توی این کتاب و مجموعه نوائی هم آهنگ باران که بعد از مرگ فریدون مشیری چاپ شده ن، شعرهاشون انسجام نداره و خیلی بد هم چیده شده ن تو کتاب. و چندتا قطعه ضعیف هم بینشون هست که اگه خود مرحوم بود اینارو چاپ نمیکرد
*
تو از آیین انسانی چه میدانی
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت،این برادر را به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را ـ برادر جان ـ به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار....