مسلمانان! مرا وقتی دلی بود یه داستان از ماجراهای صدر اسلام و ظهور و گسترش اسلام، مصیبت های مسلمانان، سرگذشت مهاجران و انصار، معاهده ها و جنگ ها و در کل تمام ماجراهای قبل از اسلام و بعد از آن تا جنگ احد که قهرمان داستان مصعب بن عمیر در آن شهید میشود و البته با گریزهایی هم به ماجراهای کربلا و امام حسین علیه السلام. خیلی هوشمندانه زمان حال داستان، چهل روز بعد از واقعه عاشورا انتخاب شده و ماجراهای مصعب بن عمیر، از زبان نوه ی او نقل میشود و در واقع تماما فلش بک هایی به گذشته هستند. اما من انتظار رمانی ادبی تر داشتم، انتظار داشتم قصه دلدادگی مصعب به پیامبر (ص) خواندنی تر باشد. قصه مسلمانی شخصیت های مختلف باید دلم را میلرزاند ولی اینطور نبود. ماجراها خیلی سریع پشت سر هم اتفاق میافتادند و جایی برای حس های عمیق وجود نداشت. من مثلا انتظار داشتم مثل قصه اویس قرنی اشکهایم از ذوق و حسرت عشق به پیامبر (ص) جاری شود، ولی خب توی این داستان خبری از چنین عشقی نبود گرچه نویسنده سعی کرده بود چنین کاری کند. شخصیت پیامبر (ص) کمی حاشیه ای بود، به نظرم باید بیشتر از ایشان گفته میشد. در کل داستان شخصیتها مجذوب ایشان و قرآن خواندنشان و پیامهایشان هستند ولی من خواننده چیز زیادی از ایشان نمیبینم. حتی خیلی وقتها دیالوگهای ایشان از زبان شخصیتهای دیگر گفته میشود (مشابه اون چیزی که تو فیلم محمد رسول الله میبینیم، که البته آنجا به خاطر محدودیتها در به تصویر کشیده شدن ایشان این کار را کردند) که نمیتوانم درک کنم چرا چنین کاری کردن، شاید فکر کردن اگر دیالوگی از خود پیامبر بنویسن ممکنه نوعی اشتباه باشه در کلام و در شأن ایشان نباشه.
در کل تلاش آقای شهسواری برای به تصویر کشیدن حوادث صدر اسلام در بستر داستانی رو واقعا تحسین میکنم. آن هم داستانی که فراز و فرود داره و کمابیش خواننده رو جذب میکنه. و مشخصه که بسیار روی وقایع و تاریخ و مردم آن زمان هم تحقیق شده و چیزی خلاف واقع به نظر نمیرسه توش.
جای چنین آثاری خیلی خیلی خالیه توی رمانهای برتری که مردم و جوانان میخونن.
مسلمانان! مرا وقتی دلی بود ... این کتاب به حدی قشنگ بود که دلم می خواد همه آدما بخوننش. وقتی به طرح روی جلد نگاه کردم هیچ تصوری از موضوع کتاب نداشتم. فقط شنیده بودم که بسیار کتاب خوندنی و خوبیه. مصائبی که از آغاز بعثت پیامبر اتفاق افتاده و همچنان در قالب دیگه ای ادامه داره. چقدررر این کتاب شیرین بود و با چه نثر خوبی داستان جوان زیبارو و ثروتمند مکه که بر خلاف نظر و عقیده خانوادش به دین اجدادش پشت می کنه و مسلمون می شه رو تعریف می کنه. عاشقانه ها و خلوص این آدم ها که از نخستین پیروان دین اسلامند به خوبی روایت شده. کاش همه این کتابو بخونن. کاش
از دوست عزیزم ک ندیدم ش تشکر میکنم ندیده با حال صحبت ش اشنا شدم خیلی ممنون خانم احمدیان ممنوووون :) Ms Ahmadian
چقد تم کتاب مث کتاب رویای نیمه شب اقای مظفر سالاری بود همون طور ک تو این دو کتابم گفته شده تخیلات هم چاشنی کار بود و چقدم خوب بود
تم مذهبی همراه با هیجان عشق گون کتابی ک دلت میخواد تمومش کنی بفهمی بعدش بخصوص برا من ک خیلی از تاریخ اسلام چیزی نمیدونم وقتی تم جذابیت باشه معلومه منم توش جذب میشم
..پاره ای وقت ها نگران مردمان آینده ام ک حجت خدا بر زمین را این چنین ک ما جلو چشمان خود داریم، نخواهند داشت پاک ماندن در آن روزگار بسیار سخت خواهد بود...
