Jump to ratings and reviews
Rate this book

عیارنامه

Rate this book
فیلم‌نامه‌ی عیارنامه، که در سال ۱۳۶۳ نوشته شده؛

78 pages, Paperback

First published April 1, 1984

4 people are currently reading
179 people want to read

About the author

بهرام بیضائی

70 books50 followers
بهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده

بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطوره‌شناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگی معاصر شناخته می‌شود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بی‌بدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.


آغاز راه و شکل‌گیری اندیشه

بیضایی در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقه‌ی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهش‌های گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.


حاصل پژوهش‌های ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهم‌ترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته می‌شود و تسلط عمیق او بر ریشه‌های فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش می‌گذارد.


کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما

فعالیت‌های هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستان‌نویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.


در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامه‌هایی چون "پهلوان اکبر می‌میرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز می‌گذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهره‌گیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرم‌های نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیک‌های مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت می‌پردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیت‌پردازی عمیق از ویژگی‌های بارز نمایشنامه‌های اوست.


در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحب‌سبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.


فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار می‌رود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایت‌های متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونه‌ای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخ‌نگر است. "سگ‌کشی (۱۳۷۹) نیز پس از سال‌ها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.


سبک و مضامین کلیدی

آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردارند:


زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حساب‌شده که به آثار او عمقی چندبعدی می‌بخشد.
اسطوره و تاریخ: بهره‌گیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیت‌هایی قدرتمند، کنش‌گر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایت‌های تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینه‌های تاریخی، اسطوره‌شناسی و فرهنگی بنا شده‌اند.


مهاجرت و تداوم فعالیت

بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طرب‌نامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاه‌های آموزشی متعددی برگزار کرد.


بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
59 (24%)
4 stars
92 (37%)
3 stars
76 (31%)
2 stars
15 (6%)
1 star
2 (<1%)
Displaying 1 - 29 of 29 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,106 followers
June 13, 2019
دوستانِ گرانقدر، این فیلمنامه، در موردِ پهلوانی از عیاران به نامِ «پهلوان قدر» است که سربازانِ تاتار و ایلغاریان، همسرش «سلام خاتون» را کشته اند
‎پهلوان خود را مقصر میداند، بنابراین پایِ گورِ زنش سوگند میخورد که دیگر دست به شمشیر نبرد و دیگر زنی برایِ خود اختیار نکند و نگاه به زن دیگر نیاندازد.. ولی روستاییان او را تنها پهلوانِ آنجا میدانند و از او درخواست میکنند تا انتقامِ سلام خاتون را بگیرد تا خونِ وی پایمال نشود
‎از طرفی رئیسِ ایلغاریان و مشاورانش تصمیم میگیرند، روستا را غارت کنند، چراکه متوجه شده اند پهلوان شمشیر را کنار گذاشته و روستا از این پس بی دفاع مانده است
‎در این میان، جوانی به نامِ «برکت» به دیدنِ پهلوان میرود و میگوید که به سفارشِ پدرش «پهلوان مازار» پیش از مرگ، به روستا آمده تا در کنارِ پهلوان قدر، راه و رسمِ عیاری و پهلوانی را بیاموزد... ولی پهلوان پس از سؤال پیچ کردنِ او، متوجه میشود که او اصلاً پسرِ پهلوان مازار نمیباشد و تنها جوانی است که در سر، شورِ پهلوانی دارد
‎خلاصه پس از مدتی پهلوان تصمیم میگیرد که آدابِ نبرد را به او بیاموزد... روزی از روزها زمانی که پهلوان با او برایِ آموزش، پنجه به پنجه شده بود و در تقلا بودند.. لباسِ جوان باز شد، و پهلوان در کمالِ تعجب دید که پستانِ او به بیرون افتاد و مشخص شد که برکت در اصل زن بوده است و نه مرد... بنابراین پهلوان شاکی شد و به او گفت اِی زن لباست را بپوش و به سرعت اینجا را ترک کن
‎پهلوان ناراحت از این بود که برای زنش سوگند خورده بود و حالا ناغافل زنی را ۱۰ روز در خانه نگه داشته است
‎پهلوان به او میگوید: روز اول بغچه ات را دیدم که خنجری در آن بود و گفتی از پهلوان مازار به تو رسیده است... آن خنجرِ مرغوب از آن کیست؟؟ زن گفت: آن را از پشتِ کمرِ برادرم بیرون آوردم و نگه داشتم برای انتقام از قاتلِ او... پهلوان گفت چرا برایم نیرنگ کردی؟؟ زن گفت: نیرنگ راه و روش عیاری است، مگر عیاران تغییرِ چهره نمی دهند؟ من نیز همین کار را کردم و مجبور شدم به شما دروغ بگویم، شوهرم را لایِ جرز کرده و دختر بچه ام را زنده در گور کردند ... تنها امیدم به شما بوده است
‎زن نامش «سها» بود و دخترِ شیرخوارش را تاتارها زنده به گور کرده بودند و از پیکرِ شوهرش که «آبان» نام داشت دیواری ساخته بودند و آسیابِ خانواده را با خونِ پدر و برادرش و برادر زنِ برادرش، چرخانده بودند
‎پهلوان عاشقِ سها شده بود، ولی نمیتوانست عهد و سوگندش را بشکند، بنابراین سها به او گفت من به روستایم "آدران پشتکوه" بازمیگردم... پهلوان فهمید که سها باز به او دروغ گفته است، چراکه آدران پشتکوه سالِ پیش به وسیلۀ سیل، به طورِ کامل زیر آب رفته بود
‎بله، سها بازیگری در "خسته خانه" بود که خبرچینِ ایلغاریانِ تاتار بود، و آمده بود تا بفهمد پهلوان واقعاً پایِ حرفش ایستاده و دست به شمشیر میشود یا که خیر!! سها مسئولیت داشت تا در خواب با همان خنجر، پهلوان را به قتل برساند، ولی گویا دلدادۀ پهلوان شده بود که البته بعدها مشخص شد که در موردِ کشتارِ خانواده اش به پهلوان راست گفته و در آدران پشتکوه، زندگی میکرده است
‎فردای آن روز ایلغاریان برایِ کشتنِ پهلوان به روستا آمدند و سها این موضوع را به پهلوان اطلاع داد
‎ایلغاران و رئیسشان به خانه میریزند... به سمتِ پهلوان میروند.. ولی در آنجا با کسی روبرو میشوند که همگان را به تعجب وا میدارد.... بهتر است خودتان این داستان را خوانده و از سرانجام آن آگاه شوید... آیا پهلوان میتواند بر ایلغاریانِ مهاجم، پیروز شود؟ سرنوشتِ سها و پهلوان چه میشود؟؟ با خواندنِ این کتاب، به پاسخِ این پرسشها میرسید
--------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، مفید بوده باشه
‎«پیروز باشید و ایرانی»
Profile Image for Monika  Nazer.
20 reviews4 followers
December 18, 2025
از اونجایی که این اثر یه فیلم‌نامه است به صورت فیلم‌نامه و با تصور اینکه به صورت فیلم قراره به تصویر دربیاید هم باید خونده بشه و وای که چه حیف که هیچگاه به فیلم تبدیل نشد میتونست یکی از شاهکارهای سینمای ایران باشه.
Profile Image for Aroosha Dehghan.
Author 3 books94 followers
June 29, 2024
بیضایی رو دوست دارم به خاطر زبان گیرا و قلم استوارش
اما متاسفانه این کار رو به اندازه‌ی بقیه‌ی نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌هاش دوست نداشتم.
حس می‌کردم که داستان کمتر از گنجایشش پرداخت شده بود.
جا داشت که انقدر هول‌هولکی نباشه و مدت بیشتری ازش لذت ببرم.
Profile Image for Harir Heidary.
155 reviews32 followers
November 29, 2024
خط به خط شگفتی جدیدی می‌آفرید و پیچ جدیدی به داستان می‌داد. عجب اثری.
82 reviews2 followers
February 15, 2019
"- آه بدبختی فقط با صورت مغول نیست؛ بدبختی با هزار صورت است . یک بار با سگی جنگیدم سر تکه استخوانی. هوه - خود را از بدبختی پنهان کردن نمی توانم . چهره عوض کردم ولی بدبختی باز مرا شناخت . او در پیِ من است و این در را دیر یا زود می کوبد. پس بهتر که زودتر بروم ."

