What do you think?


Ferdinand #1
Oorlog
Oorlog, geschreven ongeveer twee jaar na Reis naar het einde van de nacht (1932), speelt zich af in Vlaanderen tijdens de Grote Oorlog. Céline schrijft, ergens tussen autobiografie en fictie, over de belangrijkste ervaring van zijn bestaan: het fysieke en morele trauma van het front, in het ‘internationale slachthuis van de waanzin’. We volgen het herstel van Brigadier Ferdinand vanaf het moment dat hij bij bewustzijn komt op het slagveld na ernstig gewond te zijn geraakt, tot aan zijn vertrek naar Londen. In het ziekenhuis van Peurdu-sur-la-lys schudt hij de dood van zich af en ontloopt daarmee het lot dat hem wachtte. Die brute tijd en dat proces van ontgoocheling en bewustwording, die Céline niet eerder in een zelfstandig literair verhaal had beschreven, verschijnen hier in hun rauwste vorm.
Voorwoord van Arnon Grünberg.
Voorwoord van Arnon Grünberg.
174 pages, Hardcover
First published May 5, 2022
About the author
Louis-Ferdinand Céline
153 books2,742 followersLouis-Ferdinand Céline, pen name of Dr. Louis-Ferdinand Destouches, is best known for his works Voyage au bout de la nuit (Journey to the End of the Night), and Mort à crédit (Death on the Installment Plan). His highly innovative writing style using Parisian vernacular, vulgarities, and intentionally peppering ellipses throughout the text was used to evoke the cadence of speech.
Louis-Ferdinand Destouches was raised in Paris, in a flat over the shopping arcade where his mother had a lace store. His parents were poor (father a clerk, mother a seamstress). After an education that included stints in Germany and England, he performed a variety of dead-end jobs before he enlisted in the French cavalry in 1912, two years before the outbreak of the First World War in 1914. While serving on the Western Front he was wounded in the head and suffered serious injuries—a crippled arm and headaches that plagued him all his life—but also winning a medal of honour. Released from military service, he studied medicine and emigrated to the USA where he worked as a staff doctor at the newly build Ford plant in Detroit before returning to France and establishing a medical practice among the Parisian poor. Their experiences are featured prominently in his fiction.
Although he is often cited as one of the most influential and greatest writers of the twentieth century, he is certainly viewed as a controversial figure. After embracing fascism, he published three antisemitic pamphlets, and vacillated between support and denunciation of Hitler. He fled to Germany and Denmark in 1945 where he was imprisoned for a year and declared a national disgrace. He then received amnesty and returned to Paris in 1951.
Kurt Vonnegut, Jr., Henry Miller, William Burroughs, and Charles Bukowski have all cited him as an important influence.
Translated Profiles:
Луи-Фердинанд Селин
Louis-Ferdinand Destouches was raised in Paris, in a flat over the shopping arcade where his mother had a lace store. His parents were poor (father a clerk, mother a seamstress). After an education that included stints in Germany and England, he performed a variety of dead-end jobs before he enlisted in the French cavalry in 1912, two years before the outbreak of the First World War in 1914. While serving on the Western Front he was wounded in the head and suffered serious injuries—a crippled arm and headaches that plagued him all his life—but also winning a medal of honour. Released from military service, he studied medicine and emigrated to the USA where he worked as a staff doctor at the newly build Ford plant in Detroit before returning to France and establishing a medical practice among the Parisian poor. Their experiences are featured prominently in his fiction.
Although he is often cited as one of the most influential and greatest writers of the twentieth century, he is certainly viewed as a controversial figure. After embracing fascism, he published three antisemitic pamphlets, and vacillated between support and denunciation of Hitler. He fled to Germany and Denmark in 1945 where he was imprisoned for a year and declared a national disgrace. He then received amnesty and returned to Paris in 1951.
Kurt Vonnegut, Jr., Henry Miller, William Burroughs, and Charles Bukowski have all cited him as an important influence.
Translated Profiles:
Луи-Фердинанд Селин
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 457 reviews
January 15, 2023
ای کاش من همه بودم و با همه اکانت ها به تو پنج ستاره میدادم...
رمان «جنگ» سلین، حدود شصت سال بعد از مرگ این نویسنده بزرگ و براساس دستنوشته های پیدا شده از اون، در حالی منتشر شد که سال ها بود شایعه کشف این یادداشت ها طرفداران سلین یا سلینیان ها رو در انتظاری شیرین و کشنده نگه داشته بود. لوکت دتوش لعنتی، همسر سلین، بعنوان تنها وارث و مالک این دستنوشته ها، تا وقتی زنده بود اجازه چاپ این کتاب رو نداد و خدا رحم کرد که فقط ۱۰۷ سال عمر کرد.
