Jump to ratings and reviews
Rate this book

تاريخية الفكر العربي الإسلامي

Rate this book

300 pages, Paperback

First published January 1, 1986

3 people are currently reading
96 people want to read

About the author

Mohammed Arkoun

64 books364 followers
Professor Mohammed Arkoun (Berber: Muḥemmed Arkun, Arabic: محمد أركون‎), was an Algerian scholar and thinker of Berber descent. He was considered to have been one of the most influential secular scholars in Islamic studies contributing to contemporary intellectual Islamic reform. In a career of more than 30 years, he had been a critic of the tensions embedded in his field of study, advocating Islamic modernism, secularism, and humanism. During his academic career, he wrote his numerous books mostly in French, and occasionally in English and Arabic.
he studied at the Faculty of Literature of the University of Algiers and at the Sorbonne in Paris (Agrégé in Arabic language and Literature, 1956 and Ph.D., 1968). He established his academic reputation with his studies of the history and philosophy of Ibn Miskawayh. As he began to consider how one might rethink Islam in the contemporary world, his questioning provided a counterpoint to the predominant interpretations of both the Muslim world and the non-Muslim West. As the editor of Arabica, he broadened the journal's scope, and played a "significant" role in shaping Western-language scholarship on Islam (source?). He is the author of numerous books in French, English and Arabic, including most recently: Rethinking Islam (Boulder, Colorado, 1994), L'immigration: défis et richesses (Paris, 1998) and The Unthought in Contemporary Islamic Thought (London, 2002).[2] His shorter studies have appeared in many academic journals and his works have been translated into several languages.
He was decorated as an Officer of the French Légion d'honneur in July 1996. In 2001, Professor Arkoun was asked to deliver the Gifford Lectures, which enable a notable scholar to contribute to the advancement of theological and philosophical thought and was announced as the recipient of the Seventeenth Georgio Levi Della Vida Award for his lifelong contribution to the field of Islamic Studies.
Arkoun taught at the Lyon 2 University (1969–1972), as a professor at the Paris 8 University, and at the New Sorbonne University of Paris (1972–1992). He was a Fellow at Wissenschaftskolleg in Berlin (1986–1987 and 1990) and at the Institute for Advanced Study in Princeton, New Jersey, U.S.A (1992–1993), visiting professor at University of California, Los Angeles (1969), Princeton University (1985), Temple University, the University of Louvain-la-Neuve, Wallonia, Belgium, (1977–1979), the Pontifical Institute of Arabic Studies in Rome and the University of Amsterdam (1991–1993) and served as a jury member for the Aga Khan Award for Architecture. At the time of his death he was Emeritus Professor at La Sorbonne as well as Senior Research Fellow and member of the Board of Governors of The Institute of Ismaili Studies (IIS), At IIS, he has taught various graduate courses including unthought in contemporary Islamic thought, rethinking Islam, contemporary challenges of Muslim world and traditions for almost a decade.
Arkoun died on the evening of September 14, 2010, in Paris.
باحث ومؤرخ ومفكر جزائري، ولد عام 1928 في بلدة تاوريرت ن ميمون(آث يني) بمنطقة القبائل الكبرى الأمازيغية بالجزائر، ;و انتقل مع عائلته إلى بلدة عين الأربعاء(ولاية عين تموشنت) حيث درس دراسته الإبتدائية بها. وأكمل دراسته الثانوية في وهران، إبتدأ دراسته الجامعية بكلية الفلسفة في الجزائر ثم أتم دراسته في السوربون في باريس.

==فكره==
يتميز فكر أركون بمحاولة عدم الفصل بين الحضارات شرقية وغربية واحتكار الإسقاطات على أحدهما دون الآخر، بل إمكانية فهم الحضارات دون النظر إليها على أنها شكل غريب من الآخر، وهو ينتقد الإستشراق المبني على هذا الشكل من البحث. 1- رفع القداسة عن القرآن الكريم, والتعامل مع القرآن على أنه منتوج بشري. 2- رجل علماني بحت. 3- التشكيك في نسبة النصوص الأصلية في الإسلام (الكتاب والسنة)

