Jump to ratings and reviews

ماهی‌ها در شب می‌خوابند

برنده جایزه صادق هدایت
برنده جایزه مهرگان ادب و جایزه بنیاد گلشیری

118 pages, Paperback

First published April 1, 2004

Loading...
Loading...

About the author

سودابه اشرفی

3 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (3%)
4 stars
49 (24%)
3 stars
75 (37%)
2 stars
59 (29%)
1 star
11 (5%)
Displaying 1 - 27 of 27 reviews
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews144 followers
March 2, 2015
ماهی ها در شب می خوابند نوشته ی سودابه اشرفی رمانی است که در سال 1383 توسط انتشارات مروارید به چاپ رسید و در سال های بعد نیز تجدید چاپ شد. این رمان برنده ی جوایز "صادق هدایت"،"مهرگان ادب" و "بنیاد گلشیری" شده است.
رمان ماهی ها در شب می خوابند روایتی سیال ذهن از طریق رجوع به گذشته(فلش بک) است که از طریق زاویه دید اول شخص و در برخی مواقع سوم شخص محدود به شخصیت سوم شخص دانای کل، بیان می شود. فصل اول بیانگر لحظه ای کوتاه از زندگی طلایه دختر جوانی است که در خارج از کشور زندگی می کند. هنگامی که او به خانه بازمی گردد، دوباره با پیغامی تلفنی از برادرش مواجه می شود که پس از سال ها او را پیدا کرده و می خواهد باهاش صحبت کند. همین باعث می شود که گذشته برای طلایه زنده شود و ما در این مرور خاطرات با او همراه می شویم. فصل های متعدد دیگر را همین خاطرات و اتفاقات گذشته شکل می دهند. ما کم کم و فصل به فصل با زندگی طلایه و خانواده ی زمردیان در دوران پیش از انقلاب آشنا می شویم. سپس در بخش های دیگر به خصوص فصل هفتم ریتم رفت و برگشت ها-گذشته در گذشته- به اوج خود می رسند که متناسب است با ریتم ماجرای آن فصل و تقویت کننده ی ویژگی عصیان در طلایه.
شخصیت های کتاب بیشتر در حد تیپ باقی مانده اند. پدر که تیپی است از پدرهای سنتی و سخت گیری که مخالفت خود را با به روز شدن، چه در اندیشه و چه در ظاهر در جای جای روایت نشان می دهد. حتی در فصلی- که گویی نویسنده در نگارش آن تحت تاثیر فصل کتابسوزی کتاب سمفونی مردگان بوده- پدر تمامی کتاب های دخترش را می سوزاند و در فصلی دیگر نیز به پاره کردن شلوار جین دخترش مشغول می شود و از او می خواهد تا با دختر همسایه قطع رابطه کند. در فصل های بعدی نیز می توان از دیالوگ های رد و بدل شده بین مادر، امیر و طلایه به این پی برد که او با کنکور دادن و دانشگاه رفتنش دخترش مخالف بوده.
در مقابل پدر، مادر را داریم که با رشد یافتن در بستر سنتی خواست های درونی خود را پنهان کرده و گاهی در جایی که شرایط مناسب باشد، آن ها را بروز می دهد. مادر هواخواه طلایه است و مخفیانه او را همراه برادرش امیر به سینما می فرستد، برای کنکور دادن راهی می کند و در آخر هم اوست که با پافشاری خود دخترش را به خارج از کشور می فرستد. همه ی این ها در پی این خواسته ی مادر که مدام هم در داستان تکرار می شود، می آیند؛ این که او نمی خواهد دخترش مانند خودش شود. اما این زن که مشخص نیست عقاید سنتی اش برگرفته از تلقین دیگران است یا چیزی است که خودش پذیرفته، هیچ تلاشی برای زندگی شخصی خودش نمی کند و تغییری را برای خود نمی خواهد. گویی که از شوهرش و یا از دست دادن زندگی معمولی اش واهمه داشته باشد؛ زیرا که این ازدواجِ دومش پس از مرگ شوهر اولش است. او در حضور محرم رازش شهناز خانم همسایه مجال پیدا می کند خودش باشد، آن طور که می خواهد بپوشد و بگردد، مست کرده و درمورد آینده ی طلایه با او صحبت کند.
