نویسنده و پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین، اسلام، تشیع و مناسک شیعی عضو حلقهی شیعهپژوهی سرو
/کتابها/ جشنهای اسلامی شیعی در ایران مجالس مذهبی در ایران معاصر. 5ج تراژدی جهان اسلام. 3ج رسانه شیعه: جامعه شناسی آیینهای سوگواری و هیئتهای مذهبی در ایران فرهنگ سوگ شیعی کرونا و امر دینی مأمور سیگاری خدا بنی هندل: مردم نگاری گفتگوهای تاکسی شخم در مزرعه: نقدی بر روایت رسمی از جنگ اسطوره همت: نشانه شناسی شهید همت خطر سقوط بهمن: سه مقاله درباره خاطرات جنگ پیاده روی اربعین: تأملات جامعه شناختی ساکن خیابان ایران رنگ، رنگ، جنگ کتاب کافی کتاب راشد
/مسئولیتها/ دبیر شورای نشر آرما دبیر مجموعه کتابهای سرو مدیر سابق انتشارات خیمه سردبیر نشریه هابیل
/حوزه های پژوهشی/ مطالعات اجتماعی دین مطالعات اجتماعی تشیع مطالعات اجتماعی جنگ ایران و عراق زندگی روزمره تاریخ اجتماعی ایران و اسلام
«متولیان گفتمان دفاع مقدس دولتی بر این باورند که پیش و بیش از هر چیز، جنگ تحمیلی مقطعی از تاریخ حاکمیت نظام جمهوری اسلامی بوده است و از مایملکات آن نظام محسوب میشود. بنابراین طبیعی است که نظام هرگاه و هرگونه که منافعش ایجاب کند، حق برخورد با این مقوله را خواهد داشت؛ به حکم آنکه اختیار مال هرکس با خود اوست.» با این کلمات، مانیفست دفاع مقدس دولتی و در نتیجه تقابلِ آن با دفاع مقدس مردمی آغاز میشود. نویسنده ضمن تحلیل جذاب و –به نظر من- دقیق هر دو روایت از جنگ هشت ساله این تقابل و روایتها را باز میکند. در مقالهی «دفاع مقدس دولتی؛ دفاع مقدس مردمی» این دو روایت را بسط و شرح میدهد. در «اینجا که ایستادهام، آنجا که ایستادهای» مطلب را روشنتر میکند و به این سوال پاسخ میدهد که آیا روایت جامع از جنگ هشت ساله امکان پذیر است یا خیر. نویسنده از ضرورت رویکرد علوم اجتماعی به جنگ تحمیلی در «شخم در مزرعه» سخن میگوید و با تحلیلی گیرا از واقعهی عاشورا و روایتهای پس از آن، از زاویهای دیگر، روایت دولتی از جنگ هشت ساله را نقد میکند. «روایتِ روایت فتح» را روایتی «نسبتاً» مردمی میداند که به مقتضای احوال و زمانهی مردمان دورهای شکل و بروز یافت. در ادامه رویکرد عوامزده یا عوامگرا به جنگ را نقد میکند و به مهندسی فرهنگ دفاع مقدس خرده میگیرد. قلم کتاب روان و رسا است. در جای جای کتاب، زبان نقاد و تیز نویسنده بسیار به چشم میخورد که بسیار برای من شیوا و شیرین بود. در کل، تحلیلهای مظاهری، -حداقل برای من- باورپذیر و منطقی (از نظر جامعهشناختی و نه فلسفی) بود. پیشنهاد میکنم کتاب را حتماً بخوانید، البته به عُرف حتماً داشته باشید.