به گمانم همان سال نشر این کتاب بود، می خواستم رمانی هدیه بخرم. هیچ ذهنیتی نداشتم و یادداشتی نخوانده بودم. در مقایسه طرح جلد و نام کتاب، این را اول انتخاب نکردم. اما یکی دو سال بعدش خریدم. در رمان خواندن خیلی کند و غیرحرفهای هستم. گاه یک رمان هفتهها و ماهها طول می کشد و بین خواندنها همیشه فاصلههای عجیب می افتد. اما این رمان را تقریبا یک روزه خواندم. اینقدر روان. تنها فاصلهای که بینش میافتاد، وقتی بود که باید دقایقی به قلبم فرصت می دادم تا فشاری که گاه به آن وارد شده را تحمل کند یا به ذهنم که بهش فکر کند. این رمان درباره اسلام آوردن مصعب بن عمیر، یکی از صحابه حضرت رسول است و به نظرم تا به حال توصیفی ملموستر از این در مورد دوران جاهلیت نداشتهایم.
رمان وقتی دلی ماجرای پسریکی از سران قریش وبزرگان مکه مصعب بن عمیراست که بعداز ظهور اسلام مسلمان میشودو به دلیل آنکه در مکه و درکنارخانواده اش نمیتواند احکام اسلام راتماما وعلنا انجام دهد همراه چندی دیگراز مسلمانان راهی حبشه میشوند ،مصعب ازیاران نزدیک پیامبرواولین معلم قران بوده که روایت زندگی اش درکنار روایت تاریخ بسیارشیرین و خواندنی است . داستان از دوران قبل از ظهور اسلام ، دوره ی جاهلیت روایت میشود تازمانی که اسلام ظهور میکند (دوره ی صدراسلام).این رمان روایت تمام سختی هاو مشکلاتی است که مسلمانان دردوران صدراسلام متحمل میشوند. داستان اززبان نوه ی مصعب درسال 61 هجری وچهل روز بعداز شهادت امام حسین (ع)روایت میشود این جلو وعقب شدن داستان دربرخی مواقع باعث گیجی خواننده میشوداما دراین رمان اینطورنیست و خواننده گیج نمیشود بلکه از یکنواختی داستان میکاهد. این رمان علاوه براین که تاریخی است عاشقانه هم هست و یک داستان کسل کننده فقط تاریخی نیست. نثرکتاب اما برخلاف برخی کتب تاریخی نثرساده وروانی است شخصیت مصعب قابل درک وتصور است وهمچنین توصیفاتی که ازپیامبراکرم شده است شخصییت زیبای ایشان را به خوبی ترسیم کرده است این کتاب تاریخی وعاشقانه راازدست ندهید
چند دقیقه ای نیست که از خواندن کتاب وقتی دلی فارغ شدم... اشکهایم صورتم را پوشانده و تنها به یک چیز فکر میکنم و آن اینکه این هدیه گرانبهای نبوی چطور به دست ما رسیده و ما چطور از آن پاسبانی میکنیم؟؟ وقتی دلی قصه زندگی مصعب بن عمیر یکی از یاران باوفای پیامبر است که دل از دنیا برید و آنرا به زیبایی های دنیای دیگری وصل کرد... معشوقه ای چون پیامبر قطعا عاشقی چون مصب را می طلبیده ...کسی که فهمیده بود سعادت دنیا و آخرتش نه در دل بستن به سراب های فریب انگیز این دنیا که در نوشیدن از باران رحمت دنیایی دیگر است.. آن چیزی که امروز در لابه لای زندگی ما گم شده است برای مصعب و امثال مصعب گنج گرانبهایی بود که بخاطرش از جان و مال و پدر و مادر و هر انچه که برای هر کسی عزیز و دوست داشتنی ست گذشتن تا به واسطه پیام محبت آمیز رسول خدا امروز هیچ کجای این دنیا خالی از مهر و عاطفه نباشد ولی افسوس که هدیه های دیگر این زندگی انقدر پر رنگ بودند که گنج ارزشمند پیامبر لا به لای همه آنها گم شد. راست گفته است مصعب... پاک ماندن در روزگاری که حجت خدا بر روی زمین نیست بسیار سخت است..... اما من همچنان دعا میکنم که خدایا...کمککن در این آشفته بازار دنیا لحظه ای پای اعتقاداتم نلرزد...کمک کن با وجود این همه طعنه و استهزایی که ادمیانت بر دوستداران تو روامیدارند ذره ای از یاد تو غافل نشوم... کمک کن قصه مصعب را به جان دلم بسپارم که یادم نرود برای رسیدن به تو باید گذاشت و گذشت....
