با نگاه به آینده است که این سرگذشت فردی-اجتماعی را مینویسم. گذشته را حتی اگر نسبت بدان دلبستگی وجود داشته باشد نمیتوان بازسازی کرد و چه بهتر! هر حادثهای زاده شرایط تاریخی خود بوده و البته مانند حرکت آب در رود غیرقابل بازگشت است و به تعبیر مشهور، در یک رود دو بار نمیتوان شنا کرد. آنچه در مسیر مبارزه طبقاتی با همه افت و خیزهای طبیعیاش به یاد میماند روحیههاست و همتها و ابتکارها و جسارتها تا سرحد مرگ برای نیل به آزادی فردی و اجتماعی و ساختن آیندهای شایسته انسان... توجه دارم که این سرگذشت... بر بستر مبارزه طبقاتی مشخصی صورت گرفته که نسلی از جوانان این دوره را به سوی مبارزه جمعی کشانده است. از بررسی همینهاست که شاید بتوان به ریشههای تحولات و مناسبات اجتماعی آن سالها و پیامدهای آن، از جمله روی کار آمدن جمهوری اسلامی دست یافت. [پشت جلد کتاب]
تراب حق شناس مبارز سیاسی چپ و مترجم اهل ایران بود. وی از اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران بود، بعد از سال ۱۳۵۴ به گرایشهای مارکسیستی پیوست و در سال ۱۳۵۷ همراه با عدهای دیگر گروه «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» را پایهگذاری کرد. از او کتابهایی در زمینه فلسطین، مارکس، وضعیت زنان در اسلام و ترجمه شعرهایی از محمود درویش، شاعر بلندآوازه فلسطینی به جای مانده است