عُين محمد اركون أستاذا لتاريخ الفكر الإسلامي والفلسفة في جامعة السوربون عام 1968 بعد حصوله على درجة دكتوراه في الفلسفة منها، وعمل كباحث مرافق في برلين عام 1986 و 1987. شغل منذ العام 1993 منصب عضو في مجلس إدارة معاهد الدراسات الإسلامية في لندن.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
5 (20%)
4 stars
6 (25%)
3 stars
9 (37%)
2 stars
2 (8%)
1 star
2 (8%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Setareh Ezzatabadi.
22 reviews13 followers
February 7, 2017
تا جایی که من متوجه شدم، تمام کتاب های ارکون از سبک نگارش مطول، تو در تو و غیرنظام مند رنج می برند و این کار خواندن آثارش را دشوار می کند. به این دشواری، ترجمه بسیار بد کتاب «تاریخمندی اندیشه اسلامی» را، که حتی ویرایشی ابتدایی هم نشده است، بیفزایید تا بفهمید خواندن این کتاب چقدر صبر و همت از خواننده اش طلب می کند! اما اگر از این خوان اول، که حقیقتا خوان دشواری است بگذرید، شاید بتوان گفت در ادامه کار چندان دشواری ندارید. ایده های طرح شده در کتاب، از خط فکری مشخصی نشأت می گیرند که به آراء تبارشناسانه فوکو بسیار وامدار است. به حدی که نمیدانم اساسا میتوان ارکون را فردی مبدع به حساب آورد یا صرفا باید یادداشت هایش را چیزی در حد طرح ایده های از پیش موجود در فضای فکری جهان اسلام دانست. البته قطعا بازخوانی تبارشناسانه ی تاریخ اسلام، نیازمند مجاهدتی فکری است، اما در دو کتابی که من از ارکون دیده ام (کتاب فعلی و کتاب از اجتهاد به نقد عقل اسلامی)، ارکون، گرچه خود را اولا و بالذات مورخ می داند و نه فیلسوف، اما چندان از صرف بیان ایده ها فراتر نمی رود و تاریخ پژوهی غنی ای را در مقابل دیدگان خواننده ترسیم نمی کند. فکر می کنم همین اشکال اساسی است که باعث می شود نوشته های ارکون خواننده ی غیردانشگاهی مسلمان را چندان به خود درگیر نکند.
اگر از این نقدهای فرمی بگذریم، به نظر من می رسد که رویکرد سلبی ارکون در نقد آگاهی اسلامی (یا به تعبیر او، خیالخانه ی اسلامی) نه تنها قادر به مسلمان کردن کسی نیست (البته فکر می کنم اساسا هیچ کدام از نواندیشان اسلامی چنین هدفی را برای خود تعریف نکرده اند!)، بلکه حتی فکر می کنم عموم حوزه های مقدس فرد مسلمان را از او می گیرد. البته من قصد ارزش داوری ندارم و حتی می توانم بگویم که با اکثر نقدهای ارکون بسیار همدلم، اما باید توجه داشت که یکی از نقدهای ارکون به شرق شناسی (یا اسلام شناسی کلاسیک) این است که این رویکرد، با نقد تمام هست و نیست مسلمانان، امکان مسلمانی را از آنان می گیرد و من فکر می کنم این اتفاق به نحوی در نهایتِ پروژه ی خود ارکون نیز وجود دارد. نقد میراث زنده اسلامی (به این معنی که تجربه پیامبر و شکل گیری آیات و احادیث در گذشته و در زمان و مکان خاص خود بوده و قابل امتداد یافتن به اکنون نیست و نمی توان در منازعات امروزی، به آیات و احادیث استناد کرد)، نقد تقدس متون مقدس اسلامی (احادیث نبوی نقل شده در هر جریان فکری، مبتنی بر راویان مشخصی است که در آن پارادایم فکری مشروعیت یافته اند و دیگران پس زده شده اند و متن فعلی قرآن کریم هم توسط حکام زمان، با توسل به زور وضع و تحمیل شده. پس اساسا متون مقدس، مقدس نیستند، چون انسان ها در شکل گیری آنها نقش بسزایی داشته اند)، نقد اعتبار تفاسیر موجود از آیات و احادیث (تفسیری که علمای هر جریان فکری از آیات و احادیث ارائه می دهند، در جهت تحکیم مشروعیت عالیه ی خود آنهاست و منافعی اجتماعی-سیاسی آن تفاسیر را هدایت می کند) و تاکید بر آمیختگی عمیق فهم از اسلام با نژاد و فرهنگ و تاریخ ملت های مختلف که سبب پدید آمدن اسلام های مختلف شده است (و اساسا نمی توان هیچ یک از آنها را معتبر و باقی را نامعتبر دانست)، از مهم ترین نکاتی است که ارکون سعی در طرح آنها دارد. به نظر من ماحصل این نقد ها، رد هر گونه ارتباط معرفتی با اسلام و تقلیل مسلمانی به یک زیست فرهنگی و هویتی صرف است.
نهایتا فکر می کنم که ارکون در پروژه فکری خود، سعی در طرح امکانی جدید برای دینداری در عصر حاضر ندارد. او صرفا می کوشد نادرستی هر گونه تفسیر و عقیده ی ارتودوکس در دین را به پیروان ادیان نشان دهد.
Profile Image for محمد شکری.
171 reviews179 followers
February 7, 2017