دو برادر طلایه نیز به نوعی جلوه ی دیگری از پدر و نمود جامعه ی مردسالارانه ی آن دورانند. البته که کهن الگوی( آرکی تایپ) برادر کشی در قسمتی از رمان باعث جذابیت بخشیدن به ماجرای آن ها گشته اما در کل این دو شخصیت نیز عمقی ندارند. تنها تفاوتی که بین این دو برادر وجود دارد این است که امیر به نوعی مشوق و الگوی طلایه است برای گذر از سنت ها و پیش رفتن به سوی آینده ی بهتر. راز مهم فرزند نامشروع امیر را نیز تنها طلایه می فهمد و تا انتها با خود نگه می دارد. اما علی که هیچ اشاره ای جز پیوستنش به ساواک و نگرش خانواده و اهالی محل به این کار او، نمی شود نقشی در زندگی خواهرش ندارد؛ این که داستان را او به جریان می اندازد، گویی وجه نمادینی به شخصیت او بخشیده. علی جلوه ای از گذشته است که طلایه را رها نکرده یا برعکس. گذشته ای که همیشه حاضر است، هر چقدر هم که شخصیت اصلی رمان بخواهد منکر آن شود یا سعی در فراموش کردنش، داشته باشد.
و طلایه نماد زنان و دخترانی است که تسلیم شرایط نمی شوند و می خواهند آینده ی خودشان را با دست خویش بسازند. گویی کتاب از همین منظر مورد توجه جایزه ی هدایت قرار گرفته. طلایه که نیاز به شخصیت پردازی قوی تری دارد تا بتواند ارتباطی قوی با مخاطب برقرار کند، نیز متاسفانه تنها یک تیپ است. شورشی بودنش در مدرسه، مخالفت هایش با پدر در بحث مطالعه، درس خواندن و ازدواج نکردن و... همه و همه طی اشاره هایی مختصر بازگو می شوند. اشاره هایی که مجال شکل گیری ژرف را پیدا نکرده اند. به طور کلی به نظر می رسد که دغدغه ی نویسنده عمق بخشیدن به خرده روایت ها و شخصیت ها نبوده و این ساختار و پرداخت ماجرا بوده که او را درگیر خود کرده. چیزی که به خاطر آن شایسته ی دریافت جایزه ی گلشیری شده. رجوع به گذشته ی سیال ذهنی که معمولا اول شخص است اما در مواقعی به سوم شخص محدود به شخصیت و سوم شخص دانای کلی تغییر پیدا می کند که گویی همگی از دیدگاه طلایه برخاسته اند؛ چیزی که پیش از این نمونه اش را در کتاب سمفونی مردگانِ عباس معروفی داشته ایم.
در انتها باید گفت که طلایه از گذشته گریخته و به آینده ای که مادرش برای او آرزو می کرده، پناه برده اما باز هم به آن چه باید نرسیده. او هنوز هم بین گذشته و حالش در رفت و آمد است. هدف و انگیزه ای برای چنگ انداختن و گریز به سوی آینده ندارد. علی تنها بخشی از چیزهایی هستند که می توانند به سرعت او را به خاطره های گذشته اش، پرتاب کنند و در این مرداب پایین بکشند. طلایه آن طور که در فصل های ابتدایی کتاب نوید داده می شود، دختر سخت و محکمی نیست. انگار که بیرون کشیدن او از آن فضا و فشارهای موجودش، باعث رکود او شده. حالا او مثل خیلی از انسان های هم عصرش گیج و بلاتکلیف در رفت و آمدهای آونگ واری بین گذشته و حالش زندگی می کند؛ بی هیچ نتیجه ای، بی هیچ رهایی ای. او نتوانسته تعادلی بین گذشته و حال برای ساختن آینده اش برقرار کند.