یک داستان پخته و گیرای دیگر از تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین کهن . یورش و غارت و کشتار تاتاریان و ایلغاریان به شهرها و روستاها نه فقط به منظور چپاول ، که برای خون ریختن و آن یادآوری باشد برای خاطرشان که هنوز تاتاراَند و این به طبع درنده خویِ شان خوشتر است .
شخصیت اصلی داستان " پهلوان قدر" امید مردمان روستایی - پیر و جوان ، زن و مرد - که همچنان تا بوده دنبال قهرمان می گردند که آنها را نجات دهد . پهلوان قدر اما عزادار بانویش "سلام خاتون" است که به دست ایلغاریان کشته شده ، بر گور سرد همسرش در خانه گاه ، با قسم خوردن اینکه دیگر دست به شمشیر نمی برد مرگ را به پیشواز نشسته و ...
Profile Image for Yas.
662 reviews74 followers
October 24, 2025
چیز متفاوتی بود نسبت به آثار دیگرش
Profile Image for Alireza najafi.
18 reviews11 followers
March 30, 2024
۳.۵
حیف که واقعا این فیلم نامه ساخته نشده
Profile Image for ewondare.
194 reviews13 followers
January 3, 2022
ریتم بیست صفحه ی اولش آروم بود پلی همین‌طور ضرباهنگش بیشتر و بیشتر می‌شه تا جایی که آخر کتاب سخت می‌شه نفس کشید.
فانتزی‌ای که بهرام بیضایی می‌نویسه رو به نظرم مردم از لایه‌های متعددش چشم‌پوشی‌می‌کنن. برعکس بیشتر فانتزی‌های دنیا بومی‌سازی می‌شه و خیلی بیشتر از یک داستان می‌نویسه.
حرفی ندارم جز این.


فعلا هنوز نفس‌گیر بودن پایانش رهام نکرده.
Profile Image for Parisa.
100 reviews6 followers
Read
July 13, 2017
سلام خاتون : مزدوران بدون سرانشان چه هستند؟
پهلوان : سري بزرگ براي تني كوچك. درخت را كه بياندازي ، شاخه ها خودبخود افتاده اند.

عیارنامه… بهرام بیضایی … ٧٢


مرد شهری : مزدوران بی سرانشان چه هستند؟ سران را براندازید تا بنگرید که مزدوران چون سایه بر خاکند.

عیارنامه… بهرام بیضایی … ۱۸
Profile Image for Pooya Kiani.
415 reviews123 followers
March 20, 2015
هنوز امیدم بریده نشده
باید یک‌چند بگذرد

-تو که جایی را نداری سها
-دنیا بزرگ است
-دنیا بی‌رحم است

حیف که ساخته نشده ...
3 reviews3 followers
March 3, 2017
واقعا نگاه بیضایی به زن در این کتاب نظرمو جلب کرد.
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews136 followers
September 2, 2017
بیضایی نه تنها همیشه می تونه شما رو غافلگیر کنه بلکه همیشه می تونه توی کارهاش عاشقشتون کنه. مثل بقیه ی کاراش بخشی از خودم رو توی این زن می دیدم و توی اون لحظه ی غافلگیری حتی بیشتر از اون بخش کتاب «سمک عیار» که سمک به راز اون شخصیت پی می بره، به وجد اومدم. علاوه بر این اون خواسته رو منم دارم. چرا ما نمی تونیم شیوه ی نبرد عیارانه بیاموزیم؟

