Philippe Godard dirige plusieurs collections pour la jeunesse, dont "J'accuse !" et "Documents" chez Syros. Il est l'auteur de La Vie des enfants travailleurs pendant la révolution industrielle (De La Martinière Jeunesse) et de Au travail les enfants! (Homnisphères). Il a également participé à l'ouvrage collectif Le Siècle rebelle. Dictionnaire de la contestation au XXe siècle (Larousse).
در ستایش تنآسائی برای من یک اثر پر فرازونشیب بود. براب همین نمیدونم دقیقا چه امتیازی بهش بدم. هر مقاله از یک نویسنده متفاوت بود و با یک سطح متفاوت از دیدگاه و نوشتار. متاسفانه که لینک متفاوتی برای این کتاب که الان خوندم، "در ستایس تنآسائی"، و مقاله برتراند راسل وجود نداره. در انتهای این کتاب مقاله راسل گنجانده شده. البته نمیدونم به صورت کامل یا نه؛ چونکه قبلا خونده بودمش و اینبار نخوندمش.
بهطور هیچکدوم از مقالات کتاب محتوای خیلی جدید و متفاوتی برای من نداشت؛ شاید رسالت این نوشتهها هم ارائه چیزهای جدید نبوده و قرار بوده یه چیزی که میدونستیم و یادمون رفته رو بهمون یادآوری کنه: تنآسائی. من خودم یکی از موافقین سرسخت این تنآسائی هستم که تو این مقالات ازش حرف به میان آورده شده. تنآسائیای که با بیعملی و کممایگی متفاوته. تنآسائیای که انسانیترین عملیه که انسان فراموشش کرده یا با زور از یادش بردن. تنآسائیای بهدور از حس گهِ عذابوجدان و حس شرم و گناه صورت بگیره.
برای تعریف هستی و چیستی و چرایی و چگونگیِ تنآسائی بسنده میکنم به بخشی از خود کتاب: "دیگر از دویدن به دنبالِ زمان، زمانی که میگذرد و از چنگتان میگریزد، دست برمیدارید. سرانجام زمان را، زمانِ زیستن را درمییابید، زمانِ اندیشیدن، بهخوداندیشیدن و بر خود مرهمنهادن، جایی قرار گرفتن و در خود آرامگرفتن، بهجای محاسبه و شمارش، به قصه و گزارش پرداختن. وقت دادن به خود برای وقت داشتن، زمانِ انتظاری که به شما زمان میدهد. زمانِ ازدست دادنِ زمان. از نو زمان از آنِ شما خواهد شد. زمانِ شما، زمانِ درونیتان، که متفاوت از زمانِ دیگران است."
و برای تعریف وضعیتی که دنیای معاصر برامون ساخته، که بهدور و ضدِ از تنآسائیِ واقعیه، باز هم به بخشی از کتاب رجوع میکنم: " زمانی که در آن هرکس در مسیری میدَوَد که هرگز به خویش نمیرسد، جان میکَنَد تا چیزی باشد که از آن بیزار است، تا آن چیزی نباشد که دلخواست اوست، و به بازنشتگی، بیماری و مرگ چشم میدوزد تا به خستگیِ خود پایان دهد."
1. راههای تنآسائی / فیلیپ گُدار در ستایش آهستگی طبیعی نابسندگی شکستن ریتم کار تفریحات ازخودبیگانه توهم ماشین رانتخوار، دزد، بیکار کار از آنِ ثروتمندان باشد و لذتها از آنِ ما!
2. حق تنآسانی / پل لافارگ پیشگفتار یک جزم مصیبتبار برکات کار پیامدهای تولید اضافی در حال و هوایی نو، ترانهای نو پیافزوده
3. سفر به دیار تنآسانی / پلین واگنر
4. ستایش از تنآسانی پالایشیافته / رائول وَنهگِم
با یک بار گذرا خوندن خلاصه ای خیلی سطحی برداشت کردم که اینجا قرار میدم . شخصا از مقاله ی راسل و لافارگ بیشتر لذت بردم . “خلاصه ای از کتاب در ستایش تن آسایی” محوریت کتاب زیر سوال بردن نگاه بشر امروزی نسبت به کار است که این نگاه از تحمیل آن توسط سرمایه داران و سود برندگان این دیدگاه بر ما تحمیل شده است. از ابتدای تمدن بشری تا به امروز دو گروه وجود داشته داشته اند . گروهی که کار را ننگ خود می دانند و طبقه ی اغنیا را تشکیل می دهند و گروهی کارگر که از گروه یاد شده دستور می گیرند.برتراند راسل در مقاله ی خود عنوان می کند که دو نوع کار داریم : یک : جابجایی ماده در سطح یا در نزدیکی زمین را کار می گویند و دوم دستور دهی گروهی به گروه اول را گویند . امروزه کار نخست را ناخوشایند و کار دوم را خوشایند می دانند . در این کتاب نویسنده ها ایده ی کار مفید حداکثر 4 ساعتی(تقریبی) را مطرح می کنند و نمونه هایی را از تاریخ بشری برای تایید گفته هایشان می آورند . این کتاب به طور کلی خواستار آن است که جامعه ی بشری دست از کار بیش از نیازش بردارد و با استعانت از اوقات فراغتش پاسخگوی وجدان و سرشت لذت جو و آرامش طلب خویش باشد . همچنین در این کتاب مثالی آورده شده که می گوید دو دستگی جامعه از ابتدای تمدن بشری زمینه و پایه های تمدن امروزی را بنا نهاد اینگونه که گروهی با فراغت به کارهای مورد علاقه خویش پرداختند و علم و فلسفه و هنر و ادبیات را پدید آوردند که همگی تمدن امروزه ما را تشکیل می دهند .این سخن برای تاکید بر این نکته آورده شده که بشریت با تکیه بر درصد کمی از جمعیت خود بدین تمدن رسیده است حال اگر همه ی جامعه ی انسانی از اوغات فراغت کافی برخوردار باشد و بتواند کار مورد علاقه خود را انجام دهد تمدن ما چیزی فرای تصور ما خواهد رفت . ضمنا در این کتاب به نکته ای جالب اشاره شده و آن اینست که در جامعه ی امروزه هر کاری را با سود و زیانش بررسی می کنند و به دنبالش می روند نه صرفا برای خودش . در جامعه ای که تن آسایی باشد امور برای خودشان دنبال می شوند و اجباری در کار نیست ...چه اجبار از خارج ،چه اجبار از درون که تحمیل شده از بیرون است.
مجموعه مقالاتی در مورد فراغت که بسیاری از قالب های ذهنی از پیش تعیین شده در مورد فضلیت دانستن کار و مذموم شمردن تن آسایی رو به چالش کشیده. مطالعه این کتاب رو به خصوص در دوران قرنطینه توصیه می کنم.
به نظرم یک کتاب عالی هستش که ارتباط نزدیکی به بحرانی که الان دچارش شدیم covid19 و اتفاقی که برای بشر افتاده داره و به خوبی میگه که چرا بشر باید سبک زندگیش رو اصلاح کنه برای اونایی که یکم تنبل هستن هم توصیه میکنم فقط اول و آخر رو بخونن ممنون از دوست خوبم فروغ که این کتاب رو معرفی کرد