این کتاب داستان چگونگی به تخت نشستن فرهاد چهارم، پسر اُرُد اشکانی، و پسر او فرهادک است تا زمانی که حکومتشان سقوط میکند. نویسنده همچنین سعی در توصیف حال و هوای دربار ایران در تیسفون آن زمان را دارد.
خلاصه سخنی از نویسنده در ابتدای چاپ ۱۳۵۶ کتاب: حوادث عمده این داستان در تواریخ آمده است و داستانی که نویسنده آنرا بر پایه واقعیات تاریخی و بمدد پندار هنری پرداخته است، با بافت و منطق درونی تاریخ کشور ما در دوران اشکانی پیوند و همانندی نزدیک دارد. این داستان در سال ۱۳۴۹ نوشته شده و امید نویسنده آن بود که آنرا بمناسبت جشنهای دوهزار و پانصد سالگی شاهنشاهی منتشر کند. برای نویسنده انتشار این برگهای اندک [در آن زمان] ممکن نگردید.
Ehsan Tabari احسان طبری (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۲۹۵ در ساری - درگذشتهٔ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران) نویسنده، شاعر، نظریهپرداز برجستهٔ مارکسیسم-لنینیسم، ایدئولوژیست ارشد، و عضو کمیتهٔ مرکزی و هیئت سیاسی حزب توده ایران در سالهای انقلاب ایران بود. وی از نخستین سالهای دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که در نظرات و عقاید خود تجدید نظر کرد، «معروفترین و برجستهترین چهرهٔ نظری حزب توده ایران» شناخته میشد. وی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی در دادگاهی نظامی به صورت غیابی محکوم به دو بار اعدام شده بود. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب توده به ایران بازگشت و به ادامهٔ فعالیتهای سیاسی در رهبری حزب توده ایران پرداخت. او پنج سال پس از پیروزی انقلاب، با شرکت در مصاحبهای تلویزیونی از عقاید گذشته خود ابراز ندامت کرد و خاطرات خود را در کتاب کژراهه منتشر کرد.
بدون در نظر آوردن ایدئولوژی و فعالیت های سیاسی احسان طبری (که جای خود را دارد)، نوشته های ادبی و تحقیقی او، که بسیار هم خواندنی ست، تقریبن در سایه ی فعالیت های سیاسی اش، گم و گور شده اند، و از چشم ها پنهان مانده اند. بسیاری به دلیل اختلاف نظرهای سیاسی نخواسته اند به آثار طبری، آن گونه که باید توجه کنند و در باره شان بنویسند. با این همه منکر نمی توان شد که یکی دو اثر تحقیقی اش در "بررسی جنبش های ایرانی ...." و زبان و ملیت و فرهنگ، اگرچه بیشتر به طرح هایی از یک پژوهش بلند شبیه اند، اما به عنوان پایه هایی برای ادامه ی تحقیق، کارهای ارزشمندی هستند. و برخی از آثار ادبی اش، نظیر "رانده ی ستم و چهره خانه" و "دهه ی نخستین" که بنظر می رسد جلد اول اثری ست که ادامه نیافته، نثری پخته و شیوا دارند. آثاری که در ادبیات معاصر ما از نگاه "نوع" و "زبان"، کم نظیر اند.
«تاریخ، داستانی است که بوده است و داستان، تاریخی است که میتواند باشد. و داستان ِ تاریخی هر دوی آنهاست» خیلی محشر بود. گرچه بعضی واژهها واقعا برای من دشوار بود.