سبک کار شبیه به کارای دیگه ی بیضاییه. ترکیب صحنه های نمایشی با سینما و چه دلنشین و چه به جا و چه چرخشی در انتها.
Profile Image for Livewithbooks.
235 reviews37 followers
April 7, 2021
روی سخن من با پهلوان قَدَر:
عیّاری مگر غیر از لاف زنی و زیرکی است پهلوان قَدَر؟ دستت را ستون کنی بر سقف خانه ای که مغولان فرو نریزندش. به لباس غیر درآیی تا دشمن را بفریبی. دوست چشم امیدش به دستان توست تا کی شمشیر بر گیری و دشمن چشم به خونت دوخته تا کی در آن تواند چکمه های خود را بشوید. پهلوان قَدَر خاکستر نشین نشو و زیرکی و جوانمردی ات را به کار گیر تا قوم تاتار بر این جماعت که زن و شوی و فرزند و پدر و مادر و ایل و تبار و خانه و کاشانه و محصولشان به خاک و جرز دیوار و جوی خون و خرابه بدل گشته هلهله پیروزی سر ندهد. آن ها چیزی برای از دست دادن ندارند پهلوان قَدَر اما تو! تو با بوسیدن شمشیر و به کناری گذاشتنش پهلوانی ات را از دست می دهی. پهلوانی از دست رفته ات کنار گور سلام خاتون صحنه ی دلچسبی برای کفتار صفتان است. تو به پا خیزی سلام خاتون نیز از گور بر میخیزد. بس است هر چه خون دادیم.
روی سخن من با استاد بیضایی:
هر زمان که روی به سوی قلمت می آورم حتم دارم در این تشنگی های مداوم این روزها به یقین سیراب خواهم شد. هر آنچه از من گرفته می شود صلابت نوشته هایت به من بر میگرداند. نمایش هایت گرچه بر روی صحنه نرفت اما درون ذهن من خوب به تصویر در آمد.
روی سخنم با شما :) :
بخونید و همین و تمام. یک فیلمنامه هفتاد و هشت صفحه ای با قلم سترگ استاد بیضایی (که در نظرم بالاتر از شکسپیر هم هست) دیگه چی میخواید؟ برای کسانی که سخت خوان بودن و دوست دارند پیشنهاد میشه. منظورم از سخت خوان بودن اینه که کلمات سختی داره برای راحت طلبان مناسب نیست.
Profile Image for ریحانه صارمی.
Author 1 book18 followers
August 12, 2016
یه روایت کاملا هالیوودی:))
خوب البته قلم خیلی جذابی داره به نظرم
Profile Image for مسعود.
Author 5 books341 followers
September 23, 2020
نثر پخته، دیالوگ های قدرتمند، چرخش های داستانی غافلگیر کننده، و زمان و فضا و زمینه ی آه از نهاد برآورنده! انتظاری جز این باید از بهرام بیضایی داشت؟
Profile Image for قاسم طوبایی.
35 reviews5 followers
September 21, 2017
مثل کارهای قبلی ای که از بیضایی خوانده ام گیرا و دوست داشتنی بود. چرخش شخصیت ها و رنگ به رنگ شدن و جامه گرداندن در بین شخصیت ها باز نمودار بود.
این ویژگی آدمهای بیضایی را خییلی میپسندم و انگار دیگر کم کم در هر کاری منتظرم تا شخصیت ها چیزی جز آن چیزی که مینمایند باشند. اما نمیدانم چرا به نظرم آن اوج و صلابت کارهای قبلی را نداشت شاید چون دارم مجموعه چند کار را با هم و پشت سر هم میخوان کمی تکراری شده باش این شگرد اما خوب بود.