و سرانجام انتشار... جنگ... بوممم... انفجار...
رمان با این جمله شروع میشه: «من جنگ را در سرم به دام انداخته ام»
جمله ای که نیرو محرکه پیشروی داستانه و وقتی جلوتر میره متوجه میشی که سلین رمان، نه فقط در معنای استعاری بلکه به معنای فیزیولوژیک هم توی سرش جنگه.
این رمانیه که به معنای واقعی کلمه سلین رو پرزنت میکنه، همون سبک دیوانه وار، لخت، رک و بی پروا که خواننده رو یاد «سفر به انتهای شب» و «معرکه» میندازه؛ با این تفاوت که اینبار اروتیسم (به شکل وسواسی) در مرکزیت داستان قرار داره و همه چیز حتی مرگ و جنگ، انتقاد از سیستم،و بروکراسی فاسد هم حول اون روایت میشن.
اصولاً توی این رمان هیچ اثری از ماجرای عاشقانه یا عواطف انسانی، ظرافت نثر یا قهرمان پروری نیست و هیچ توصیف زیبایی جز کفل های پر و پیمون پرستارها وجود نداره.
با اینحال، به جرات، این رمان یک شاهکاره!
کی جز سلین میتونه اینطور با فلاکت و بدبختی شوخی کنه بدون اینکه خواننده رو پس بزنه یا فکر کنه داره اغراق میکنه؟ که البته میکنه!
......
انتشار این رمان، سال ها بعد از مرگ نویسنده اش، منو یاد محسن پاشایی و مایکل جکسون انداخت که تا سال ها بعد مرگشون هنوز موزیک بیرون میدادن.
......
منتظر رمان «لندن» هستم که ادامه این کتابه.
رمان «جنگ» سلین، حدود شصت سال بعد از مرگ این نویسنده بزرگ و براساس دستنوشته های پیدا شده از اون، در حالی منتشر شد که سال ها بود شایعه کشف این یادداشت ها طرفداران سلین یا سلینیان ها رو در انتظاری شیرین و کشنده نگه داشته بود. لوکت دتوش لعنتی، همسر سلین، بعنوان تنها وارث و مالک این دستنوشته ها، تا وقتی زنده بود اجازه چاپ این کتاب رو نداد و خدا رحم کرد که فقط ۱۰۷ سال عمر کرد.
و سرانجام انتشار... جنگ... بوممم... انفجار...
رمان با این جمله شروع میشه: «من جنگ را در سرم به دام انداخته ام»
جمله ای که نیرو محرکه پیشروی داستانه و وقتی جلوتر میره متوجه میشی که سلین رمان، نه فقط در معنای استعاری بلکه به معنای فیزیولوژیک هم توی سرش جنگه.
این رمانیه که به معنای واقعی کلمه سلین رو پرزنت میکنه، همون سبک دیوانه وار، لخت، رک و بی پروا که خواننده رو یاد «سفر به انتهای شب» و «معرکه» میندازه؛ با این تفاوت که اینبار اروتیسم (به شکل وسواسی) در مرکزیت داستان قرار داره و همه چیز حتی مرگ و جنگ، انتقاد از سیستم،و بروکراسی فاسد هم حول اون روایت میشن.
اصولاً توی این رمان هیچ اثری از ماجرای عاشقانه یا عواطف انسانی، ظرافت نثر یا قهرمان پروری نیست و هیچ توصیف زیبایی جز کفل های پر و پیمون پرستارها وجود نداره.
با اینحال، به جرات، این رمان یک شاهکاره!
کی جز سلین میتونه اینطور با فلاکت و بدبختی شوخی کنه بدون اینکه خواننده رو پس بزنه یا فکر کنه داره اغراق میکنه؟ که البته میکنه!
......
انتشار این رمان، سال ها بعد از مرگ نویسنده اش، منو یاد محسن پاشایی و مایکل جکسون انداخت که تا سال ها بعد مرگشون هنوز موزیک بیرون میدادن.
......
منتظر رمان «لندن» هستم که ادامه این کتابه.
May 26, 2023
دم شما گرم خانم خانلو، چه ترجمهای!. جالب است بدانید که این کتاب (چاپ اول) سانسور نشده است (چیزی حذف نشده است).