رمانی مذهبی - تاریخی با محوریت شخصیت جناب مصعب بن عمیر از اولین مسلمانان و اصحاب باوفای پیامبر که در جنگ احد به شهادت میرسند. در این رمان، مسائل صد اسلام و مسائل و سختی های مسلمین به خوبی به تصویر کشیده شده است ماجراهای فرعی و عاشقانه خوبی که در داستان آمده، به روایت اصلی کمک شایانی کرده اند
در این رمان شهسواری به روایت تاریخ صدر اسلام دست زده و از طریق روایت بخشهایی از زندگی مصعب بن عمیر فرزند عمیر بزرگ قبیله بنیعبدالدار، به روایت تاریخ صدر اسلام و نحوه گسترش اسلام و همچنین مجاهدتهای نخستین مسلمین در جزیرهالع��ب اشاره کرده است.
شهسواری با قرار دادن روایت در دهان چند شخصیت فرعی، ساختار روایی رمانش را شکل داده و آنها هستند که دست به روایت تاریخ میزنند و خود در کناری نشسته تا شخصیتهایی که به نظر شاهد ماجرا بوده یا با یک واسطه اتفاقات آن روزها را دیده و شنیدهاند حوادث را برای خواننده روایت کنند. این تمهید دست شهسواری را نیز باز گذاشته تا بتواند در بخشهایی که مستند تاریخی ندارد حرفی نزند و مسکوت از کنار ماجرا عبور کند؛ در واقع با این روش ضعفهایی که بر رمان از منظر تکهپاره بودن روایتهای مرتبط با مصعب است را پوشش داده و به خواننده میگوید این من نیستم که روایت میکنم بلکه بازماندگان سالهای دور هستند که مشغول بازگویی آنچه دیده و شنیدهاند، از تاریخ هستند. با این حال با استفاده از این روش هنرمندانه، شهسواری کوشیده کمبودهای تاریخ در منابع مرتبط با مصعب را به این واسطه بپوشاند و اثری خواندنی و پرکشش خلق کند.
یکی از ضعفهایی که در ارتباط با این رمان باید به آن اشاره کرد، ورودی فصلهای رمان است. شهسواری هر چند در این مورد به خاطر موقعیت مکانی که مدنظرش بوده (مزار شهدای جنگ احد) چندان نمیتوانسته بازی و جابهجایی موقعیت داشته باشد و پیوسته میخواسته به خواننده یادآوری کند که در حال شنیدن نقل تاریخ از زبان شخصیتهای ذکرشده است اما باز هم در ابتدا با یک عبارت کلیشهای و تکراری خواننده را در رسیدن به آغاز هر فصل ناامید میکند، چون پس از چند فصل خواننده میفهمد نویسنده میخواهد همان عبارت ابتدای فصل را تکرار کند و این برایش خوشایند نخواهد بود
از دیگر نکاتی که درباره این رمان به چشم میآید باز هم در ارتباط با تاریخ است. شاید در ارتباط با آن بخشهایی که در تاریخ اسلام ذکری از آنها نرفته بتوان چشم پوشید اما درباره مباحثی که بسیار روشن است و تنها اختلاف میان راویان وجود دارد، نمیشود بیتفاوت ماند. اختلافاتی که حتی با جستوجو در فضای مجازی و اینترنت نیز میشد به روایت صحیح تاریخ رسید. برای نمونه در بخشی که مربوط به وفات حضرت ابوطالب(ع) حامی اصلی پیامبر اسلام(ص) میشود، خواننده متوجه میشود نویسنده وفات عموی پیامبر(ص) و پدر امیرالمومنین حضرت علی(ع) و از دیگر سو حضرت خدیجه(س) همسر و دیگر حامی پیامبر اعظم(ص) را در یک روز ذکر میکند. در حالی که طبق منابع، این اتفاق با فاصله ۳ تا ۳۵ روز از هم افتاده و پیامبر را داغدار کرده و همین سبب شده پیامبر اسلام(ص) آن سال را «عامالحزن» نامگذاری کنند. به هر صورت برای نویسندهای که مشغول روایت بخشهای مهمی از تاریخ اسلام است شایسته نیست بدون اطلاع و فقط برای بازگو کردن یک واقعه، هر مطلبی را بنویسد
روایت در «وقتی دلی» دوپاره است. به این معنا که نویسنده نتوانسته بخشهایی که با زندگی شخصی مصعب بن عمیر در ارتباط است و حتی گاهی برای بازگو کردن و ساختن آنها دست به تخیل هم زده با بخشهایی که مستند تاریخی است و با شخصیت پیامبر اسلام(ص) ارتباط دارد، ارتباط برقرار کند و این دو بخش را در هم بتند. یعنی خواننده عدم انسجام طرح رمان را در این اثر و در بخشهایی که ذکر شد حس میکند و به نظرش میآید این دو بخش کاملا بیربط به هم بوده و نویسنده این دو را فقط در کنار هم قرار داده است. در واقع برخی از ماجراهایی که برای مصعب ایجاد میشود و بر او میگذرد، میتوانست به صورت جداگانه برای یک شخصیت غیرواقعی روی دهد و هیچ ربطی هم به صدر اسلام نداشته باشد.