دستت درد نکند حضرت بیضایی....
Profile Image for Ehsan Mohammadzadeh.
269 reviews28 followers
December 17, 2017
آقا بسازید دیگه! بعد می‌گن مشکل ضعف تو فیلمنامه داریم.
کمی منو یاد هفت سامورایی انداخت، گرچه ربط تمامی بهش نداره. تم مشترکشون فقط حمایت‌جوییه و خب پهلوون قدر شخصیت پیچیده‌ای داره که ترفندهاش خصیصه‌ی یه عیار ایرانیه.
من به شخصه به آیین عیاری علاقه دارم و معتقدم ظرفیت‌های خیلی بالایی برای داستان‌گویی باهاشون هست. ظرفیت‌هایی که مغفول موندن و تو این داستان شمه‌ای از اونها رو شاهدیم.
باز هم می‌گم کاش آقای بیضایی این فیلمنامه رو کار کنن.
Profile Image for Fateme H. .
530 reviews85 followers
February 15, 2020
اولاش رو به زور خوندم، اولین فیلمنامه‌ای بود که می‌خوندم.
بعد به خودم گفتم به خودت بیا دختر، شاید خوشت اومد!
و خوشم اومد. جالب بود برام و به عنوان اولین تجربه، لذت‌بخش.

«آه بدبختی فقط با صورت مغول نیست؛ بدبختی با هزار صورت است. یک بار با سگی جنگیدم سر تکه استخوانی. خود را از بدبختی پنهان کردن نمی‌توانم. چهره عوض کردم ولی بدبختی باز مرا شناخت. او در پی من است و این در را دیر یا زود می‌کوبد.»
صفحه پنجاه‌ودو
Profile Image for Nazanin.
21 reviews
September 8, 2025
درسته. حتی اگه آدم عیار نباشه، باز هم می‌تونه تو زندگیش یکم شجاعت و مرام جمع کنه. در ضمن، بعضی وقت ها انقدر قهرمان‌ ها باهوش و بی‌نقصن که آدم حس می‌کنه باید چندبار مغزشو شارژ کنه تا بتونه جلوشون دووم بیاره.
Profile Image for Houmer Afsari.
30 reviews
Read
December 25, 2019
همچون اثار دیگر استاد بیضائی، جذاب، روان و همچنین غافلگیرکننده
Profile Image for Negarin.
121 reviews1 follower
January 22, 2021
مغز، اطلاعات، فضاسازی، دیالوگ هاش رو ستایش میکنم
اینقدر خوب مینویسه
حیف حیف که نمی‌گذارند باشه
Profile Image for NoOneTheBookWorm (Narjess Chinichian).
133 reviews10 followers
May 26, 2022
بهرام بیضایی یکی از نویسنده‌هاییه که اگر در آینده فرزندی داشته باشم، حتما همه‌ی کتابهاش رو بهش توصیه میکنم. همه‌ی آثار بیضایی از نظر من اقلا ارزش یک بار خوندن رو داره و بعضیهاش ارزش بارها خوندن رو!
Profile Image for Farzad Gunner.
70 reviews2 followers
March 15, 2023
تیر از کمان ظلم، تیغ از غلاف جور ؛ بر ما سنگ فتنه می بارد!


چه آشناست برای همه ما این کلمات!
باری یک اثر خوب دیگر از استاد بیضایی عزیز با پایانی غیر قابل پیش بینی
Profile Image for Peyman Karimi.
85 reviews1 follower
July 4, 2014
لذتِ خواندنِ داستانی زیبا. و ناراحت از اینکه این فیلم‌نامه هنوز ساخته نشده، آن هم به دستِ خود بیضایی.
Profile Image for FATEMEH.
159 reviews13 followers
November 7, 2021
همونطور که توقع از بیضایی میره. عالی. درست وقتی که باید اتفاق می‌افته. همون نگاه به زن. همون تحرک در نقش‌ها و همون هیجانات. عالی.
Displaying 1 - 29 of 29 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.