چرا اندیشه ارکون سترون است؟
رضا علیجانی در یکی از گفت و گوهای برنامه پرگار (اصلاح دینی1) دو دایره متباین به نام «استاد دانشگاه» و «کنشگر اجتماعی» ترسیم میکند. او در ادامه فیگور سومی به نام «روشنفکر» هم اضافه میکند که نه یک دایره سوم، بلکه یک بیضی با دو کانون است: کانون دانشگاهی و کانون کنشگر. روشنفکر این دو را با هم دارد. اگر تفسیر او را «اجمالا» پذیریم، نباید با انتظارات روشنفکری سراغ ارکون رفت. او یک «استاد دانشگاه» تمام عیار است. به این معنی که تنها به فکر تحلیل و تقسیم، جزئی نگری و آسیب شناسی و یادآوری نکات مغفول در پروژه هایی است که طرحی برای فهم اسلام ارائه کرده اند
علاوه بر این، «رویکرد» ارکون نیز مانع از این میشود که او پروژه ای ایجابی ارائه دهد. رویکرد اصلی ارکون، نوعی تبارشناسی و واسازی است. به این ترتیب که سعی میکند قدرت پنهان شده پشت قرائت های مختلف رسمیت یافته در تاریخ تفکر اسلامی را آشکار کند و با تمرکز بر موسسین و مروجین اولیه آن اندیشه، نشان دهد که مناسبات قدرت-مشروعیت چگونه مقوم آن اندیشه ها و مسیر تطورشان بوده است. در این راه، شافعی، غزالی و ابن رشد برای او تفاوتی ندارند
به این دو دلیل است که ارکون برخلاف مدعایش در «نقد عقل اسلامی»هیچگاه نمیخواهد (و نمیتواند) نمونه ای (هرچند اولیه) از اندیشه اسلامی تاریخمندی به دست دهد که نشان دهد چگونه میتوان در جهان معاصر، در زیستی آگاهانه نسبت به علوم انسانی معاصر، «مسلمان» بود

