Jump to ratings and reviews
Rate this book

شاهکارهای ادبیات فارسی #26

برگزیده سندباد نامه

Rate this book
عنوان: شاهکارهای ادبیات فارسی جلد 26 - برگزیده ی سندباد نامه؛ نویسنده: ظهیری سمرقندی؛ به اهتمام: جعفر شعار؛ تهران، امیرکبیر، 1353؛ در 32 ص، چاپ دیگر 1362؛ چاپ دیگر 1369؛ چاپ چهارم 1384؛ شابک: 9640005630؛ موضوع: نثر فارسی قرن ششم هجری، قرن 13 م

مقدمه/معرفی/حکایت عاشق و گنده پیر و سگ گریان/حکایت زن صاحب جمال با بقال/ حکایت شاهزاده با وزیر و غولان/ حکایت روباه و کفشگر و اهل شارستان

40 pages, Paperback

First published January 1, 1974

11 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (33%)
4 stars
2 (22%)
3 stars
2 (22%)
2 stars
2 (22%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Ahmadreza.
28 reviews59 followers
May 2, 2016
پنج ستاره، صرفاً برای داستان معروف «روباه و کفشگر و اهل شارستان» که با اختلاف، بهترین داستان این کتاب کوچک (برگزیدهٔ سندبادنامه) بود.

این حکایت بسیار دلنشین است و نثر روان و جذابی دارد، آنقدر که می‌خواهم بخش آخر آن را عیناً نقل کنم پس اگر کسی قصد دارد اصل داستان ‌را کامل بخواند، پیشنهاد می‌کنم ادامهٔ این ریویو را نخواند. ماجرا از این قرار است که روباهی هر شب به انبار کفشگری (کفاشی) می‌زند و چرم‌پاره‌هایش را می‌دزدد و می‌خورد: «روباهی هر شب به خانهٔ کفشگری درآمدی و چرم‌پاره‌ها بدزدیدی و بخوردی، و کفشگر در غصّه می‌پیچید و رویِ رستگاری نمی‌دید» یک شب کفشگر که کارش به نهایت رسیده بود، بعد از وارد شدن روباه به باغ، سوراخ باغ را می‌بندد و به خانه می‌آید و روباه را در حال خوردن چرم می‌بیند و با چوب به جانش می‌افتد. روباه به باغ می‌گریزد و چون سوراخ را بسته می‌بیند خود را به مردن می‌زند. کفشگر سر می‌رسد و خیال می‌کند روباه مُرده، چند ضربه به پهلو و پشت حیوان می‌زند و به خانه برمی‌گردد و می‌خوابد. روباه از بیم سگان کفشگر که از ماجرا باخبر شده‌اند همچنان خودش را به مُردن می‌زند و تا صبح صبر می‌کند تا اهل شارستان در باغ را باز کنند و بتواند از مهلکه جان سالم بدر برد. و حالا بخوانید ادامهٔ ماجرا را:

اهل شارستان از خانه‌ها بیرون آمدند و روباهی دیدند مرده به رخنه افگنده. یکی گفت: چنین شنیدم که هر که زبان روباه با خویشتن دارد، سگ بر وی بانگ نکند. کارد بکشید و زبان روباه از حلق ببرید، روباه بر آن ضرر مصابرت نمود و بر آن بلا و عنا جلادت برزید. دیگری بیامد و گفت: دُمِ روباه، نرم‌روبِ نیک آید، و به کارد دُمِ روباه از پشتِ مازو جدا کرد. روباه بر این عقوبت نیز دندان بیفشرد. دیگری گفت: هر که گوشِ روباه از گهوارهٔ طفل درآویزد، طفلِ گریان و کودکِ بدخوی از گریستن باز ایستد و نیکخوی گردد. گوشِ روباه از کلّهٔ سر جدا کرد. روباه بر آن مشقّت و بلیَت نیز صبر کرد. دیگری گفت: هر که دندان روباه با خویشتن دارد، دردِ دندانش بیارامد و تسکین پذیرد. سنگی برگرفت و دندانِ روباه بشکست. روباه بدین شداید و مکاید و نوایب و مصایب احتمال و مدارا می‌کرد و تصبّر و اصطبار می‌برزید و بر چندان تعذیب و تشدید صبر و جلادت می‌نمود. دیگری بیامد و گفت: هر که را دل درد کند دلِ روباه بریان کند و بخورد، بیارامد. کارد برکشید تا شکمِ روباه بشکافد. روباه گفت: اکنون هنگامِ رفتن و سرِ خویش گرفتن است، تا کار به دُم و گوش و دندان و زبان بود، صبر کردم، اکنون کارد به استخوان و کار به جان رسید، تأخیر و توقّف را مجال نماند، نِطاق طاقت بگسست. و از جای بجست و به تگ از درِ شارستان بیرون جست، و می‌گفت: چون کار به جان رسید بگشادم راز.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews136 followers
July 19, 2014
حکایت هایی که مشابهش توی هزار و یک شب هست.
حکایت های این کتاب فقط تفاوت های خیلی جزئی با هزار و یک شب داره
Profile Image for Emad.
166 reviews43 followers
May 16, 2019
کتاب را برایِ آشنایی با متونِ کهنِ ایرانی انتخاب کردم. پیش از همه مقدّمۀ خوبِ دکتر شعار توجّهم را جلب که تقریباً آنچه از تاریخِ کتاب و سبکِ نگارش و مضمونش می‌خواستم به من داد و از تفحّص در منابعِ مختلف بی‌نیازم کرد. دودیگر شرح و توضیحِ کلمات و عباراتِ دشوار و ترجمۀ اشعارِ تازی بود که به‌وسیلۀ ایشان در هر صفحه و زیرِ همان مطلب انجام شده بود که این نیز نکتۀ بسیار مهمّی برایِ درک و یادگیریِ بیشترِ متونِ کهن است و متأسّفانه در بسیاری از چاپ‌ها مغفول مانده است.

امّا درموردِ خودِ سندبادنامه: حکایت‌هایی پراکنده و گاه منسجم که درعین‌حال هم‌چون دانه‌هایِ یک تسبیح با یک خطّ اصلی مخاطب را به پایان هدایت می‌کنند. در آن‌ها گاهی حیوانات نیز نقشِ عمده‌ای دارند و هرچند قهرمانِ برخی از داستان‌ها هستند، امّا ظاهرِ حقیقیِ داستان حفظ شده و هیچ‌گاه با انسان‌ها واردِ محاوره نمی‌شوند. آنچه از قولِ حیوانات بیان می‌شود، بیشتر حدیثِ نفس است و در فضایی مجزّا از انسان.

متنِ سندبادنامه همان‌طور که از یک کتابِ قرنِ ششمی انتظار می‌رود، نثری است با عبارت و واژه‌های قدیمی و دارایِ اطنابِ بسیار. این اطناب ممکن است گاهی مخاطب را (خصوصاً مخاطبِ عام را) خسته کند؛ امّا قوّت و طراوتِ متن و کثرتِ تمثیل و شاهد آوردن با اشعارِ مختلفِ فارسی و تازی در ابوابِ مختلف تا حدودی مانعِ آن می‌شود. دیگر آن که همین شاهد آوردن از اشعار در ابوابِ مختلف بسیار برایِ اعتلایِ قوّۀ بدیهه و بیان مناسب است.

عموماً سندبادنامه کتابی است که می‌توان در کنارِ کتبِ بزرگی هم‌چون کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه و ... آن را خواند و احساسِ غبن نکرد.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.