عنوان: حماسه بابک خرم دین؛ نوشته نادعلی همدانی، مشخصات نشر: تهران، بامداد، 1341، 1353، در 308 ص، موضوع: قیام بابک خرم دین در سال 223 هجری قمری، ایران، تاریخ، حکومت اعراب و جنبشهای ملی
تلاش برای جاودانگی ایران عزیز کشور بزرگمان یکی از بزرگترین جنبش هایی که برای کوتاه کردن دست تازیان در ایران آغاز شد جنبش ملی خرمدینان در قرن دوم و سوم هجری بود ،ملت ایران که در این تباهی هیچ نقشی نداشت تا آخرین دم برای کشورشان جان فشانی کردند .خرمدینیان در آذربایجان ، گیلان و طبرستان تا دوبیست سال در برابر تازیان مقاومت کردند .در ناحیه خراسان آزاد مردی بنام یعقوب لیث صفاری تا زمانی که بیماری او را از پای در نیاورده بود در برابر تازیان مقاومت کرد. اینجاست که بزرگی روح ملتی ثابت می شود در حالی که تازیان شام و مصر و شمال آفریقا فرهنگ و تمدن آنها را نابود کردند و امروز کوچکترین اثری از زبان آنها نیست اما ایران هنوز زنده است. مردان بزرگی مانند بابک ،نیازی ندارند که ما از اصل و نصب آنها با خبر بشویم. متاسفانه مورخان تازی از جمله به دلیل دشمنی که با بابک داشته اند به بدگویی درباره ی اصل و نصب و پدر و مادر بابک پرداختند و حتی مادر بابک را به فاحشگی متهم کرده اند که روشن است که این دروغ ساخته اعراب است.
بابک خرمدین به معتصم خلیفه عرب گفت: تو خیال نکن با کشتن من فریاد استقلال ايرانيان را خاموش خواهی کرد.نه! این حماقت است . من درسی به جوانان ایران دادم که هرگز فراموش نخواهد شد....من سرمشق مردانگی و درس مبارزه به جوانان ایران داده ام و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن سر من تیز می کند صدها جوان ایرانی با خون های به جوش آمده آماده طغیان هستند.
روایت داستان گونه از زندگی بابک خرمدین سردار ایرانی که بیش از بیست سال برای استقلال ایران در برابر خلفای عباسی تلاش کرد و جنگید. برای من از نظر تاریخی کتاب جالبی نبود، غیراز اینکه من رو با بعضی چهره ها و نامها آشنا کرد. بدترین جنبه کتاب متنهای نژاد پرستانه درباره نژاد عرب بود. خواستم چند نمونه اش رو اینجا بیارم که به این نتیجه رسیدم حتی تکرار این جمله ها هم بی فرهنگیه .
همون طور که در اغلب نظرات بهش اشاره شد کتاب نثر آن چنان قشنگ و روانی نداشت اما با توجه به زمان نگارشش، میشد این قضیه رو توجیه کرد. البته به هیچ وجه منظورم این نیست که نگارش بدی داشت یا خوندنش مشکل بود، نه به هیچ وجه! فقط میشد کمی بهتر و شکیل تر نوشته شه. از این که بگذریم داستان گیرایی داشت. چه طور میشه داستانی به این زیبایی رو خوند و غرق در غرور نشد؟ اما به نظرم قلبم تا ابد ناراحت دوتا از شخصیت های کتاب میمونه. یکی جاویدان که اون شکلی در برابر خیانت همسرش با پسری که زیر پر و بال گرفته بود واکنش نشون داد و یکی طرخان که از نظر من غمانگیز ترین مرگ رو داشت( صفحه ۱۷۰) در نهایت دلم میخواد صحبتم رو با یکی از قشنگ ترین قسمت های کتاب( از نظر من) تموم کنم:
_ پسرم، فراموش نکن که شیر هرگز زنجیر نمیپذیرد...مرگ در جنگ برای ما افتخار است ولی اسارت ننگ بزرگی ست.... ما هرگز نباید تن به اسارت بدهیم. (صفحه ۱۷۸)
