لئو اشتراوس در تعقیب و آزار و هنر نوشتن، نشان میدهد که فیلسوف گاهی پنهان کار می شود.
اما مگر چه نیازی است به این پنهان کاری؟
نیاز است چرا که شهر، سقراط را کشت.
و این سرنوشت تلخ برای تمام فیلسوفان پس از او تبدیل به درس عبرت تلخی شد:
توده به آزار آن کسی خواهد پرداخت که زنجیرها را از دست و پایش جدا می خواهد.
توده تاب حقیقت را ندارد...
و او که از یک سو به حقیقت متعهد است و از یک سوی دیگر تحت تعقیب و آزار جامعه قرار گرفته ناچار است به پنهان کاری.
او حقیقت را نوشته هایش به هفت مهر ممهور می کند.
او حقیقت را در میان خطوط پنهان کرده تا از آزار جامعه در امان باشد.
و مخاطب نوشته های فیلسوف آنهایی هستند که "دقیق" خواندن می دانند.