چرا این کتاب ناکام است؟
مسلما کتاب «تاریخمندی اندیشه اسلامی» به عنوان بخشی از نظام اندیشه ارکون، از نقدی بر کل اندیشه او وارد شد رنج میبرد. ارکون همواره سعی میکند تاریخمندی را به نفع آشکارسازی ناخالصی اندیشه های تاریخی به کار ببرد. برای مثال در آخرین بخش کتاب، با تشریح چند نمونه از نظام اندیشه ابن رشد، نویسنده میکوشد تا نشان دهد چگونه این فیلسوف نامدار اسلامی «تلاش میکند از ساختار علم رسمی سنتی فقها پا برون ننهد» تا مشروعیت اندیشه خود را از دست ندهد. برای این کار، او «سوءظن» خود را به عباراتی مانند «عارف» بجای فیلسوف و بررسی قیاس در فقه و فلسفه معطوف میکند. فرق او با کسی مثل سروش یا شبستری، شبیه فرق یک تبارشناس با هرمنوتیسیست است. برای یک هرمنوتیسیست، «امکان»های معنایی و تاویلی که تلقی عارف از فیلسوف در اندیشه ابن رشد به دست میدهد در اولویت قرار دارد، و برای یک تبارشناس، روانکاو یا مارکسیست، قدرت، رانه یا زیربنایی که سبب شده ابن رشد، آگاهانه یا ناخودآگاه، این جابجایی را اعمال کند
پس به عنوان نوعی پروژه روشنفکرانه در دین، این رویکرد ناقص است. به رویکرد یا رویکردهایی نیاز است تا پس از تخریب بنیانهای ایدئولوژیک قرائت رسمی، به بیان قرائتی جدید بپردازد. ولی این سبب نمیشود ارکون را ناکام بدانیم. اگر تنها کارکرد اندیشه ارکون همان بخش اول (بخش سلبی= واسازی بنیانهای ایدئولوژیک قرائت رسمی) هم باشد باز جایگاه مهمی در اندیشه مدرن اسلامی دارد
با این همه «این کتاب»، در بیان موجز خود، نه این و نه آن است. نه طرحی جدید ارائه میدهد و نه به اندازه کافی به تبارشناسی تاریخی متمرکز است. این کتاب تنها اشاراتی پیامبرانه، از جایگاهی ضدپیامبرانه (جایگاهی دانشگاهی) است. به همین دلیل هم در مجموع ناکام است
ولی عمق ماجرا تنها با درنظر ترجمه مشخص میشود. ناکامی ارکون با این ترجمه مضاعف است! چرا که نه تنها نمیتوان از این کتاب به طرحی نو دست یافت، بلکه با این ترجمه حتی نمیتوان فهمید ارکون چه میگوید! ترجمه بی اندازه بد، نا مفهوم و پر از اعوجاج است. مایه تاسف است که چنین کتابی از «نگاه معاصر» بیرون آمده باشد؛ انتشاراتی که زمانی، دقت ترجمه های آن بواسطه ویرایشهای دقیق مصطفی ملکیان زبانزد بود. مترجم سعی کرده نامفهومی ترجمه خود را با حجم وحشتناکی از پانویسها جبران کند که البته صفرا فزوده است. ذهن خواننده مانند چشمانش مدام از متن به پانویس در نوسان است و تمرکز زیادی را که به واسطه ترجمه بد لازم دارد مدام از دست میدهد

یعنی کتاب هیچ چیز مفیدی نداشت؟
چرا، بدون شک نه تنها اشارات قابل بسطی دارد، بلکه به ویژه دو بخش آخر کتاب و به ویژه بخش آخر، پای کتاب روی زمین است و میتوان با آن ارتباط ملموسی برقرار کرد. پیشنهادم برای کسانی که این کتاب را نخوانده اند یا نتوانسته اند با کندی سرسام آور بخشهای اول کنار بیایند و کنارش گذاشتند این است که دوبخش آخر و حتی شده، بخش آخر را با عنوان «نشانه های آگاهی اسلامی» بخوانند. این دو بخش منسجمتر و تا حدی ایجابی تر است؛ بخصوص بخش آخر که ارکون میکوشد در آن پروژه خود و اهداف آن را خلاصه کند
شاید یکی دیگر از دلایل اهمیت ارکون (در این کتاب و باقی آثارش) این است که مفاهیمی ارائه میدهد که امکان تفکر را میگشاید، هرچند خود آنها را نپرورانده باشد
Profile Image for Mohammad Mahdi Fallah.
119 reviews26 followers
January 23, 2017
پروژه ارکون، همچون دیگر پروژه‌های موجود در حوزه دین که به شکل مشروع و معقول قابل طرح هستند، در حد صرف یک امکان برای دین‌داری جدید باقی می‌مانند.
کتاب سرخط‌های دینی است که شاید در آینده ظهور کند، دینی که مقتضی دنیای جدید است به طوری که برای انسان‌های این عصر هنوز قابل فهم باشد. ولی به شخصه ارکون در این زمینه شکست خورده و شاید بتوان حتی از خلال این شکست، ابتر بودن کل پروژه رو نتیجه گرفت. تفسیری که ارکون از مفهوم عقل اسلامی ارائه می‌دهد هرچند ممکن است برای فهم تاریخ رسا و کارآمد باشد ولی، برای اسلامی که امروز تجربه می‌شود خیلی چیزها کم دارد. براین اساس که تحلیل ارکون از بنیادگرایی اسلامی تا این میزان مضحک دیده می‌شود.
به جرأت می‌توان گفت که نمی‌توان به خدای ارکون ایمان آورد و نمی‌توان با دین ارکون متدین شد؛ ولی در عوض شاید ادعای رادیکال تری را بتوان مطرح کرد و آن اینکه شاید تقدیر دین‌داری در دنیای امروز، از اساس قابلیت فرارفتن از سطح امکان را از دست داده باشد.