********************************************************************
ذهنم قوی شده، مثل عضلهی دو سر بازویی، دیگر به آسایش فکر نمیکنم. یاد گرفتهام ساز زدن را، خوابیدن را، بخشیدن را، و همچنین، همانطوری که میبینید، خلق ادبیات زیبا را با تکهپارههای وحشتی برکنده از هیاهویی که هرگز تمام نمیشود. صفحهی ۲۵ کتاب
به زندگی خودم نگاه کردم، کمابیش مشغول شکنجهی من بود. اگر زندگی مرا به احتضار بکشاند به ریختش تف خواهم کرد. صفحهی ۳۱ کتاب
امید خیلی هم پر فروغ نمیسوزد، شمع نازکیست در ته راهرویی نامتناهی که مالامال دشمنی است. آدم به همین هم قانع است. صفحهی ۴۰ کتاب
به یاد آوردن مو به موی چیزها از پس گذشت سالها کاریست کارستان. هر چه آدمها گفتهاند کمابیش دروغ از آب درآمد. باید شک کرد. گذشته حرامزاده است، در خیالپردازی ذوب میشود. صفحهی ۱۰۷ کتاب
احساس هایی هست که اگر آدم بر آنها پافشاری نکند اشتباه کرده، معتقدم که همین احساسها جهان را از نو میسازند. صفحهی ۱۴۰ کتاب
به هر حال زندگی عظیم است. آدم همه جا گم میشود. (جملات پایانی)، صفحهی ۱۴۲ کتاب
********************************************************************
ذهنم قوی شده، مثل عضلهی دو سر بازویی، دیگر به آسایش فکر نمیکنم. یاد گرفتهام ساز زدن را، خوابیدن را، بخشیدن را، و همچنین، همانطوری که میبینید، خلق ادبیات زیبا را با تکهپارههای وحشتی برکنده از هیاهویی که هرگز تمام نمیشود. صفحهی ۲۵ کتاب
به زندگی خودم نگاه کردم، کمابیش مشغول شکنجهی من بود. اگر زندگی مرا به احتضار بکشاند به ریختش تف خواهم کرد. صفحهی ۳۱ کتاب
امید خیلی هم پر فروغ نمیسوزد، شمع نازکیست در ته راهرویی نامتناهی که مالامال دشمنی است. آدم به همین هم قانع است. صفحهی ۴۰ کتاب
به یاد آوردن مو به موی چیزها از پس گذشت سالها کاریست کارستان. هر چه آدمها گفتهاند کمابیش دروغ از آب درآمد. باید شک کرد. گذشته حرامزاده است، در خیالپردازی ذوب میشود. صفحهی ۱۰۷ کتاب
احساس هایی هست که اگر آدم بر آنها پافشاری نکند اشتباه کرده، معتقدم که همین احساسها جهان را از نو میسازند. صفحهی ۱۴۰ کتاب
به هر حال زندگی عظیم است. آدم همه جا گم میشود. (جملات پایانی)، صفحهی ۱۴۲ کتاب
August 2, 2023
جنگ برای من بهترین اثر سلین تا اینجا بوده و البته یک دلیل هم ممکنه این باشه که بدون توقف مرگ قسطی، سفر به انتهای شب و معرکه رو خوندم و الان کاملاً با لحن و مدل سلین آشنا هستم اما دلایل دیگهای هم شاید بشه براش عنوان کرد، مثلا اینکه در این رمان علاوه بر متن گزندهی سلین، اتفاقات بیشتری میافته و همین باعث میشه اشتیاق به خوندن بیشتر بشه ضمن اینکه تعداد صفحات نه چندان زیاد کتاب هم باعث میشه آنچنان خستگی رو حس نکنید. داستان به طور خلاصه در مورد مجروح شدن فردینان و بستری شدن در بیمارستان و اتفاقات و آدمهایی هست که اونجا باهاشون آشنا میشه. به نظرم اگه هیچ کتابی از سلین نخونده باشید این کتاب مناسبی برای شروع نیست و اون شخصیت پردازی دو رمان مرگ قسطی و سفر به انتهای شب لازمهی درک بهتر این رمانه.ه
January 12, 2023
“.برای هیچ”
تو صفحاتِ آخر کتاب، سلین چندبار تکرار کرده بود که چقدر همه چیز، برای هیچه. کاش میتونستم رو دستم تتوش کنم و هروقت برای چیزی بیش از حد ناراحت شدم، به این جمله نگاه کنم.
