Jump to ratings and reviews
Rate this book

جنون منطقی

Rate this book
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می‌درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می‌آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها می‌کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک‌هایم می‌چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی‌تر شد و عالم به آدم سجده کرد

492 pages, Paperback

First published January 1, 2014

10 people are currently reading
79 people want to read

About the author

افشین یداللهی

6 books41 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
23 (38%)
4 stars
14 (23%)
3 stars
18 (30%)
2 stars
4 (6%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
April 15, 2017
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل میزند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

اول اگرچه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

گاه یکی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
Profile Image for Sadra Kharrazi.
539 reviews103 followers
July 29, 2025
برای خاطره‌بازی بد نبود
به خصوص سریالا
البته خیلی با خواننده‌های مورد علاقه من کار نکرده آقای یداللهی:)
699 reviews29 followers
April 14, 2021
مرابی میل ِمن،ایجادکردی
گمان کردی که من راشادکردی؟

نبودم،پس به یادت هم نبودم
چه می خواهی که از من یادکردی؟

به من جان دادی وفرمانِ سجده
طلب را زود استردادکردی

چه کارم با زن وعشق وغزل بود؟
تو با حوا مرا ارشادکردی

به من بامنع ِلذّت،حرص دادی
مرامحروم ِمادرزادکردی

ببین فرزندِآدم،نسل ِجنگ است
تو باقابیل هم بیدادکردی

مرادرحصر ِآبادان شکستی
توخرمشهررا آزادکردی

صدایی زیر ِاکسیژن به من گفت
توروی دست دنیا بادکردی


__________________

گاهی مسیر جاده، به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه، از دست می رود

گاهی، همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی، غریبه ای، که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود

اول، اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر، خلاف آنچه که گفته است، می رود
17 reviews14 followers
April 25, 2020
من این کتاب رو با دیگر کتابهای سپید وغزل دکتر یداللهی مقایسه کردم واز این نظر به این کتاب سه امتیاز دادم و کسانی که به غزل علاقه دارن، کتاب (امشب کنار غزل های من بخواب) از ایشون رو پیشنهاد میکنم و از سپید های ایشون هم همه شون رو دوست دارم ( حرف هایی که باید می گفتم و تو باید می شنیدی / خاطره هایم را فراموش کنم آرزوهایم هست / روزشمار یک عشق / مشتری میکده ای بسته )
Profile Image for Bahare.
69 reviews1 follower
October 7, 2020
شب اگر یلداست،فردا،می رسد
رود هم روزی به دریا می رسد
+قسمت آخر کتاب،توضیحات مفید و نسبتا مفصلی راجع به دستور خط زبان فارسی داده شده که واقعا حرف نداشت
روح افشین یداللهی شاد و در آرامش
Profile Image for Babak.
46 reviews9 followers
September 9, 2016

انتظار داشتم خود شعر "جنون منطقی" هم در این مجموعه باشه
اما نبود!
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
June 13, 2021
خدا ما رو براي هم نمي خواست

فقط مي خواست همو فهميده باشيم

بدونيم نيمه ي ما مالِ ما نيست

فقط خواست نيمه مونو ديده باشيم



تمومِ لحظه هاي اين تبِ تلخ

خدا از حسرتِ ما با خبر بود

خودش ما رو براي هم نمي خواست

خودت ديدي دعامون بي اثر بود
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.