پ.ن: تا پیش از این فکر می‌کردم که فرانسوی زبان‌ها معاصر هرچند تفکر منطقی صریحی ندارند ولی، روایت دست اولی ارائه می‌کنند که در نهایت انسان با تجربه جدیدی مواجه می‌شود و به بهانه این امر اخیر، اطاله کلام و اسراف‌گری در کاغذ توجیه داشت، ولی این کتاب سند نقض روشنی برای این مدعا بود و صرف اطاله، حد را در اسراف کاغذ گذرونده بود!
Profile Image for TU103 te.
67 reviews13 followers
August 17, 2019
" إن كل سلطة تجد نفسها بحاجة لتبرير شرعيتها ، بل هي تذهب إلى أبعد من ذلك ، إنها تنظم نوعا من المسرحية السياسية ، من أجل نشر و تعميم الوهم القائل بأنها تنتج الحقيقة و تحميها ، لهذا نجد أن السلطة استندت زمنا طويلا في الماضي على الدين الذي كان يمثل الحقيقة المطلقة التي تفرض نفسها على الجميع ، و إذن على السيادة العليا التي تجعل السلطة السياسية مقبولة لدى البشر ."
لطالما غرد محمد أركون خارج سرب مجموعته ، كان صوتا نشازا مزعجا لكل أقرانه الذين ٱثروا الانظمام لجوقة الصحوة الاسلامية الهوجاء، و الاستسلام للفكر الوهابي دون شبهة نقد أو تمحيص ، و دفع ثمن ذلك غربة و إقصاء و إذلال من وطنه و ناسه .
غادر أركون الحياة فلم يغفر له وطنه لأنه ٱثر التفكير متنزها عن المباركة الدوغمائية ، و دفن غريبا كما عاش غريبا .
Profile Image for Aziz El kadili.
6 reviews1 follower
January 23, 2020
اول كتاب قراته لمحمد أركون أواسط ثمانينيات القرن الماضي، وجدت الكتاب صعبا بسبب العدة المفاهيمية الجديدة المستعملة و المنهجيات المتعددة في مقاربة العقل العربي الإسلامي. و مازلت اذكر العرض الذي قدمته للكتاب في الجامعة و قد أثنى استاذ الحضارة على المجهود الذي بذلته في فهم الكتاب و عرضه.
Profile Image for Mohamed Faiez.
165 reviews57 followers
August 29, 2016
كتاب مهم لعدة أسباب: أولهم أنه موجه بشكل كبير للوسط الثقافي والفكري الغربي، هذه المنظومة التي، بقصد أو غير قصد، ترسخ صورة الإسلام النمطية التي يصر على التأكيد عليها التيار الديني الرسمي، وثانيها محاولة تقديم قراءة تاريخية للفكر الإسلامي، وهو الفكر الذي يتم تصويره بصفته هو الدين نفسه، من خلال تفكيك هذا البناء الفكري، والعودة لأصول تكوينه، وحاولة وضع خطوط عريضة تمكن من قراءته بعيدًا عن هذه القراءة التبريرية والافتخارية والجدالية مع الغرب.

أما فيما يخص السبب الأول فهو يقدم نقدًا علميًا لآليات اشتغال الإسلاميات الكلاسيكية، أو الاستشراق، مشيرًا إلى اتساقه شبه الكامل، إلا في حالات نادرة مع الفكر الديني الرسمي، وناقدًا لمنهجه التقليدي في دراسة الإسلام، هذا المنهج الذي يعتمد على الروايات الرسمية المعتمدة من الفكر القائم، وتجاهل، بقصد أو بغير قصد أيضًا، غيرها من المرويات، بل وتجاهل دةور "المخيال الشعبي" كما يسميه، والنظر للتاريخ، فيما يخص الإسلام فقط بصفته تاريخًا تراتبيًا، بعزله عن الظروف الاجتماعية والثقافية والسياسية والاقتصادية.

