بیان وقایعی از درون زندان های دهه ۶۰ و مصایبی که بر سر جوانان این سرزمین رفت. خواندن این کناب ها به جلوگیری از دچار شدن به آلزایمر سیاسی و نیز مقابله با تحریف تاریخ کمک می کند.
نه زیستن، نه مرگ احتمالا بهترین کتاب زندان-مقاومت است. ایرج مصداقی تمام تلاش خود را برای ارائه رساندن صدای خاموششدگان کرده است. او در جایی از کتاب مینویسد که دیگر هیچ کدام از زندانیها پس از تجربه مهیب مشترکی که پشت سر گذاشتند، آن آدمهای قبلی نبودند و این تغییر در رفتار و سکناتشان هم معلوم بود. قدم زدنهای دونفره چند ساعته بیکلام، در سال ۶۷ متولد شدند. بر همین قیاس نگاه خوانندهای که این کتاب را خوانده و صدای محذوفین سیاست ایران را شنیده است، دیگر نمیتواند آن نگاه سابق باشد. با این همه کتاب از یک ضعف بنیادین رنج میبرد. کتاب علی رغم همدلیهای گاه به گاه، در خیلی جاها به کسانی که زیر شکنجه شکستهاند میتازد. چه آنها که تنها به ابراز انزجار از مواضع پیشینشان بسنده کردهاند و چه آنها که به درجات مختلف تواب شدهاند. فکر میکنم به خصوص از کسانی که در یک یا چند سخنرانی از مواضع حزبی خود اعلام برائت کردهاند، هیچ ایرادی نمیتوان گرفت.