ماوراءالنهر مى زيست و بسيارى از وقايع اين دوران را شاهد بوده يا از افراد نزديك به واقعه كسب اطلاع كرده است. سيرت جلال الدين خوارزمشاه در حقيقت سرگذشت پسر سلطان محمد خوارزمشاه و شرح يازده سال از اين دوران؛ يعنى از آغاز حمله مغول تا مرگ سلطان جلال الدين، و خاطرات شخص نسوى از رويدادهاى اين دوران است. در اين ميان، مؤلف در مواردى به سابقه بعضى از وقايع در دوره هاى پيش از آن؛ يعنى زمان حكمرانى سلطان محمد اشاره نموده و اطلاعات ارزشمندى در اين خصوص عرضه كرده است. دقت مؤلف در ضبط وقايع، نزديكى او به دربار سلطان جلال الدين، ارزيابى اش از وقايع، ديد انتقادى و نيز قلت آثار در خصوص حكومت خوارزمشاهيان، سبب شده است كه اثر او جايگاهى خاص در ميان منابع اين دوران به دست آورد. ترجمه فارسی از اصل عربی از مترجمی ناشناس در قرن هشتم هجری چاپ پنجم ۱۳۹۴
یکی از کتاب های بسیار عالی در زمینه ی تاریخ مغول ها. این کتاب رو بخونید، تا متوجه بشید ماجرا کمترین شباهتی به اون چیزی که توی کتب تاریخی مدرسه خوندید نداره. سلطان جلال الدین، نه یه قهرمان ملی، بلکه یه پادشاه، مثل همه ی پادشاهان دیگه است، که وقتی مغول ها دارن در شرق شهرها رو دونه دونه ویران میکنن و مرد و زن و بچه رو قلع و قمع میکنن، اون داره توی غرب با سلطان سلاجقه ی روم میجنگه تا اگه محدوده ی حکومتش در شرق از دستش رفته، حد اقل در غرب یه حکومتی داشته باشه. فکر کنم همین جا بود که خوندم علت شکستش از مغول ها، این بود که بعد از هر فتح، به عیش و نوش و باده گساری مشغول میشد و به خاطر همین، مغول ها راحت بهش شبیخون زدن.
ماجراها، به خاطر نزدیکی نویسنده به سلطان جلال الدین منکبرنی (نسوی ظاهراً یکی از صاحب منصب های جلال الدین بوده، یا همچون چیزی) خیلی عالی و با ذکر جزئیات فراوانه. نثر خود نویسنده هم شیرینه و روانه، اینه که آدم موقع خوندن خسته نمیشه.