وأهم ما في هذه الجزئية، وهي المتضمنة في الفصول الأولى من الكتاب، أو بالأحرى في غالبية فصوله، هو كشف زيف اداعاءات الأصوليين بأن هناك محاولة من المستشرقين لهدم الدين، أو ما يتصورون أنه الدين.

وأما بخصوص السبب الثاني فإنه يقدم قراءة نقدية لأحد الأسماء المهمة، وذات الدور البارز في تشكيل المنظومة الدينية المعروفة بـ"أهل السنة والجماعة"، وهو الإمام الشافعي - رحمه الله - من خلال تقديم خطوط عريضة ينبني عليه منهجه، وكيفية تأثير هذه القواعد في بناء منظومة صارمة، تحتكر الدين وتقدم منهجًا "أرثوذكسيًا" يستبعد ما سواه من المناهج، ولعل في هذه التسمية، التي أقابلها للمرة الأولى مع أركون ما يوحد بين الأصوليين في كل دين، وما يضع إطارًا لكل هذه المنظومات الفكرية المغلقة، غير القابلة للتجديد، والمحتكرة لقراءة الدين. وبذكر الإمام الشافعي فإنه من المفيد، والمفيد جدًا، الرجوع للدكتور نصر أبو زيد -عليه رحمة الله- في بحثه الشهير "الإمام الشافعي وتأسيس الأيدولوجية الوسطية"؛ ففيهما، أي في هذين البحثين إجابة شبه شافية عن كيفية تشكل ما صار يعرف الآن بأنه الدين القويم الذي ما عداه باطل،طبعًا من شيعة ومعتزلة وخوارج.

ومن أهم فصول الكتاب الفصل الأخير الوسوم بـ"الإسلام والعلمنة"، وفيه يوضح كيف استنطقت الآيات، المفتوحة على دلالات عديدة، لتنطق بفكر جماعة معينة، وكيف تحول تشريعات بشرية تجادلت مع الواقع، وحاولت إيجاد حلول لمسائل طارئة ومرتبطة بظروف المجتمعات المختلفة بيئيًا وثقافيًا واجتماعيًا، أوقل يوضح كيف تحولت هذه التشريعات إلى تشريعات إلهية، بردها إلى الآيات التي "لا تنطق وإنما ينطق بها الرجال" كما يقول الإمام علي - رضي الله عنه -.

ثمة مجهود مهم أيضًا وهو الفصل الخاص بالجدل بين المذهبين السني والشيعي، وهو الفصل الذي يطرح فكرة استناد كلا المذهبين للأصول الفكرية نفسها، واستخدام الآلية نفسها في بناء دين أرثوذكسي قويم، يرفض ما عداه، ولا يقبل من الآخر سوى أن يتخلى عن منهجه ينخرط في منهجه.

