زمانی که ما سرمان به اینجور چیزا گرم بود سحرها پیش از نماز صبح مصباحالشریعه درس میگرفتیم. از همان دست کتابهای سنتی شیعی که سبک و بساطی یکسان دارند. کتاب مشخص ست که به دست یکی علمای ساده و غیر غالی شیعه نوشته شده و سبکبالی و سادگی متن باعث شده که منتسب به امام صادق علیه السلام شود؛ یعنی جنس متن و پیراستگیاش چنین تصوری نزد عامه به میان آورده.
این دست کتابها، روایات و حدیثها، کلام امام، بنظر من برای این نیست که یک دفعه بخوانیم و ببندیم و برود کنار کتابهای خوانده شده در قفسههای کتابخانه. این حرفها برای زندگی کردناند و ذات آدم فراموشکار. مراقبت کردن هم اصولا سخت است و راهگشا و راهنمایی جز نور ائمه نداریم. حداقل برای من اینطور است. باید هر روز بخوانم، شده یک جمله. تا یادم نرود دنیا چقدر بیهوده است و یادم نرود چه ابدیتی در پیش دارم و چشمم به این دو روز سخت و آسان نرود...