با هک دوربینهای شهرداری تهران و در پی آن ترور چند شخصیت برجستهی علمی پای افرادی به میان میآید که ماجرا به کارگاه سنگبری "خشت آخر" کشیده میشود. کارگاه سنگبری ساخت سنگ مزار که ماجراها و رازهای زیادی را از گذشته تا حال در دل خود پنهان کرده است. برای دانستن هر یک از این رازهای سر به مُهر باید پای قصهی پُرماجرای شخصیتهایش نشست.
«-میبینی؟! همه چیز از کینه و دشمنی شروع میشه. بعدش عمریه که سر این عداوت به هدر میدیم و آخرش هم میرسیم به جایی که تاسف خوردن فایده نداره. تهش یه کفن میمونه و همین سنگ مزار که میکشن رو آدم و فاتحه! جالبه که شغلمون اینه ولی هیچوقت ازش عبرت نمیگیریم. خوش اومدی استاد ناجی! به کارگاه خودتون قدم رنجه فرمودید!»
اولین کتابی بود که از خانم شفاعی خوندم و باید بگم آنقدری مجذوب قلم پختهی نویسنده شدم که حتما سراغ دیگر آثار خواهم رفت. در این کتاب مخاطب شاهد فضاسازی دقیق که نشان از تحقیق کامل نویسنده بوده، شخصیت پردازی بسیار ملموس و واقعی، حل نازل های داستان و پیام های پندآور خواهد بود. روایت را ما از زبان دانای کل خواهیم خواند با روندی غیرخطی و به دور از اضافهگویی همراه خواهیم بود. با پرداخت به گذشته و در نهایت تاثیراتی که برای آیندگان بر جای گذاشته ما شاهد اشتباهات متعدد بزرگترها هستیم. از نقاط قوت این کتاب و اولین نکتهای که توجه مرا جلب کرد شخصیت پردازی ملموس بود به طوری که شخصیتها انقدری برای مخاطب آشنا هستند که انگار آنها را در روزمره دیدهایم و با آنها صحبت کردهایم. کتاب از شخصیت های زیادی برخوردار است اما نویسنده توانسته با مهارت بسیار با پرداخت جزئی به تک تک شخصیت ها از پس آن بطوری برآمد که شخصیت ها ذره ای به یکدیگر شباهت نداشته باشند. کتاب از پازل های زیادی تشکیل شده که در هر صفحه تکهای از آن را میتوان پیدا کرد که اینکار به نظر من احترام نویسنده به مخاطب را نشان میدهد. بعد معمایی داستان در یک سوم پایانی تا حدودی قابل حدس بوده اما آخرین تکه از این پازل بعد از پیدا شدن به قدری تکاندهنده که پایان کتاب را دلپذیرتر کند. واگویه های نویسنده بسیار عمیق و به یاد ماندنی است بطوری که دقایقی شما را وادار به فکر کردن میکند. در آخر این کتاب به لیست بهترین کتاب هایم ملحق شده و خواندنش را به دوستداران ژانر اجتماعی، خانوادگی، عاشقانه و معمایی پیشنهاد می کنم.❄️✨