چکیده کتاب / در باره نویسنده : نويسنده در اين کتاب از مبارزات و سختيهاي زندگياش در جايگاه يک يهوديزاده مهاجر ميگويد. وي در محله فقيرنشيني مملو از سوسک و موش و جرم در واشينگتن دي سي رشد ميکند و مصمم در فروپاشيدن حصار فقر و فلاکت به پزشکي روي ميآورد. با موانع فرهنگي و نژادي حاکم در مدرسه پزشکي استنفورد در دهه ۶۰ ميلادي ميجنگد و به نويسندگي و کنکاش براي درک و فهم بهترِ روان آدمي روي ميآورد و درنهايت چگونگي دست يافتن به شهرتي بينالمللي را براي خوانندگان به نمايش ميگذارد. وي به شمارش تکتک اقدامات انقلابي خود در زمينه رواندرماني گروهي و رواندرماني اگزيستانسيال ميپردازد و منشأ روشهايي را که حاصل حکمت و خرد متفکراني بزرگ در طي قرنهاست بازگو ميکند.
Irvin David Yalom, M.D., is an author of fiction and nonfiction, Emeritus Professor of Psychiatry at Stanford University, an existentialist, and accomplished psychotherapist.
Born in a Jewish family in Washington DC in 1931, he grew up in a poor ethnic area. Avoiding the perils of his neighborhood, he spent most of his childhood indoors, reading books. After graduating with a BA from George Washington University in 1952 and as a Doctor of Medicine from Boston University School of Medicine in 1956 he went on to complete his internship at Mount Sinai Hospital in New York and his residency at the Phipps Clinic of Johns Hopkins Hospital in Baltimore and completed his training in 1960. After two years of Army service at Tripler General Hospital in Honolulu, Yalom began his academic career at Stanford University. He was appointed to the faculty in 1963 and then promoted over the next several years and granted tenure in 1968. Soon after this period he made some of his most lasting contributions by teaching about group psychotherapy and developing his model of existential psychotherapy.
In addition to his scholarly, non-fiction writing, Yalom has produced a number of novels and also experimented with writing techniques. In Everyday Gets a Little Closer Yalom invited a patient to co-write about the experience of therapy. The book has two distinct voices which are looking at the same experience in alternating sections. Yalom's works have been used as collegiate textbooks and standard reading for psychology students. His new and unique view of the patient/client relationship has been added to curriculum in Psychology programs at such schools as John Jay College of Criminal Justice in New York City.
The American Psychiatric Association awarded Irvin Yalom the 2000 Oskar Pfister Award (for important contributions to religion and psychiatry).
Yalom has continued to maintain a part-time private practice and has authoried a number of video documentaries on theapeutic techniques. Yalom is also featured in the 2003 documentary Flight From Death, a film that investigates the relationship of human violence to fear of death, as related to subconscious influences.
"آنگه که خود را یافتم" کتابی راجع به اروین د.یالوم، نویسنده و رواندرمانگر است. این کتاب نیز مانند سایر آثار یالوم به دغدغههای انسانی میپردازد و این انسان اینبار در این کتاب، خودش است. از کودکیاش میگوید؛ از این که آن دوران را چگونه سپری کرده است. در این میان سری هم به پدر و مادرش میزند و آنها را به خواننده معرفی میکند. ورود به دانشگاه و تلاش و پشتکارش در ادامهی راه باعث میشود که خواننده همچنان مشتاقانه کتاب را تا روایت او از زمان پیریاش بخواند. در این میان انتقادی هم نسبت به چاپ آثارش در ایران و عدم پرداخت حق نشر دارد😊. اما نظر من نسبت به این کتاب: برای شروع خواندن آثار یالوم به گمانم بهترین کتاب است. چون یک نگاه کلی به سیر اندیشه، زندگی و آثار وی از ابتدا تا زمان نگارش کتاب دارد. این کتاب با نام دیگری تحت عنوان" چگونه یالوم شدم" نیز چاپ شده است که من آن کتاب را نخواندهام و نظری راجع به آن ندارم. دوستانی که آن کتاب را مطالعه نمودهاند میتوانند با بیان نظرشان ما را نیز از چگونگی ترجمهی آن کتاب مطلع سازند ولی به عنوان کسی که به آثار یالوم علاقهمندم از جمله ترجمههای خوب و متخصصانه در این زمینه ترجمههای خانم دکتر سپیده حبیب است.
یالوم همیشه برام نویسندهای خاص بوده؛ از «انسان موجودی یکروزه» گرفته تا «درمان شوپنهاور» و «خیرهنگریستن به خورشید»، هر بار یه جور دیگه با مرگ، معنا و رابطه روبهرو شدم. ولی «آنگه که خود را یافتم» یه حس دیگه داشت. اینبار نه فقط از زبان درمانگرِ خردمندِ پشت میز، بلکه از زبان خودِ یالوم میشنویم. پیرمردی 85 ساله که با مهربانی، صداقت و گاهی هم طنز، مسیر زندگی و کارش رو مرور میکنه. به خصوص فصلهایی که در مورد کتابهای اصلیش و ماجراهای پشت پرده اونها می گفت، برام جالب بود. خودش گفته بود این آخرین کتابشه، ولی بعدش یکی دیگه هم نوشت! حالا که ۹۴ سالشه، همسرش رو از دست داده و دوباره ازدواج کرده... واقعاً باید امید به زندگی رو از این مرد یاد گرفت. این کتاب اثری از انسانی فرزانه است که زندگیاش را به فهم رنج، معنا و ارتباط انسانی اختصاص داده؛ با شوری فلسفی در جستوجوی معنا، و نگاهی فروتنانه به خود. «چقدر قدرتمند است میلِ ما به ساختن داستانهای منسجم؛ اما آیا واقعاً حقیقت دارند؟»
«آنگه که خود را یافتم» احتمالاً آخرین کتاب اروین د. یالومه که به شکل زندگینامه نوشته شده. به نظرم برای لذت بردن کامل ازش، بهتره قبلش چندتا از آثار دیگهشو خونده باشید تا هم با سبک نوشتنش و نگاهش اشنا بشید. این زندگینامه یکی از اون روایتهاییست که میشه واقعاً باهاش ارتباط گرفت. یالوم از زندگی شخصی و حرفهایش میگه، از تجربهها و شکستهاش، از بیمارانش و از مسیر فکریای که طی کرده. چیزی که ارزش کتابو چند برابر میکنه اینه که همزمان هم داستان یه زندگیه، هم نوعی جمعبندی از ایدهها و فلسفهای که سالها تو کتابهاش مطرح کرده.