منتشر شده در سایت گزارش هنر:
http://gozareshehonar.ir/book31/
Profile Image for Alialiarya.
240 reviews102 followers
January 8, 2022
«زیرچشمی نگاهشان می‌کنی. احساس می‌کنی بی این که بخواهی قیافه ی خودت هم رقت بار شده. احساس می‌کنی کم‌کم قدت کوتاه می شود، لب‌هایت فرو می‌افتد و هر چه بیش‌تر به صندلی سرد و خشک می‌چسبی. دستانت مزاحم‌اند.»



روایت زنانه‌ی یک قیام خاموش. یک قیام زنانه در بطن یک جامعه‌{خانواده}ی مردسالار و استبدادی. زنانی که با حذف تمام مردان اطرافشان می‌مانند هرچند کم‌جان اما می‌مانند.

داستان به‌اندازه‌ی کافی برای مسیله‌ی مهم زنان در جامعه‌ی ایران حرف ندارد و نمی‌دانم شاید در دهه ۸۰ کافی بود اما امروز بسیار عمیق‌تر باید به زنان نگریست و این کتاب در سطحی‌ترین مشکلات زنان گرفتار است... صحنه‌ی مهم کتاب آن‌جایی‌ است که مادر در فرودگاه به دخترش می‌گوید: «دیگه پشت سرت رو نگاه نکن»


متنی درباره‌ی کتاب در یک وبلاگ: https://hosseinkarlos.blogsky.com/140...
Profile Image for Pooya Kiani.
424 reviews128 followers
December 16, 2015
روایت بدی نبود. خوندنش بهتر از نخوندنشه. اما هیچ جا مخاطب رو سر ذوق نمی‌آره. نسخه‌ی ایرانی‌شده و زنانه‌ شده‌ی پاتریک مودیانو.
Profile Image for Aida Eslami.
28 reviews2 followers
May 23, 2024
کتاب حال و هوای عجیبی داشت، بعضی‌ جملات و دیالوگ‌ها نامفهوم به نظر می‌آمد و نیاز به کلی اندیشه داشت، اما در کل کتاب خوبی بود.
Profile Image for Ali.
Author 17 books688 followers
June 2, 2013
برخی کتاب ها را هم آدم می خواند، یا مرور می کند، چون خیلی جاها در موردش نوشته اند، و نمی دانیم که منتقد یا معرفی کننده چه نسبتی با نویسنده دارد، و به راستی کار نویسنده درخشان است، یا معرفی کننده "درخشان" ندیده یا نخوانده... این است که آدم می خواند و ورق می زند، تا حس کنجکاوی اش ارضاء شود لابد! این هم که نمی شود.
Profile Image for Andiia.
37 reviews
November 12, 2016
پايان باز و بازي كردن با زمان تو فصل هاي مختلف، لحن و آرايه هاي شاعرانه و ادبيش به شدت جذبم كرد و تلخي زندگي ٤٠ سال پيش با اينكه هيچ وقت زندگيش نكردم حس همدردي بهم داد!
اخر قصه كه تكه هاي پازل و كنار هم ميچيني، لذتي كه از خوندن اين كتاب بردي دوچندان ميشه..
من كه لذت بردم! البته كتاب و فيلم سليقه ايه.. آفرين به سودابه اشرفي بين اين همه كتاب بيخود اين خيلي به دلم نشست☺️
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
571 reviews41 followers
August 6, 2018
http://delsharm.blog.ir/1397/05/15/ma...
این رمانِ کوتاه، که در سال ۸۳ منتشر شده، دو جایزه گرفته است. پس لابد باید شاید احتمالاً یقیناً خوب باشد که… باید اول پرسید رقبای این کتاب در آن دوره چه بوده‌اند؟ این داستان روایت زندگی «طلایه» است که حالا در آمریکا [دقیقاً چطوری؟] زندگی می‌کند و برادرش «علی» پی آن است که با او ارتباط برقرار کند. حالا طلایه توی ذهنش برمی‌گردد به خاطراتش، به دوران انقلاب، به خیانت برادر به برادر، به مردسالاری جامعهٔ ایرانی و از این جور حرف‌ها. اما دریغ از شخصیت‌پردازی، دریغ از جذابیت داستانی، و حتی دریغ از رعایت اصول نگارشی در نوشتن گفتگوها و حتی‌تر دریغ از ترجمهٔ جملات انگلیسی به فارسی. بیشتر از این حرفی ندارم.

Profile Image for Arghavan.
319 reviews
January 13, 2014
حسّی که بعد از خوندن‌ش داشتم، صرفاً این بود: meh.
نه خوب بود نه بد. نه فهمیدم‌ش، نه درک‌ش کردم، نه جذّاب بود برام نه غیرجذّاب. صرفاً خوندم‌ش که یکی از کتاب‌های کم‌حجمِ نخونده‌م کم‌تر بشه.