در وصفِ سلین که نیازی نیست من بخوام حرفی بزنم اما حقیقتا پشمام از ترجمه ریخته! :)))) چجوری انقدر صریح و بی پرده همه چیز رو ترجمه کرده و اجازه ی چاپ گرفته، نمیدونم! 😂
تو صفحاتِ آخر کتاب، سلین چندبار تکرار کرده بود که چقدر همه چیز، برای هیچه. کاش میتونستم رو دستم تتوش کنم و هروقت برای چیزی بیش از حد ناراحت شدم، به این جمله نگاه کنم.
در وصفِ سلین که نیازی نیست من بخوام حرفی بزنم اما حقیقتا پشمام از ترجمه ریخته! :)))) چجوری انقدر صریح و بی پرده همه چیز رو ترجمه کرده و اجازه ی چاپ گرفته، نمیدونم! 😂
February 8, 2023
اگه میخواید جنسی هم بنویسید، عین سلین بنویسید!
با خوندن این رمان، یاد نظریهٔ فروید میفتم که غریزهٔ جنسی و لذتجویی رو، به غریزهٔ مرگ و زندگی ربط میده. سلین توی این رمان به طرز خیلی چشمنوازی، تهِ سیاهیهای جنگ رو با مسائل جنسیِ اغلب زننده ترکیب کرده؛ با زبانی صریح، گستاخ و عنانگسیخته.
جنگ، همه چیزش خوبه. واقعا شاید به قصد شاهکار نویسی نوشته نشده و صرفا نویسنده خواسته (به قول خودش) "جنگی رو که داخل ذهنش زندانی کرده" رو، روی کاغذ بیاره و روایتی داستانی از زندگی دهشتناکش بگه، اما این رمان هیچ چیزی از یک شاهکار کم نداره. قلم نویسنده، سبکش، پلات داستان، ضرباهنگ اتفاقات و... همشون خیلی خوبن؛ اونم برخلاف اینکه این رمان به نوعی یک دستنوشته و پیشنویسه و بیش از 50 سال مفقود شده بوده.
جنگ، شلاقی شروع میشه. عین یک فیلم با شروع خیرهکننده. شخصیت اصلی رمان، یا منِ دیگر نویسنده، تازه بههوش اومده؛ اونم با جراحات سنگین و در حالی که تنها بازمانده از گروهان جنگیاشه. حالا در ادامه با تقلای زیاد سعی در زنده موندن داره و با بدبختی به بیمارستان میرسه، اما همه چیزای کثیف تازه تو بیمارستان شروع میشه...
یه خسته نباشید هم باید به مترجم بگم. نمیدونم چطور تونسته با این محتوا و حذفیات کم مجوز بگیره واقعا. متاسفانه نسخهٔ انگلیسی از این اثر هم پیدا نکردم یا موجود نبود که تطبیقی بخونم. اما با خوندن خود ترجمه هم میشه فهمید تا حد خوبی مترجم دینشو ادا کرده. زبان ترجمه هم روان و جذاب بود. البته گاه گاهی عبارات و اصطلاحات مهجور دیده میشد که البته، برای من بیشتر جالب بود تا اذیت کننده.
با خوندن این رمان، یاد نظریهٔ فروید میفتم که غریزهٔ جنسی و لذتجویی رو، به غریزهٔ مرگ و زندگی ربط میده. سلین توی این رمان به طرز خیلی چشمنوازی، تهِ سیاهیهای جنگ رو با مسائل جنسیِ اغلب زننده ترکیب کرده؛ با زبانی صریح، گستاخ و عنانگسیخته.
جنگ، همه چیزش خوبه. واقعا شاید به قصد شاهکار نویسی نوشته نشده و صرفا نویسنده خواسته (به قول خودش) "جنگی رو که داخل ذهنش زندانی کرده" رو، روی کاغذ بیاره و روایتی داستانی از زندگی دهشتناکش بگه، اما این رمان هیچ چیزی از یک شاهکار کم نداره. قلم نویسنده، سبکش، پلات داستان، ضرباهنگ اتفاقات و... همشون خیلی خوبن؛ اونم برخلاف اینکه این رمان به نوعی یک دستنوشته و پیشنویسه و بیش از 50 سال مفقود شده بوده.
