Jump to ratings and reviews
Rate this book

آفرينگان

Rate this book

17 pages

First published January 1, 2007

3 people are currently reading
118 people want to read

About the author

صادق هدایت

145 books38 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
64 (34%)
4 stars
54 (28%)
3 stars
50 (26%)
2 stars
16 (8%)
1 star
3 (1%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,100 followers
January 15, 2019
‎دوستانِ گرانقدر، این داستان زیبا، در موردِ زنی به نامِ «زربانو» است که پس از مرگش سایۀ او از او جدا شده و با سایه های دیگر جنازه ها در «استودان» (جایی که مردگان را در آنجا میگذاشتند که ابتدا بدنشان بپوسد و تجزیه شود.. اینگونه دیگر عناصر چهارگانۀ طبیعت آلوده نمیشد) هم صحبت میشوند... این سایه ها در روز هرکدام به هرجایی که دوست دارند میروند و در شب به «استودان» بازگشته و در کنارِ استخوان هایشان میمانند. عزیزانم باید بگویم که دو نکتۀ قابلِ توجه در این داستان به چشم می آید، اول اینکه: «صادق هدایت» این نویسندۀ خردگرا در این داستان نامی از "روح" نبرده، بلکه از "سایه" نام برده است
‎دوم اینکه: صادق هدایت، این نویسندۀ خردمندِ ایرانی، در این داستان از تعدادِ زیادی نام های ریشه دار و زیبایِ ایرانی استفاده کرده است و دیگر از نام های بی ریشه و زشتِ عربی و به خصوص امامانِ تازی، خبری نیست
‎خلاصه، زربانو به کمکِ سایه ها و بخصوص سایه ای به نامِ «آذین» که بسیار واقع گرا و خردمند است، متوجه میشود که هرچه در زندگی به او در موردِ جهانِ دیگر و بهشت و جهنمِ دروغین و موهوم گفته اند و وعده در موردِ پاداش به کارِ نیک داده اند، دروغی بیش نبوده است که مبلّغانِ دینی و دینفروشان، تحویل او و امثالِ او داده اند
‎جملاتی از این داستان را در زیر برایِ شما خردگرایان، مینویسم
---------------------------------------------
‎رویِ زمين چه اميد و انتظاریِ داشتيم؟ فقط با يک مشت افسانه خودمان را گول ميزديم. هيچوقت كسی رأیِ ما را نپرسيده بود. هميشه محكوم بوده ايم
‎از اول يک وهم ، يک فريب بيش نبوده ايم و حال هم بجز يک مشت افكار پريشانِ موهوم چيز ديگری نيستيم
**********************************
‎چقدر خوب بود اگر زندگان برایِ ما ساز ميزدند و می آمدند اينجا پهلویِ مرده ها كيف ميكردند، برایِ خودشان هم بهتر بود، چون يادشان می افتاد كه روزی مثلِ ما ميشوند... آنوقت بيشتر از زندگی لذت ميبردند
---------------------------------------------
‎امیدوارم از خواندنِ این داستانِ زیبا لذت ببرید
‎یاد "صادق هدایت" همیشه گرامی باد
‎«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for Ehsan'Shokraie'.
766 reviews224 followers
November 21, 2019
افرینگان یک شاهکاره..
از شما کسانی که خوانده اند می دانند,و کسانی که نخوانده اند پس چرا تفکر نمیکنند؟
115 reviews11 followers
December 23, 2015
"چرا ما اینجا سرگردانیم؟ چرا روی زمین بودیم؟ نه تو میدانی و نه من. پس بهتر اینست حرفش را نزنیم.."
Profile Image for Ali  Noroozian.
224 reviews28 followers
April 27, 2020
"روی زمین ساز هست ، پول هست ، شراب هست ، خواب هست ، فراموشی هست ، عشق هست ، دوندگی ،گرسنگی ، گرما ، سرما ، تشنگی ، گردش و حتی امید خودکشی هست ، ولی ما هیچ دلخوشی ای نداریم . ما با زندگی زنده ها خوشیم و با حرفش خودمان را گول می زنیم ... روی زمین یک امید فرار هست آنهم مرگ است ، مرگ ! ولی اینجا دیگر مرگ هم نیست "