× چیزی که جذّاب بود برام توی کلّ کتاب، دست‌دوّم بودن‌ش بود. سیریس‌لی؛ جذّاب‌ترین نکته‌ش همین بود. که آیا صاحب قبلی‌ش کی بوده و چه‌جوری بوده و غیره. که این موضوع، در مذمت کتاب ه نه در مدح ش.
Profile Image for Saman.
1,165 reviews1,085 followers
Read
November 22, 2007
مي‌گويند اين كتاب خوبي است و داستان قشنگي دارند. تا حاا چندين بار آمدم اين كتاب را بخوانم و متأسفانه يا خوشبختانه نتوانستم بيشتر از ده يا يازده صفحه‌اش را بخوانم. نمي‌دانم چرا
Profile Image for Negar.
44 reviews108 followers
June 4, 2008
Romane sayyale zehn....!!!!!ta hala 2 3 ta roman be sabke sayale zehn khoondam vali ta hala natoonestam in sabk romano befahmam va doost dashte basham...
Profile Image for Omid.
65 reviews2 followers
August 10, 2019
بعد از خوندن کتاب این سئوال برام پیش اومد که اصولا چرا همچین داستانی با مایه های
گل درشت فیمینیستی و همچنین سانتیمانتالیسم شدید و سرشار از اشتباهات نگارشی (سر درگم بودن راوی ) جایزه گرفته از دانش کم من منشا میگرد یا و دانش فراوان داوران؟ ملاک جایزه دادن چیه؟>چه خصوصیات داشته که جایزه گرفته؟ بگذریم
داستان کپی مقطعی از سمفونی مردگانه انگار آیدای اون داستان کمی پرو بال گرفته و حالا خاطرات خودش رو بازگو می کنه اما این به معنی همپایه بودن سمفونی مردگان با این اثر نیست باید بگم کپی ناشیانه است .از طرف دیگه لعاب بازی با زمان با توجه به کم مایه بودن داستان بیشتر سبب قطع شدن نیمچه رابطه ایه که بین خواننده و دنیای داستان در حال شکل گیریه برای خود من از اواسط قصه عملا هیچ شوقی برای پیگیری داستان نداشتم و فقط به چشم یک کار اجباری برای پایان بردن نگاه می کردم.خلاصه اینکه اصلا و ابدا خوشم نیومد.
Profile Image for Nazanin.
286 reviews26 followers
September 26, 2021
طی داستان، زمان به‌شدت عقب و جلو می‌شه (پرش زمانی داره) و ممکنه این موضوع باعث سردرگمی خواننده بشه📖

ژانر کتاب سیال ذهنه و اگه بخوام با کتاب‌هایی که تا الان در این ژانر خوندم مقایسه‌اش کنم از سمفونی مردگان و سال بلوا ضعیف‌تره ولی از یخ‌پاره صددرصد بهتره📖

فعل‌های جمله‌ها در جای خودش قرار نگرفته مثل: امتحانش کرده‌ام بارها، بدن را می‌گرفت انگار📖

داستان کتاب به‌شدت غمگینه سرنوشت آدم‌هاییه که خوشبختی خیلی ازشون فاصله داره📖
Profile Image for Shokufeh شکوفه  Kavani کاوانی.
352 reviews174 followers
February 24, 2010
یکی از بهترین کتابهایی که در سالهائ اخیر خوانده ام.....One of the best books of the modern Iranian literature which I read in the recent years.
Profile Image for Mohammad Moradi.
42 reviews7 followers
July 14, 2023
ماهی ها در شب میخوابند حکایت دختری که انگار ذهن خیلی شلوغی داره ولی خیلی علاقه‌ایی به استفاده از زبونش نداره و دردسرای دختر بودن رو تو جامعه سنتی ایران دهه ۴۰ و۵۰ مزه مزه میکنه. داستان کتاب و کلیتش رو دوست داشتم اما واقعا یه جاهایی باعث میشد گیج بشم و کتاب برام بشه کلاف سردرگم.
Profile Image for مونا لیان‌نژاد.
81 reviews2 followers
Read
January 24, 2023
ماهی‌ها در شب می‌خوابند

از آنجا که خواننده در رمان ماهی‌ها در شب می‌خوابند به دنیا و ذهنِ زنی ایرانی پرتاپ می‌شود، کتاب از دغدغه‌های زن در ایران پر است؛ مسائلی که با توجه به زمان داستان، به دوران پهلوی دوم و اوایل انقلاب اسلامی برمی‌گردد. اینکه دختر نباید مثل پسر خانواده تا نصف شب از خانه بیرون باشد، دختر روی حرف پدر حرف نمی‌زند، اجازۀ دانشگاه‌رفتن زن دست مرد است، صدای زن را دیوار هم نباید بشنود، زن شاغل در فلان جا فقط گرفتار لاس‌زدن با همکار مردش است یا اجبار زنان به داشتن حجاب از جملۀ آن دغدغه‌هاست که کم‌وبیش در جامعۀ کنونی هم وجود دارد.   