نویسنده به خوبی توانسته فضای مکه در سالهای بعثت را به خواننده نشان دهد و حتی رسوماتی که پیش از اسلام در جزیرهالعرب جاری بوده را با کمک گرفتن از رویاهایی که مصعب میبیند به خواننده نشان داده است. از این حیث این رمان در فضاسازی و خلق موقعیتهای مختلف مانند رسومات قبیلگی و عقایدی که عرب جاهلی داشته بسیار موفق بوده
این رمان واقعیتی به نام اهمیت روایت غیرمستقیم از پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) را یادآوری میکند و نشان میدهد میشود بدون اشاره مستقیم به شخصیت معصومان و خانواده آنها اعم از فرزندان، همسران، خواهران و برادران با استفاده از شخصیتهایی که در آن روزگار زندگی کردند به بیان منش و رفتار بزرگان اسلام دست زد. این مهمترین ویژگیای است که این رمان دارد و خواننده در مواجهه با آن به این نکته میرسد که با روایت غیرمستقیم میتوان نمایی از تصویر معصومین را برای خواننده ترسیم کرد
چه آدمهایی رو که اسلام، از این رو به اون رو نکرد و سعادت نداد؛ از بددو ظهور تا همین امروز... کتاب بسیار خوبی بود. باز هم یک شخصیت الگو از هزارات شخصیت الگوی مسلمان متعهد. متن گیرای کتاب، من رو با خودش تا صفحۀ آخر کشوند؛ صفحاتی که حاوی متن روضهگونهای بود از شهادت عون و محمد، دو پسر حضرت زینب کبری سلام الله علیهم، و نیز شهادت مصعب بن عمیر، بزگمرد حامی اسلام و محبوب رسول خدا صلی الله علیه و آله؛ که اولین شهید بیکفن تاریخ اسلام شد. از نویسندۀ کتاب، آقای محمدحسن شهسواری، صمیمانه تشکر میکنم بهخاطر آشناکردن این نسل با این شخصیت دوستداشتنی و غبطهخوردنی تاریخ استوار مقاومت.
وقتی دلی روایت زندگی مصعب است پسر یکی از ثروتمند ترین خاندان و قبیله های مکه! روحش آرام و قرار ندارد و دلش راه را نشانش میدهد و عقل و دل میبازد به محمد امین که پیام آور خداست. این صمیم برای او عواقب و ماجراهایی را به دنبال دارد...
رمان تاریخی - عاشقانه جالبی بود در مورد یکی از شخصیت های تاریخ اسلام. کتابی که خواندنش حس خوبی به آدم دست می داد، البته اگر خواننده از خواندن وقایع تاریخی خوشش بیاید. از آن جایی که قادر به دادن نمره ۳.۵ نبودم، به این کتاب نمره ۴ دادم.
عالی بود. دلم لرزید. دلم رفت به مدینه حجاز حبشه...دلم رفت پیش اون جوانمرد. خوش به حالت مرد. که از تمام هستی ات گذشتی برای رسولت. کاش برای من هم قرآن می خوندی. با همون صوت زیبا. کاش میشد ماهم معشوق تو رو ببینیم و او همون نگاه گیرا رو به ما بندازه و تمام... کاش....
شروع و پایان داستان و مسیری که طی میکنه واقعا عالیه... نویسند در انتخاب لحظاتی که برای روایت از زندگی مصعب انتخاب کرده خیلی ظرافت و دقت به خرج داده...کتاب پخته و روانه طوری که دلتون نمیخواد تا تموم نشده بذاریدش زمین! https://taaghche.com/book/81769
رمان عالی برای نوجوان و جوان برای فهم بهتر تاریخی میتونید با شخصیتهای این کتاب زندگی کنید و طعم زندگی تو گذشته رو بچشید https://taaghche.com/book/81769
یک پسر از طبقه متومل جامعه که با اختلاف اشرافی و طبقاتی مخالفه و گمگشتهش رو توی اجتماع مسلمانان و حرفهای پیامبر پیدا میکنه. این وسط یه داستان عاشقی ریز هم هست.