Jump to ratings and reviews
Rate this book

زهره و منوچهر

Rate this book

72 pages

First published January 1, 1330

5 people are currently reading
54 people want to read

About the author

ایرج میرزا

4 books49 followers
ایرج میرزا (زادهٔ ۱۲۹۱ه. ق. / ۱۸۷۴ در شهر تبریز - درگذشتهٔ .۱۳۴۳ ه. ق. / ۱۹۲۴) ملقب به «جلال‌الممالک» و فخرالشعرا، شاعر ایرانی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی بود

او فرزند صدرالشعرا غلام‌حسین میرزا قاجار و از طریق پدر بزرگش ملک ایرج بن فتحعلی شاه، نتیجه فتحعلی شاه قاجار بود. در فارسی و عربی و فرانسوی مهارت داشت و روسی و ترکی نیز می‌دانست و خط را خوب می‌نوشت. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در نوزده‌سالگی هنگام ولیعهدی مظفر الدین میرزای قاجار لقب «ایرچ بن صدرالشعرا» یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی پرداخت که از میان آنان کار در وزارت فرهنگ (معارف آن‌زمان) بود

شعر ایرج به خاطر طنز سنگین، و در برداشتن نکاتی که در عرف جامعه بعضاً غیراخلاقی تلقی می‌شود معروف است. سبک شعری او ساده و روان و دربرگیرنده واژگان و گفتارهای عامیانه‌ و رکیک است. شعر "داشت عباسقلی خان پسری..." از ایرج میرزا را نخستین شعر با ادبیات کودک در فارسی می دانند

وی پس از مدتی سبک قدیم را که در آن توانا بود رها کرد و خود سبکی ویژه پدید آورد. درین سبک اندیشه‌های نو و مضامینی که گاه از ادبیات خارجی اقتباس شده و گاه مخلوق اندیشه شاعر است و نیز مسایل گوناگون اجتماعی و هزلیات و شوخیهای نیش دار و ریشخندها و تمثیلاتی که شاعر از غالب آنها نتایج اجتماعی را در نظر دارد بزبانی بسیار ساده و گاه نزدیک بزبان مخاطب و همراه با الفاظ جنسی بیان شده‌است

ایرج میرزا در پی یک سکته قلبی در منزل اسعدالملوک هرمزی (همسر حاج هرمزخان مترجم دکتر میلسپو) واقع در خیابان ایران (عین‌الدوله)، پهلوی بازارچه سقاباشی درگذشت. آرامگاه ایرج میرزا در گورستان ظهیرالدوله در دربند بین امامزاده قاسم و تجریش شمیران قرار دارد

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
14 (31%)
4 stars
12 (26%)
3 stars
13 (28%)
2 stars
5 (11%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 10 of 10 reviews
Profile Image for Yasna | Woman, Life, Liberty.
106 reviews
June 29, 2023
به‌زودی ریویوی کامل می‌نویسم.
فوق‌العاده بود! واقعاً برام تازگی داشت و جنبهٔ اروتیک داستان هم خیلی زیبا کار شده بود.

«آه چه غرقابِ مَهیبی است عشق!
مهلکۀ پر ز نَهیبی است عشق
غمزۀ خوبان دلِ عالَم شکست!
شیردل است آن که از این غمزه رَست»
Profile Image for Elina.
90 reviews18 followers
May 30, 2025
گرچه همه عشق بود دینِ من
باد بر او لعنت و نفرینِ من
داد به من چون غم و زحمت زیاد
قسمت او جز غم و زحمت مباد!

(نمی‌دونم تئاترش هنوز در حال اجراست یا نه، اگر هست پیشنهادش می‌کنم)
Profile Image for Houri.
8 reviews
August 10, 2023
واقعا که «وای که یک بوسه و انقدر ناز؟!»
یادم هم باشه که «حسن شما آدمیان کم بقاست
عشق بود باقی و باقی فناست»
Profile Image for Farhad.
379 reviews91 followers
September 27, 2008
اگر يكي از پايه هاي آغاز مدرنيته در ايران را اشنايي با زبان هاي فرنگي به شمار بياوريم حتما ايرج در كنار يكي دو تن ديگر از بنيانگزاران اين بدعت است.
تلاش او را هم مي توان در يك دو جمله خلاصه نمود:
بيان عزت نفس انسان
نفي تبعيض
برابري
دستيابي به حقوق اجتماعي
Profile Image for Golnaz.
58 reviews5 followers
May 11, 2020
داستان زهره و منوچهر برگرفته از ماجرای عشق «ونوس و آدونیس» از اساطیر رومی است. در طول تاریخ شاعران و نویسندگان بزرگی آثار مهمی را مورد این عشق نافرجام و تلخ خلق کرده‌اند از جمله منظومه ونوس و آدونیس اثر ویلیام شکسپیر که شعر ایرج میرزا نیز برداشت آزادی از شکسپیر است. البته ایرج تغییرات زیادی در داستان داده و به هیچ وجه نمی‌توان این اثر را ترجمه اثر شکسپیر دانست
برگرفته از ویکی پدیا
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books243 followers
November 23, 2020
صبح نتابیده هنوز آفتاب وا نشده دیده نرگس ز خواب

ماه رخی چشم و چراغ سپاه نایب اول به وجاهت چو ماه

کرده منوچهر پدر نام او تازه تر از شاخ گل اندام او

از طرفی نیز در آن صبح گاه زهره مهین دختر خالوی ماه

الهه عشق و خداوند ناز آدمیان را به محبت گداز

گفت به خود خلقت عشق از من است

این چه ضعیفی و زبون گشتن است

عشق نهم در وی و زارش کنم طُرفه غزالی است شکارش کنم

گفت سلام ای پسر ماه و هور چشم بد از روی نکوی تو دور

زهره طناز به انواع ناز کرد بر او دست تمتع دراز

رفت که بوسد ز رخ فرخش رنگ موچهر پرید از رخش

دید که آن بوسه تمامش کند منصرف از شغل نظامش کند

برد کمی صورت خود را عقب طرفه دلی داشته یا للعجب

زهره از این واقعه بی تاب شد بوسه میان دو لبش آب شد

گفت ز من رخ ز چه بر تافتی ؟ بلکه ز من خوب تری یافتی

ماچ کن از سینه سیمین من گاز بگیر از لب شیرین من

زهره پی بوسه چو رخصت گرفت بوسه خود از سر فرصت گرفت

داد یکی زان دو کبوتر صفیر آه که شد کودک ما بوسه گیر

...............

گفت : برو ! کار تو را ساختم در ره لاقیدیت انداختم

بار محبت نکشیدی بکش زحمت هجران نچشیدی بچش

چاشنی وصل ز دوری بود مختصری هجر ضروری بود

.............

آه ! چه غرقاب مهیبی است عشق

مهلکه پر ز نهیبی است عشق

غمزه ی خوبان دل عالم شکست

شیر دل است آن که از این غمزه رست
Profile Image for Atiye.
2 reviews1 follower
Read
February 13, 2008
لطفا اين كتابو برام بفرستيد . ممنون
Displaying 1 - 10 of 10 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.