طلایه زمردیان شخصیت اصلی این داستان است و در خارج از کشور زندگی می‌کند. او با شنیدن و دیدن پیام‌های برادرش علی از ایران خاطراتی را از روزهای رفته به یاد می‌آورد. از این پس با گذشتۀ طلایه که بیشتر در خانۀ پدری و مدرسه سپری می‌شود، دو برادر طلایه، یعنی علی و امیر که یکی عضو ساواک است و دیگری نیست اما سرنوشتش با این سازمان گره می‌خورد و همین طور پدر و مادر این زن که هر دو تا حد زیادی سنتی هستند و چند نفر دیگر آشنا می‌شویم. در کنار آن، باید منتظر باشیم و ببینم که بالاخره طلایه به علی جواب می‌دهد یا خیر.

سودابه اشرفی (زادۀ 1337 ه.ش) نویسندۀ ماهی‌ها در شب می‌خوابند، به خاطر نوشتن این اثر جوایز صادق هدایت، مهرگان ادب و بنیاد گلشیری را دریافت می‌کند. این کتاب برای اولین بار در سال 1383 منتشر می‌شود. نسخه‌ای که من خواندم چاپ هفتم آن است که با 118 صفحه و به کوشش نشر مروارید در سال 1392 به بازار آمده. ماهی... برای من با همۀ خوبی‌هایش خیلی جذاب نبود، ولی بی‌تردید کسانی عاشقش خواهند شد ... .

قسمتی از متن: «نگاهش مهربان است. تأییدکننده است. قدرشناسانه است. تکلیف می‌کند و تو می‌نویسی دفترچه‌ات را با نمره‌ی بیست مقابلت می‌گذارد و تو با لبخند سرت را پایین می‌اندازی. تقریباً هیچوقت نمی‌خندد. اما هرگز از زیر نگاه مهربان او رهایی نداری. موهای سیاهش را همیشه پشت سرش جمع می‌کند. همیشه شلوار می‌پوشد و هرگز آرایش نمی‌کند. در دفتر مدرسه، زمان استراحت، در سکوت کتاب می‌خواند و هیچ وقت روی صندلی نزدیک به میز ناظم نمی‌نشیند.»
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
March 21, 2021
با نوک تیز کفش‌هایش دمپایی‌هایش را هل می‌دهد. با آن‌ها بازی می‌کند و هلشان می‌دهد. برمی گردد و از جلوی اتاق کارش می‌گذرد. صفحه کامپیوتر سیاه است. می‌رود به آشپزخانه. ساعت اجاق گاز آبی رنگ پنج و سی و هشت دقیقه است. بطری را برمی‌دارد. چند ثانیه‌ای به آن زل می‌زند رنگ قهوه‌ای طلایی در آن تکان می‌خورد. می‌گذارد سر جایش. به طرف میز غذاخوری می‌رود. کیفش را باز می‌کند. پاکت سیگار را بیرون می‌آورد. ساعت تلفن دستی‌اش پنج و سی و هشت دقیقه و سی ثانیه است. نخ سیگار را بیرون می‌کشد. روشن می‌کند، فندک را روی میز پرت می‌کند..
Profile Image for Naeemesma.
35 reviews5 followers
April 4, 2024
یکی از قدرنادیده‌ترین رمان‌های ایرانی.
داستان خانواده‌ای که در بحبوحه‌ی اتفاقات سیاسی‌اجتماعی دهه ۵۰ و ۶۰، تکه‌تکه و نابود می‌شوند. روابط خانوادگی کتاب، غیرکلیشه‌ای و جذاب است. راوی سیال ذهنش درخشان است‌.
Profile Image for Amir.
19 reviews4 followers
December 8, 2007
aaaaaaaaaaaali.besiar ba technique neveshte
Profile Image for Reyhaneh.
85 reviews154 followers
January 25, 2008
داستان جالب ِ تلخي داشت با روايتي متوسط .
17 reviews7 followers
October 14, 2008
Nice to read but not a happy one. I could connect to it, but it was also depressing!
19 reviews1 follower
November 19, 2016
من کتاب را دوست داشتم روایتش و شیوه داستان گویی اش هم از جهت مضمون و فرم قوی بود.
Profile Image for Violet.
66 reviews
March 1, 2024
"حالا هر از چندی می روم و گل مریم می گذارم روی قبرش، اما فقط در خیالم. تو نمی مانی که ببینی گل مریم در آن سال ها محبوب من می شود. حالا بویش برایم خیلی تند است، آدم ها عوض می شوند."
Displaying 1 - 27 of 27 reviews