اینم وقتی خیلی سنم کم بود خوندم حدودا ۷،۸ سال پیش رمان تاریخی پرکشش؟ بله ادله و سند تاریخی محکم؟ خیر من نسخه قبل انقلابش رو از همکار پدرم قرض گرفته بودم و خوندم و چن وقت پیش خیلی اتفاقی با آخرین ویرایشش برخورد کردم و متوجه تغییراتی شدم توی نسخه قدیمی بانو رسما یک زن خائنه که بی توجه به حیات همسرش جاویدان دل در گروی عشق بابک(پادوی همسرش) داره و حتی باهاش معاشقه هم داره اما توی نسخه جدید این اصلاح شده بود و حتی گفته شده که بانو به شدت از مرگ همسرش متاثر و ناراحت بود و ماجرای پدر بانو که از ترس خلفای عرب دخترش رو از اردبیل میبره به قلعه خرمدین ها و به جاویدان میسپره هم توی نسخه جدید از اون موضوعاتی هستش که تو نسخه قدیمی نبود. البته من سرچ کردم نوشته بود که قضیه خیانت بانو و بابک به جاویدان توی تاریخ طبری ذکر شده که قبل از مرگ همسرش به بابک دل بسته بود و ... به هر حال قطعا هم سلیقه و تخیلات شخصی هم ملاحظات و نادیده گیری هایی داخل این کتاب اتفاق افتاده، مخصوصا با موج شدید ظهور ایرانشهری های افراطی که حتی اگر حقیقت تلخی در بطن تاریخ کشورمون نهفته باشه اون رو نمیپذیرن ولی به طور کلی فارغ از اعتبار یا عدم اعتبار تاریخی یکی از تجربیات کتابخوانی فوق العاده من بود که بعد از ۸ سال همچنان در ذهنم موندگاره، به همه معرفیش میکنم و واقعا لذت بردم ازش
خوانش خوبی داشت خیلی روان و دلنشین بود منتها یه سری قسمتها انگار باگ داستان سرایی داشت. من تصاویر قلعه بذ رو که میبینم انگار کوچکتر ازونه که ۱۰ هزار نفر توش ساکن شن .البته لشکر اعراب دست به تخریب قلعه هم زدند . یا قسمت آغازین داستان که با خیانت زن جاویدان (بزرگ خرم دینان) با بابک شروع میشه!! جاویدان هم موقع مرگ دست زنش رو در دست بابک میذاره و میگه بعد مرگ من روحم در بدن بابک حلول خواهد کرد؟!!!🥴😵💫😶 گذشته از همه ی اینها نویسنده خیلی خوب تونسته بود از این سیر تاریخی یک داستان دلنشین دربیاره اما منو تشویق کرد که به کتابهای تاریخی که در مورد بابک خرمدین نوشته شدن رجوع کنم تا از صحت و سقم تمام داستان خیالم راحت بشه. روان بابک انوشه باد . پاینده ایران 💚🤍❤️
نمره: ١٨ (از٢٠) با رمانی تاریخی افسانهای روبهروییم. بعضی اتفاقها واقعیاند و توی کتابهای تاریخی پیدا میشوند (منبع هم دارد) و بعضی اتفاقها (به خصوص جزییات) توسط نویسنده داستانسرایی شده. بزرگترین جنبشِ ایرانی علیه اعراب توسط بابک به راه افتاد که طولانیترین عمر در بین همهی جنبشهای آزادی/برابری خواهی بود. بابک بیش از بیست سال علیه اعراب شمشیر زد و در انتها با نیرنگی از طرف یک دوست به کام مرگ فرستاده شد.
،با توجه به میزان اسنادی که از دوران بابک به جای مانده است در مقایسه با کتاب های دیگه ای که در مورد بابک خرمدین نوشته شده، به نظرم نثر ساده تر و صمیمی تری داره و با کلمات ثقیل و قدیمی، خواننده رو از داستان دور نمیکنه. این کتاب در قالب رمان از جوانی بابک و قبل از تشکیل ارتش و قیام خرمدینان شروع میشود و تا اندکی پس از شهادت بابک خرمدین ادامه دارد.