جنگ، شلاقی شروع میشه. عین یک فیلم با شروع خیرهکننده. شخصیت اصلی رمان، یا منِ دیگر نویسنده، تازه بههوش اومده؛ اونم با جراحات سنگین و در حالی که تنها بازمانده از گروهان جنگیاشه. حالا در ادامه با تقلای زیاد سعی در زنده موندن داره و با بدبختی به بیمارستان میرسه، اما همه چیزای کثیف تازه تو بیمارستان شروع میشه...
یه خسته نباشید هم باید به مترجم بگم. نمیدونم چطور تونسته با این محتوا و حذفیات کم مجوز بگیره واقعا. متاسفانه نسخهٔ انگلیسی از این اثر هم پیدا نکردم یا موجود نبود که تطبیقی بخونم. اما با خوندن خود ترجمه هم میشه فهمید تا حد خوبی مترجم دینشو ادا کرده. زبان ترجمه هم روان و جذاب بود. البته گاه گاهی عبارات و اصطلاحات مهجور دیده میشد که البته، برای من بیشتر جالب بود تا اذیت کننده.
February 5, 2026
جنگ ادامه دارد
کتاب جنگِ لویی-فردینان سلین متنی دربارهٔ جنگ نیست؛ متنی است دربارهی آنچه پس از جنگ باقی میماند. اگر ادبیات کلاسیکِ جنگ معمولاً به بازنماییِ میدان نبرد، قهرمان پروری، شکست یا حتی ضدقهرمانسازی میپردازد، سلین مسیر دیگری را انتخاب میکند: او جنگ را از تاریخ بیرون میکشد و به ذهن میبرد. به همین دلیل است که این متن، همزمان رئال و سوررئال و آزاردهنده و صادق به نظر میرسد.
جملهی کلیدیِ سلین “من جنگ را در سرم به راه انداختم” بهمثابهٔ چکیدهٔ این منطق قابل تأویل است. این جمله اعلام میکند که جنگ دیگر رویدادی تاریخی نیست: خشونت درونی شده، مرز میان بیرون و درون فروپاشیده، و سوژه همزمان قربانی و بازتولیدکنندهی جنگ است. در این معنا، امکان “پس از جنگ” زیر سؤال میرود. جنگ تمام نمیشود؛ فقط مکانش عوض میشود.
یکی از نخستین ویژگیهای جنگ، فاصلهگرفتن آگاهانه از رئالیسم خطی است. روایت بارها از واقعیت تجربی لغزش میکند و با خیال، مبالغه، هذیان و آشفتگی درمیآمیزد. این امر نه نشانهٔ ضعف روایت، بلکه منطق درونی آن است. راوی زخمی است، تب دارد، گوشش آسیب دیده و ادراکش مختل شده؛ بنابراین روایت نیز نمیتواند سالم، منظم و قابل اعتماد باشد. آنچه خواننده با آن مواجه است “آنچه رخ داده” نیست، بلکه “آنگونه که تحمل شده” است. در این معنا، خیال نه در برابر واقعیت، بلکه شکلِ بروزِ واقعیتی غیرقابلتحمل است.
این لغزشِ مداوم میان واقعیت و خیال باعث میشود متن حالتی اکسپرسیونیستی به خود بگیرد: جهان بیرونی دفرمه میشود تا فشار روانیِ درون منتقل شود. جنگ نه رئالیسم کلاسیک است، نه سوررئالیسم؛ بلکه نوعی رئالیسمِ تبدار که واقعیت را از فیلتر بدن و ذهنِ آسیبدیده عبور میدهد. همینجاست که بدن به مرکز ثقل روایت بدل میشود: بدنِ زخمی، بیمار، میلورز، و فروپاشیده. تمرکز افراطی بر بدن نه یک ژانر مستقل، بلکه انتخابی مضمونی و معرفتی است؛ زیرا در جهانی که معنا، اخلاق و ایدئولوژی فرو ریختهاند، تنها چیزی که باقی میماند بدن است.
از دل همین تمرکز بر بدن، اروتیسمِ خشن و ناآرام متن سر برمیآورد. اروتیسم در جنگ نه اغواگر است و نه رمانتیک؛ بلکه بیمار، نابرابر و اضطرابی است. این میل جنسی بهمثابهٔ واکنش غریزی به مرگ است. در وضعیت جنگی، اروس -میل به زندگی- و تاناتوس -میل به مرگ- در هم گره میخورند: هرچه مرگ فراگیرتر میشود، میل نیز افراطیتر و ناآرامتر سر برمیآورد. اروتیسمِ سلین ادامهی همان منطق بدنمحور است؛ بدن همزمان میدان درد و میدان میل است.