آیا ذهن کوچک انسان یاری این را دارد که از رمز و راز هستی آگاه باشد ؟ آیا عمر ما که به اندازه ی پلک زدنی کوتاه برای کائنات می گذرد اصلاً به چشم می آید که جهانی با این همه دبدبه و کبکبه به کام منِ ناچیز بگردد ؟ این کوته نظری من است که خود را اشرف مخلوقات می دانم و گمان می برم ابر و باد و مه و خورشید و فلک به اراده ی من و از روی سرگرمی من در آسمان به حرکت در می آیند . تنها افسانه ای می بافیم از برای زندگی معنا باخته ی خود تا چند صباحی سرگرم باشیم و با امیدی واهی ، یک عمر فریب خورده بمانیم ... هادی صداقت در پایان این حکایت هم چون مرشد خود ، خیام ، لذت از دم اکنون را چاره ی این استیصال سرگیجه آور می داند

همه چیز روی زمین و آسمان ها دمدمی ، موقتی و محکوم به نیستی است . چرا ما به خودمان امید زندگی جاودانه را می دهیم ؟
Profile Image for Farhad.
379 reviews91 followers
May 14, 2008
علاقه هدایت به فرهنگ و تاریخ ایران باستان بهمراه دانش او در این زمینه و البته وجوان آگاه و بی طرفیش وی را از بزرگترین پژوهندگان این زمینه نموده است در این میان ذوق هنری وی مانع نشده که از عناصر غنی این مجموعه الهام نگیرد و به این ترتیب برای نخستین وار نمادسازی را وارد ادبیات فارسی نماید. آفرینگان از تلاشهای نخستین او در این زمینه است که به دلیل دشواری هدایت در یافتن زبان روان خود برای خوانندگانی که به این ژانر علاقه ندارند اندکی دشوار است.
Profile Image for Hamid.
149 reviews13 followers
September 8, 2018
بسیار زیبا بود و پیامهای زیادی در این داستان نهفته است. نکته جالب اینکه هدایت از واژه سایه استفاده نموده و هیچ اشاره ای به روح نمی کند
2 reviews
August 11, 2019
یکی از سنت های زرتشتی ها این بوده که جسد مرده ها رو داخل خاک دفن نمیکردن بلکه داخل یه استوانه بزرگ می انداختن. در واقع هدایت توی این داستان این سنت قدیمی رو یادآوری میکنه. ضمن اینکه تصاویری که توی داستان اومده برای همیشه به یاد آدم میمونه، مثلا گفتگوی سایه ها.
Profile Image for JJ Khodadadi.
451 reviews129 followers
July 29, 2013
داستان کوتاهی درباره فوت یک زن و عالم برزخ (اگر برزخ بتوان نامید!) و مکالمه وی با ارواح دیگر.
بحث های جالبی در این داستان رخ میده که باعث شد خیلی این داستان رو دوست داشته باشم.
Profile Image for Amin.
419 reviews440 followers
July 26, 2023
بر خلاف تصویرسازی و شروع درخشان کتاب که در فضایی رعب‌آمیز و دخمه‌های قراردادن اجساد زرتشتیان در بالای کوه آغاز میشود و سپس پرداختن به فضای گروتسک حضور سایه‌ها یا ارواح مردگان - که برخلاف چندی از ریویو‌ها با نام روح هم در داستان نامیده میشوند و بدیهی است اسامی زرتشتی دارند - باقی داستان که گفتگوی بین این سایه‌هاست چیزی شبیه به دادن بیانیه با جملات گل‌درشت و بیان صرف دیدگاههای عقیدتی نویسنده است که اثر را از فضای یک داستان کوتاه خارج میکند و به نظرم حال که در مطالعه آثار هدایت به لحاظ زمانی پیش میرویم - نظیر داستانهای دیگری در همین مجموعه سایه روشن - هدایت از این تکنیک نویسندگی و پرداختن به جوانب مختلف دیدگاههایش از زبان شخصیت‌های مختلف یک داستان بیشتر استفاده میکند

مثلا یکی از ارواح در پاسخ به روح تازه درگذشته و انتظاراتش میگوید:

"ما عادت داریم شب هر مرده‌ای دسته‌جمعی میرویم بالای بام خانه‌اش ... اوه اگر بدانی زندگی ما چقدر یکنواخت است"

و این گفتگو شکل میگیرد:

