تراژدی و کمدی را شاید بتوان آن حقیقتی در نظر گرفت که یونانیان به واسطهشان دروغهایی که در سپهر تفکر آپولونی به خودشان میدادند را به واسطهی هنری دیونوسوس پس میزدند! دیونوسوس که همزمان به آفرینش و انهدام روی دارد چنان نیروی فزایندهای را از طریق وجوه انسانیاش متجلی میکرد که به گمان بسیاری، هرآنچه در والاترین تراژدیها و کمدیهای یونان باستان وجود و حضور دارد، ریشهاش به این فرزند زئوس برمیگردد. فرزندی که این گمانه وجود دارد که زئوس نطفهی او را تا زمان تولد در ران خودش پنهان کرد تا از حسد و گزند همسر قدرتمندش، هرا، در امان بماند. کتاب «انتقام دیونوسوس: خوانشی دولتشهری از تراژدی و کمدی یونانی/ دفتر یکم: یک مقدمهی انتقادی» هنر دیونوسوسی یونان باستان را با محوریت تراژدیها و کمدیها مبنا قرار داده و با بررسی جامع و کمنظیری پرسشهایی را پیش میکشد که پاسخهایشان از دل پژوهش ژرف محمد رضاییراد بیرون آمده است. پرسشهایی پیرامون خود تراژدی و معانی و تعابیر مختلفش، مسئلهی تقدیر در تراژدی و محتومیت نهفته در آن و البته اینکه آیا هر درام تراژیکی یک تراژدی است؟ همهی این مباحث با نکتهسنجیها و نثر درخشان و قدرت نقادانه و تحلیلی رضاییراد، دفتر یکم کتاب انتقام دیونوسوس را به اثری خواندنی مبدل کرده است.
محمد رضاییراد فیلمنامهنویس، نمایشنامهنویس، کارگردان و پژوهشگر در سال ۱۳۴۵ در محلۀ بیستون رشت متولد شد. فیلمنامههای او برنده جوایز متعددی از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم فجر و جشنواره آسیا پاسفیک شدهاست. فیلم کودک و سرباز با فیلمنامه ای از او برنده بالن نقره ای جشنواره سه قاره نانت فرانسه شد. رضاییراد از سال ۱۳۵۸ در کلاسهای تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شرکت کرد. در سال 1366، دبیرستان را نیز به پایان رساند. در سال ۱۳۶۴ در کلاسهای انجمن سینمای جوان شرکت کرد. پس از پایان دبیرستان به دانشگاه آزاد رشت رفت و آنجا ادبیات فارسی خواند. در این سالها فعالیت مطبوعاتی مختصری نیز داشت. او پس از آنکه خدمت سربازیاش به اتمام رسید تحصیل در مقطع فوق لیسانس را آغاز کرد و در دانشگاه آزاد تهران در رشتۀ فرهنگ و زبانهای باستانی ادامه تحصیل داد. رضاییراد در سال ۱۳۷۲ نخستین فیلمنامهاش را با نام بچههای مدرسۀ همت به رضا میرکریمی میفروشد که بعدها به مجموعهای ۱۳ قسمتی تبدیل میشود. او در این سالها به کارهای پژوهشی و فعالیت مطبوعاتی نیز مشغول است. در سال ۱۳۸۶ تدریس تاریخ نمایش و نمایشنامهنویسی در دانشکدۀ هنر و بعد در دانشگاه سوره و دانشگاه تهران را آغاز میکند. در سال ۱۳۸۸ به فرانسه رفت و فعالیتهای پژوهشی و فیلمنامهنویسیاش را آنجا دنبال کرد. بعد از حدود ۱۰ سال دوری از تئاتر بار دیگر از روز ۵ تیر ماه ۱۳۹۳ نمایش و آنک انسان را به روی صحنه برد. او همچنین در سال ۱۳۸۴ نمایش «بازگشت به خان نخست» را در سالن قشقاییِ تئاتر شهر و در سال ۱۳۹۶ نمایش «فعل» را در سالن چهارسوی تئاتر شهر به صحنه برد.
نه یک DNF متعارفی که در گودریدز میبینید، یعنی کتاب خوب نبوده و/یا حوصله سر بر. با این حال بعد از گذر و جستجو در منابع انگلیسیزبان و نیازمندی به یادگیری آلمانی برای دسترسی بیشتر به اسکالرشیپ، رجوع به این کتاب رو در آینده بیشتر صلاح میدونم.
کتاب محبوبیتی از این حیث دارد که چکیدهای بخش بنیادینی از اسکالرشیپ Tragicorum Graecum و Comici Graeci را برای نخستین بار بهشکلی هدفمند بهفارسی ارائه میدهد. معهذا، بهعقیدهام این کتاب و سریاش، کتاب بنیادینی نیست که افراد زمان شروع سیر خود برای شناخت تئاتر یونان بهشکلی جدیتر باید بخوانند. پیشنهادم کتب دیگری است که فهرست آنها میماند برای بعد.