از نظر سبکی، جنگ را میتوان با راوی نامطمئن، روایت غیرخطی، زبان شکسته و کثافتش به سنت ضدحماسیِ ادبیات جنگ ربط داد، اما رادیکالتر از سایر نویسندگانی که از جنگ نوشتهاند؛ زیرا نه به اخلاق پناه میبرد و نه به همدلی. متن قضاوت نمیکند، توضیح نمیدهد و تسلی نمیبخشد. این تعلیق اخلاقی خواننده را وادار میکند خود در جایگاه داوری قرار بگیرد یا بالعکس ناتوانیِ خود از داوری را تجربه کند.
این متن بخشی از دستنوشتههای گمشدهای است که دههها بعد کشف شدند. از این رو، جنگ را باید نه شاهکار نهایی، بلکه سندی خام از تولدِ یک صدا دانست؛ متنی که هنوز “ادبی نشده”، هنوز فرصت صیقلخوردن نیافته و دقیقاً به همین دلیل، بیواسطه و خشن است.
در نهایت، جنگ کتابی نیست برای فهمیدن، بلکه برای تحملکردن است. داستانش کماهمیت مینماید، اما صدایش -آن نثر تکهتکه، عصبی و گفتاری- همهچیزش است. خواننده در برابر این متن ناظر بیطرف نیست؛ او به میدان کشیده میشود. سردرگمی، خستگی یا حتی خشم، نه نشانهی شکست خوانش، بلکه بخشی از تجربهی اثر است.
شاید بتوان گفت سلین در جنگ نه جنگ را به یاد میآورد و نه روایت میکند؛ او جنگ را به وضعیتِ پایدارِ ذهن تبدیل میکند؛ درست در همینجاست که این متن، با وجود تمام دشواریها و تناقضهایش، همچنان زنده و آزاردهنده باقی میماند.
کتاب جنگِ لویی-فردینان سلین متنی دربارهٔ جنگ نیست؛ متنی است دربارهی آنچه پس از جنگ باقی میماند. اگر ادبیات کلاسیکِ جنگ معمولاً به بازنماییِ میدان نبرد، قهرمان پروری، شکست یا حتی ضدقهرمانسازی میپردازد، سلین مسیر دیگری را انتخاب میکند: او جنگ را از تاریخ بیرون میکشد و به ذهن میبرد. به همین دلیل است که این متن، همزمان رئال و سوررئال و آزاردهنده و صادق به نظر میرسد.
جملهی کلیدیِ سلین “من جنگ را در سرم به راه انداختم” بهمثابهٔ چکیدهٔ این منطق قابل تأویل است. این جمله اعلام میکند که جنگ دیگر رویدادی تاریخی نیست: خشونت درونی شده، مرز میان بیرون و درون فروپاشیده، و سوژه همزمان قربانی و بازتولیدکنندهی جنگ است. در این معنا، امکان “پس از جنگ” زیر سؤال میرود. جنگ تمام نمیشود؛ فقط مکانش عوض میشود.
یکی از نخستین ویژگیهای جنگ، فاصلهگرفتن آگاهانه از رئالیسم خطی است. روایت بارها از واقعیت تجربی لغزش میکند و با خیال، مبالغه، هذیان و آشفتگی درمیآمیزد. این امر نه نشانهٔ ضعف روایت، بلکه منطق درونی آن است. راوی زخمی است، تب دارد، گوشش آسیب دیده و ادراکش مختل شده؛ بنابراین روایت نیز نمیتواند سالم، منظم و قابل اعتماد باشد. آنچه خواننده با آن مواجه است “آنچه رخ داده” نیست، بلکه “آنگونه که تحمل شده” است. در این معنا، خیال نه در برابر واقعیت، بلکه شکلِ بروزِ واقعیتی غیرقابلتحمل است.
این لغزشِ مداوم میان واقعیت و خیال باعث میشود متن حالتی اکسپرسیونیستی به خود بگیرد: جهان بیرونی دفرمه میشود تا فشار روانیِ درون منتقل شود. جنگ نه رئالیسم کلاسیک است، نه سوررئالیسم؛ بلکه نوعی رئالیسمِ تبدار که واقعیت را از فیلتر بدن و ذهنِ آسیبدیده عبور میدهد. همینجاست که بدن به مرکز ثقل روایت بدل میشود: بدنِ زخمی، بیمار، میلورز، و فروپاشیده. تمرکز افراطی بر بدن نه یک ژانر مستقل، بلکه انتخابی مضمونی و معرفتی است؛ زیرا در جهانی که معنا، اخلاق و ایدئولوژی فرو ریختهاند، تنها چیزی که باقی میماند بدن است.