"- یعنی میخواهی بگویی امشاسپندان، ایزدان، فرشتگان،‌ دوزخ، همستگان، کروثمان و همه اینها دروغ است؟
- من نمیخواهم چیزی بگویم. افسوس ما هم روزگاری باور میکردیم. اما دنیا به قدر فکر آدمها محدود نیست. تو گمان میکنی که آدمیزاد کوچک و بیچاره با زندگی پستی که روی زمین کرده مرگ و زندگی، هستی و نیستی‌اش در دنیا تاثیری دارد؟
- پس اینهمه دردی که روی زمین کشیده‌ام همه بیهوده بوده؟ اینهمه رنجی که بردم؟
- همین امید، همین گول به تو امیدواری میداد، دیگر چه میخواهی؟ کاش ما هم میتوانستیم خودمان را گول بزنیم. پس ما چه بگوییم که کهنه کار شده ایم و هر وقت یک نفر تازه وارد به میانمان می‌آید افکارش ما را به خنده می‌اندازد؟
- اوه پس همه اش همین بود"

و کار به توهم درباره همه چیز میرسد:

"در حقیقت زندگان هم وجود دارند؟ آیا بیش از یک موهوم هستند؟‌یک مشت سایه که در اثر یک کابوس هولناک یا خواب هراسناکی که آدم بنگی ببیند به وجود آمده‌اند از اول یک وهم، یک فریب بیش نبوده‌ایم و حال هم جز یک مشت افکار پریشان موهوم چیز دیگری نیستیم"

و بعد تبدیل به مانیفستی برای زندگان میشود:

"چقدر خوب بود اگر زندگان برای ما ساز میزدند و می‌آمدند اینجا پهلوی مرده ها کیف میکردند. برای خودشان هم بهتر بود. جون یادشان می‌افتد که روزی مثل ما میشوند. آن وقت بیشتر از زندگی لذت میبردند"

و درباره زندگان میگوید:

"روی زمین ساز هست، پول هست، شراب هست، خواب هست، فراموشی هست، عشق هست، دوندگی، گرسنگی، گرما، سرما، تشنگی، گردش و حتی امید خودکشی هست ولی ما هیچ دلخوشی نداریم. ما با زندگی زنده‌ها خوشیم و با حرفش خودمان را گول میزنیم"

و در نهایت با پایان بندی این دیدگاه هم تکمیل میشود:

"نباید نزدیک رفت، چون عشق مثل یک آواز دور، یک نغمه دلگیر و افسونگر است که آدم زشت و بدمنظری میخواند. نباید دنبال او رفت و از جلو نگاه کرد. چون یادبود و کیف آوازش را خراب میکند و از بین میبرد. در آستانه عشق هم نباید جلوتر رفت تا همین جا بس است. همین خوب بود، از هر درودی، از هر آفرینگانی روان من بیشتر کیف برد. چون تمام آن یک لحظه خوشی مرا سراسر جوانیم را دوباره جلوی چشمم مجسم کرد. نه نباید از آستانه آن گذر کرد. تا همین جا بس است"
22 reviews
May 30, 2023
صادق هدایت نویسنده ایرانی مورد علاقه ی منه
فرقش با بیشتر نویسنده ها تو اینه که خودشو محدود نمیکنه
انواع داستان هایی که نوشته همه دارای مفاهیم فلسفیه ولی با این حال برای خواننده هم جذابه از خوندن این کتاب متفاوت خیلی لذت بردم و بین نمره چهار و پنج مردد بودم ولی خب به قول یه عزیزی کتاب خوب اونه که بعد تموم کردنش تازه تو ذهنت شروع بشه و میدونم که این کتاب تا مدتها تو ذهنم میمونه برای همین بهش پنج دادم
Profile Image for Amin369.
248 reviews
January 16, 2025
داستانی از یک خانم در عالم بعد از مرگ و صحبت درباره رنج های کشیده و چیزی که از زندگی بعد از مرگ وعده داده بودن.
مراقب هم باشیم.
Profile Image for Amir Salar Pourhasan.
93 reviews16 followers
January 17, 2022
وقتی سرچ کردم بعد از کتاب دیدم، آفرینگان اسم یک نوع مراسم مذهبی و نماز هست که زرتشتیان در زمان جشنی بخصوص برپا میکنن. حالا هدایت تو این داستان اومده یک سری باور های عموما مذهبی و فلسفی حتی شاید بشه گفت رو از زبان چندین شخصیت خیالی بیان کرده و یک جورایی نوعی تمسخر و دهنکجی به سبک خودش به بعضی از مواورد داشته. خوب در نوع خودش بدک نبود به نظرم.
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.