یک انتقاد مهم به کتاب دارم: صرفاً در canonicity متون باقی مانده میگردد، مادامی که کانونی بودن خیلی از متون تراژیک دیگر و بازنمانده از راه منابع ثانویه هم تأییدپذیر است. همچنین، تئاتر یونان پویاتر از تثلیث آیسخلوس، سوفوکلس و ائوریپیدس بوده (هرچند این ردی بر اعتبار این سه در زمان عصر خود نیست.) تنها نگاهی به دو جلد نخست کتاب «تاریخ سیاسی و اقتصادی تئاتر یونان از عهد باستان تا سال ۳۰۰ ق.م.» از اریک چاپو و پیتر ویلسون، دورنمایی از تئاتر یونان را ارائه میدهد که پویایی این هنر را ماورای روایتهای کوتاه و کانونی شدهی واقع در تواریخ تئاتر قدیمیتر و متون نیمهی نخست قرن بیستمی حوزهی مطالعات کلاسیک نشان میدهد؛ بالأخص جلد دوم در باب دیونوسیای کومهای، که چاپو و ویلسون مینویسند «اگر دیونوسیای آتیکی گذشتهی تئاتر یونان را نشان میداد، دیونوسیای کومهای آیندهی آن ترسیم میکرد.»
یا شاید حتی در angle ضدمادرتباری آپاراتوس سیاست پولیسی که در آتن ریشه میگیرد، تمرکز بر سویهی نوشتاری تراژدی که جینفر وایز در "Dionysus Writes: The Invention of Theatre in Ancient Greece" میگوید کارساز باشد: سیاستهای سواد نوشتاری در نظامهای پدرسالاری یونان و مناطق زیردستشان (که نه تنها در مطالعات هلنی که در مطالعات فرایونانی عصر معاصرش نیز کارساز است؛ ر.ک. به Misquoting Jesus از بارت ارمان در باب سطح سواد در جهان پساکلاسیک هلنی بههمراه یونانی به مثابه lingua franca، که جهان زمان انجیلنویسی را شرح میدهد.) در این angle، در کنار قانونی شدن روایت آریوپاگوس در تبرئهی اورستس از مادرکشی، که سویهی قانونیسازی دینی را میکاود، پداگوژی کمدی/تراژدی «حروف» از کالیاس چه معنی دارد؟ زمانی که آمفیتئاترون صرفاً مردانه را میزبان نمایشی میشود که حروف را بهر سواد میآموزد و آن را با پرفورماتیویته پیوند میزند، این سویهی پراکسیسی از پدرسالاری موجود در تئاتر یونان را نیز میتوان در این فرضیه کاوید.
یا حتی میتوان مسئله را چپه نگاهش کرد، و دیگر انتقادی که به کتاب دارم: ۳۳ متن تراژیک باقی مانده حاصل تقریباً ۲۰۰۰ سال سنت دستنویسی است. مگر سنت مانوسکریپتی قرون وسطایی که این متون را نگاه داشته (برخی از راه تکثیر زیاد و برخی از بخث و اقبال)، خود در شکلدهی به Canon Major که پایهی این جدل بهر تئاتر یونان است مؤثر نیست؟ آنچه که بهعقیدهام دنبالهی این کتاب باید بیاید، رفتن سوی شواهد و خردهتواریخی است که پویایی تئاتر یونان را خارج از این مجموعه آثار - که خود حاصل سیاستهای کاتبانهی جهان پساکلاسیک/هلنی مسیحی و جان بهدر برده از سوانح است - نشان میدهد، و سنجیدن محتواهایشان با این فرضیه است. ضمناً، آپاراتوس تئاتر آن زمان را نیز میتوان گستردهتر صورتبست و بهشکل دوطرفه، خودش و فرضیه را براساس هم سنجید.
و در باب تحریف هلنی، باید بگم که بیشتر Speculative Theory هست، و کمتر اسکالرشیپ فیلولوژیک و فرهنگ پیشاکلاسیک یونان رو با academic literature آنها سعی میکنه پیوند بزنه. و این چیزی الزاماً بد نیست: خیلی از فرضیات پژوهشهای ریشهیابی یگانهپرستی ابراهیمی هم مجبور میشن فرضیهسازی کنن (ر.ک. فرضیات مربوط در هم حل شدن اِل و بعل در یهوه؛ نگارش پنج سفر تورات و فرضیهی نوشتاری/مستندسازی؛ فرضیات حاصل از باستانشناسی تطبیقی و تحلیل ادبی؛ عیسی تاریخی و...). با این حال، بهنظرم حین خواندن این فرضیه باید شدیداً مراقب بود. همچنین خوانش و باورمندی به آن برای فردی که مطالعات کلاسیک چندانی نداشته و صرفاً کتاب را با باور «راهنمای کامل و جامع به پایههای تئاتر یونان باستان» برمیدارد، ایجاد مخاطره میکند. از همین است که عقیده دارم بخشهایی از این کتاب را باید خوانش نخست یا بازخوانی پس از اشراف به اسکالرشیپ مطالعات کلاسیک داشت.
تا به این کتاب برگردم شاید دو سه سالی طول بکشد. حرفهای در اسکالرشیپ مطالعات کلاسیک و هلنی نمیخواهم، وگرنه پروژهام میشد برگردانیاش به انگلیسی و سپس کار سخت بر آن. شاید زمانی بر روی موضوع «فهم فارسی معاصر از جهان کلاسیک یونان» کار کنم، که بیشتر در بطن ادبیات تطبیقی میگنجد تا چیزی دیگر. تا آن موقع.