از دل همین تمرکز بر بدن، اروتیسمِ خشن و ناآرام متن سر برمیآورد. اروتیسم در جنگ نه اغواگر است و نه رمانتیک؛ بلکه بیمار، نابرابر و اضطرابی است. این میل جنسی بهمثابهٔ واکنش غریزی به مرگ است. در وضعیت جنگی، اروس -میل به زندگی- و تاناتوس -میل به مرگ- در هم گره میخورند: هرچه مرگ فراگیرتر میشود، میل نیز افراطیتر و ناآرامتر سر برمیآورد. اروتیسمِ سلین ادامهی همان منطق بدنمحور است؛ بدن همزمان میدان درد و میدان میل است.
از نظر سبکی، جنگ را میتوان با راوی نامطمئن، روایت غیرخطی، زبان شکسته و کثافتش به سنت ضدحماسیِ ادبیات جنگ ربط داد، اما رادیکالتر از سایر نویسندگانی که از جنگ نوشتهاند؛ زیرا نه به اخلاق پناه میبرد و نه به همدلی. متن قضاوت نمیکند، توضیح نمیدهد و تسلی نمیبخشد. این تعلیق اخلاقی خواننده را وادار میکند خود در جایگاه داوری قرار بگیرد یا بالعکس ناتوانیِ خود از داوری را تجربه کند.
این متن بخشی از دستنوشتههای گمشدهای است که دههها بعد کشف شدند. از این رو، جنگ را باید نه شاهکار نهایی، بلکه سندی خام از تولدِ یک صدا دانست؛ متنی که هنوز “ادبی نشده”، هنوز فرصت صیقلخوردن نیافته و دقیقاً به همین دلیل، بیواسطه و خشن است.
در نهایت، جنگ کتابی نیست برای فهمیدن، بلکه برای تحملکردن است. داستانش کماهمیت مینماید، اما صدایش -آن نثر تکهتکه، عصبی و گفتاری- همهچیزش است. خواننده در برابر این متن ناظر بیطرف نیست؛ او به میدان کشیده میشود. سردرگمی، خستگی یا حتی خشم، نه نشانهی شکست خوانش، بلکه بخشی از تجربهی اثر است.
شاید بتوان گفت سلین در جنگ نه جنگ را به یاد میآورد و نه روایت میکند؛ او جنگ را به وضعیتِ پایدارِ ذهن تبدیل میکند؛ درست در همینجاست که این متن، با وجود تمام دشواریها و تناقضهایش، همچنان زنده و آزاردهنده باقی میماند.
September 29, 2023
«احساسهایی هست که اگر آدم بر آنها پافشاری نکند،اشتباه کرده. معتقدم که همین احساسها جهان را از نو میسازند.»
این پنجمین کتابیه که از کتابای پیشنهادی سپهر میخونم. تا اینجا تقریبا همشونو دوس داشتم. خیلی دلم میخواست ریویو بنویسم واسشون ولی موضوع اینه که تو گردباد افسردگی و اضطراب گیر افتادم دوباره. طوفان احساسات و افکاری در من بر پاست که اگر میتونستید ببینیدش وحشت میکردید. شش ماهه وضعیت همینه و تو این مدت سعی کردم با نوشتن، مغزمو رام کنم کمی. نوشتن درمورد خودم نه درمورد چیز دیگهای. رنج درونم نمیذاره روی چیز دیگهای متمرکز بشم. نوشتههامو شیر خواهم کرد.
این پنجمین کتابیه که از کتابای پیشنهادی سپهر میخونم. تا اینجا تقریبا همشونو دوس داشتم. خیلی دلم میخواست ریویو بنویسم واسشون ولی موضوع اینه که تو گردباد افسردگی و اضطراب گیر افتادم دوباره. طوفان احساسات و افکاری در من بر پاست که اگر میتونستید ببینیدش وحشت میکردید. شش ماهه وضعیت همینه و تو این مدت سعی کردم با نوشتن، مغزمو رام کنم کمی. نوشتن درمورد خودم نه درمورد چیز دیگهای. رنج درونم نمیذاره روی چیز دیگهای متمرکز بشم. نوشتههامو شیر خواهم کرد.
