عرفان نظرآهاری نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان، سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شد. او کارشناس ادبیات انگلیسی است. مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرده و هم اکنون دانشجوی دوره دکترای تاریخ فلسفه است. نظرآهاری درسال ۲۰۰۱ برگزیده نخست کنگره شعر زنان شد و «پشت کوچه های ابر» اثر این نویسنده به عنوان برگزیده جشنواره کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتخاب شد. نظرآهاری هم اکنون به تدریس در دانشگاه ها و مراکز علمی و آموزشی مشغول است.
توی جعبه قشنگ زندگی، همه جور هدیه ای هست، هدیه هایی که شکل غصه است، شکل شادی ست، هدیه های تلخ، هدیه های شیرین، شاید زندگی یک سفر است، سفری از تو به تو، شاید زندگی یک مدرسه است مدرسه ای که باید درسهای زیادی در آن یاد بگیریم. خوش به حال آنها که همیشه حواسشان جمع بوده. خوش به حال آنها که تکالیفشان را انجام داده اند. آنها که غیبت نکرده اند و عقب نیفتاده اند و آنچه را که باید یاد بگیرند، یاد گرفته اند. وای که چقدر زندگی کردن کار سختی ست آنهم با این همه امتحان. اما خدایا کاشکی می شد تغییری در رفتارت بدهی باور کن اگر امتحان را حذف کنی آدمهایت را خیلی خوشحال کرده ای
کتاب و که باز می کنید نوشته برای نوجوانان مطالبش ساده و صمیمی و همان مطالبی است که می دانیم ولی به فراموشی سپردیم به نظرم یه جور نشاطبخش و زندگی بخشه بخصوص آوردن آیات قرآن و نوشتن مطلب درباره آن فوق العاده است
کتاب و که باز می کنید نوشته برای نوجوانان مطالبش ساده و صمیمی و همان مطالبی است که می دانیم ولی به فراموشی سپردیم به نظرم یه جور نشاطبخش و زندگی بخشه بخصوص آوردن آیات قرآن و نوشتن مطلب درباره آن فوق العاده است
خیلی وقت پیش خوندم. از اسمش مشخصه یه سری نامه خط خطی دلی به مقصدی برای مقصود خودش که ما هم میتونیم بنویسیم یعنی توش فکر کنم جا گذاشته بود که خودمون هم بنویسیم.
كارم همين شده بود...دردودل با خدا! حس خوبي بهم ميداد.كاش دوباره تكرار شه... "همه ما راحت حرف می زنیم ولی نوشتن برای بیشتر ما سخت است. اما تو بنویس تا یادت بماند که نوشته ها رد پای عبور است. فردا که برگردی و نوشته هایت را بخوانی به یاد می آوری که از کجا رد شده و چطور قد کشیده ای. این دفتر هم فقط یک جور بهانه است بهانه رد شدن و قد کشیدن این دفتر-این دفتر خط خطی-نه قاعدهای دارد و نه نمیتهاه قاعده اش نوشتن برای اوست.با 52 هفته که در هر هفته اش. تو سوالی داری ودر هر روزش مسئله ای . برو برگرد و سوال تازه پیدا کن این روزها آدمها سرشان شلوغ است.بعضی ها حوصله خدا را ندارند حال او را نمی پرسند برایش نامه نمی نویسند اما تو این کار را بکن. تو حالش را بپرس تو چیزی برایش بنویس ساعت ها را با او قسمت کن ثانیه هایت را هم و اما آن کتاب آسمانی یادت است؟ اسمش قران بود.کلمه های خدا بود در دستهای پیامبر. با اینکه این روزها.این کلمه همه جا هست.اما کسی آنها را نفس نمی کشد کسی به آنها زندگی نمی کند تو اما کامه های خدا را نفس بکش و زندگی کن و اما این آیه های که لابه لای هفته های تو آمده است. تلنگر کوچکی است به قلب بزرگ تو تا بروی و سراغی از ایشان بگیری. دیگر چه بگویم....که تویی و کلمه و خداوند. پس برایش ...بنویس...هر چه که باشد "
من 26 سال سن دارم.این کتاب را یکی از دوستانم به من هدیه داد.کتاب قشنگی است.تا هفته 24 ام آن را خواندم چون هفته به هفته می خوانمش.همان طور که کتاب خواسته و در طول هفته به مطالب آن هفته فکر می کنم.برای من که خیلی مفید بوده.اصلا به نظرم فقط برای نوجوانان نیست.من که خیلی باهاش حال کردم.به نظر من نمونه بارز یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.این کتاب انسان را به تفکر در دین فرا می خواند.