الكتاب عمومًا صرخة في وجه المنظومة العلمية الغربية لدراسة القرآن دراسة علمية، تضعه تحت منظار علوم الألسنيات والأنثروبولجيا وغيرها من العلوم الحديثة، التي لا يزال الإسلام، بخلاف المسيحية مثلًا، محرومًا منها، وقبل كل ذلك هي صرخة في وجه الفكر الإسلامي، للوقوف، ومراجعة الأفكار التي صارت "لا مفكر فيها" بتعريف أركون، أو بالأحرى بتوصيف العلم الحديث، هذه الأفكار التي صارت خارج دائرة التفكير، بقصد هنا، وتحولت إلى مسلمات اتخذت قدسية الدين، وهي المنهجية التي لا إمكانية للنهضة العلمية والفكرية، ولا سبيل للتوجه نحو الحداثة دون استخدامها، ولنا في أوروبا عبرة، ولكن من يسمع؟
Profile Image for أيمن  مشانة.
197 reviews86 followers
May 30, 2017
كتاب: تاريخية الفكر العربي الإسلامي د. محمد اركون 300 صفحة ت: د.هاشم صالح
من اوائل الكتب التي ترجمت للمؤلف وهي تجميع لجلسات ومقالات تأسيسية لرؤيته ومنهجه في التعامل مع الفكر الإسلامي لذا فقد توسعت مجالات التي تكلم فيها في هذا الكتاب من تنظيره للاسلاميات التطبيقية والأنتروبولوجيا الدينية كفصل اول ثم ف 2 و3 حول مفهوم العقل والوعي الإسلامي ثم في والرابع حول إعادة ووحيد هذا الوعي التائه منذ قرون ف5 : تقدم اركون نحو السيادة العليا والسلطة السياسية في الإسلام وكيف تمارس السلطة برعاية إلهية ثم رشيديةثم ملكية وكيف تاه الوعي برعاية الفقهاء المنحرفين ..ف6: كان محاولة لدراسة الروابط بين الدين المثالي والمجتمع الإسلامي البشري ثم في ف7 : قارن بين خطاب المفكرين المسلمين وبين خطاب المستشرقين وكذا إدعاء العلمسة في الخطابين ثم عقد في ف8: مقارنة بين الإسلام والعلمنة كطرح مفاهيمي لكليهما .
يبين في خط سير أبستمته الجديدة للتراث الإسلامي والتي سماها الاسلاميات التطبيقية وأخذ المصطلح عن روجيه باستيد الذي سبقه في تسمية كتاب له بالأنتروبولوجيا التطبيقية ويعرض أركون فهما أوليا في أن الاسلاميات التطبيقية لا تناقض الإستشراق ولكن تقف على زوايا أكثر تحليلا من ما وصل إليه المستشرقون أساتذته في ذلك ولذا يتكلم أركون المستشرق المسلم إن جاز تسميته بذلك ..ولكن حين يتكلم بلسان المسلم المستشرق فإن أركون يكاد يشابه فعله تهديم وثوقية المستشرقين وهيمنتهم الإبستيمية المعرفية على بعض القضايا التي يراها أركون خاصة تماما بالعقل لعربي ووجب وحده الخوض فيها ومعالجته والخروج به من المأزق المعرفي .
رغم اشادته بكتابات وتحليلات علماء الإسلاميات يبقى مجحفا بشكل غير مبرر لكتابات وتحليلات كتاب ومؤلفي المسلمين أنفسهم الذين من المفروض أنه يتكلمون من داخل البيئة المدروسة وهم أقدر على بعث فهم أفضل مفترض لها.
يصر مترجمه د.هاشم صالح على الحطّ تماما من كل ما هو إسلامي لسان المترجم ولسان الكتاب أي تفكيرهما بينهما فرق ويظهر ذلك من خلال تعليقات كليهما .
ويبقى في نظري أن أهم خطوة لفهم الكاتب هو الوقوف في موقع الكاتب ومحاولة معايشة ظروفه السيكولوجية والمعرفية والأيدولوجية التي صدر فيها كلامه وذلك عبر دراسة أولى لسيرته وما كتب حوله لإكتساب ذلك الجو الذي يمكنك من فهم كل مقصود مهما كان منفلتا في نظر الآخر
Profile Image for ریحانه صارمی.
Author 1 book18 followers
March 25, 2017
نمی‌توان از نقش مترجم در ضعیف‌تر جلوه دادن متن صرف نظر کرد، خصوصا زمانی که یک اصطلاح تماما تخصصی سه چهار نوع ترجمه می‌شد و گاهی انسجام متن به دلیل ساختار نامناسب جملات به هم میخورد. با این وجود محتوای کتاب، لااقل آنطور که این ترجمه برای مخاطب فارسی زبان نمایش میدهد، سرشار از نواقص تناقضات و گاه کورسوهای امیدی است که به هیچ سرانجامی نمی‌رسد.
این کتاب البته شاید بتواند مقدمه ای بر رویکرد کاملا جدیدی در روشنفکری دینی باشد اما متاسفانه از حد یک مقدمه نه چندان جاافتاده فراتر نمیرود.
Profile Image for Safaa Mahmoud.
115 reviews42 followers
February 14, 2020
كتاب يقوم بنسف كل المسلمات التى اتت مما يسمى بالتراث الاسلامى والمخيال الجماعى والتى ادت الى تلك الحالة التى اصبح عليها وضعنا العربى والأسلامى،اذا اردت ان تبحر الى جانب مغاير تماما لما تم تلقينك اياه فى المدرسة والمجتمع فاقرأ هذا الكتاب .
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.