April 29, 2023
مدال افتخار، غلتان در اسپرم و خون :
وقتی میفهمی اوضاعت تا چه حد خراب است که با یک جنگ زدهای که به قول خودش دو سوم بدنش را از دست داده همزادپنداری میکنی. همان حالات را داری، بیخوابی، خستگی، درد فیزیکی، بیحوصلگی و بیآیندگی. بدون امید به روزهای روشن.
با وجود اینکه من صحنهی جنگ را از نزدیک ندیدم، شدیدا تمامی توصیفات نویسنده را از تبعات جنگ با پوست و استخوان حس میکنم. فکر میکنم بیشتر خوانندگان فارسی این کتاب هم همینطور باشند.
داستان با فردینانِ مجروح شروع میشود که به تازگی به هوش آمده و خون از صورت و گوشش روان شده و به مرور سر فردینان را به زمین چسبانده. و فردینان هم رزمش را میبیند که در نزدیکیاش کشته شده و فردینان میخواهد که لمساش کند ولی متوجه میشود که تکان دادن دستش برایش بسیار سخت است چون احتمالا دستش شکسته. و توصیف سلین از سراسیمگی و اختشاش افکار و حسهای پارادوکسیکال فردینان در کنار دردهای فیزیکی همزمان با این احساسات، واقعا شاهکار است.
و بعد با ریتمی موجز و تاثیرگذار شاهد ماجراهای فردینان در دورهی نقاهت میبینیم. در واقع جنگ را میبینم، از زاویهی دیدی که انگار وظیفهش را انجام داده و هزینهاش را هم داده. و ما جنگِ بعد از جنگ را میبینیم.
سلین آنقدر تجربهی زیسته دارد که میتوانست صدها کتاب از دل آن دربیاورد ولی به آنها آب نمیبندد. همین است که از او نویسندهی بزرگی میسازد. میداند که میتواند بیشتر بنویسد ولی این کار را نمیکند چون میداند که تاثیرگذاریاش را از دست میدهد. جنگ یک کتاب کوتاهِ پر و پیمان است. نوولایی به پر مایگی موشها و آدمها یا پیرمرد و دریا.
وقتی میفهمی اوضاعت تا چه حد خراب است که با یک جنگ زدهای که به قول خودش دو سوم بدنش را از دست داده همزادپنداری میکنی. همان حالات را داری، بیخوابی، خستگی، درد فیزیکی، بیحوصلگی و بیآیندگی. بدون امید به روزهای روشن.
با وجود اینکه من صحنهی جنگ را از نزدیک ندیدم، شدیدا تمامی توصیفات نویسنده را از تبعات جنگ با پوست و استخوان حس میکنم. فکر میکنم بیشتر خوانندگان فارسی این کتاب هم همینطور باشند.
داستان با فردینانِ مجروح شروع میشود که به تازگی به هوش آمده و خون از صورت و گوشش روان شده و به مرور سر فردینان را به زمین چسبانده. و فردینان هم رزمش را میبیند که در نزدیکیاش کشته شده و فردینان میخواهد که لمساش کند ولی متوجه میشود که تکان دادن دستش برایش بسیار سخت است چون احتمالا دستش شکسته. و توصیف سلین از سراسیمگی و اختشاش افکار و حسهای پارادوکسیکال فردینان در کنار دردهای فیزیکی همزمان با این احساسات، واقعا شاهکار است.
و بعد با ریتمی موجز و تاثیرگذار شاهد ماجراهای فردینان در دورهی نقاهت میبینیم. در واقع جنگ را میبینم، از زاویهی دیدی که انگار وظیفهش را انجام داده و هزینهاش را هم داده. و ما جنگِ بعد از جنگ را میبینیم.
سلین آنقدر تجربهی زیسته دارد که میتوانست صدها کتاب از دل آن دربیاورد ولی به آنها آب نمیبندد. همین است که از او نویسندهی بزرگی میسازد. میداند که میتواند بیشتر بنویسد ولی این کار را نمیکند چون میداند که تاثیرگذاریاش را از دست میدهد. جنگ یک کتاب کوتاهِ پر و پیمان است. نوولایی به پر مایگی موشها و آدمها یا پیرمرد و دریا.
March 10, 2023
بسیار خوب است که نویسنده ای مانند سلین وجود دارد،بقول شاگرد آمریکاییش،چارلز بوکوفسکی:
داد نزنید؛سلین بخوانید!
داد نزنید؛سلین بخوانید!
April 14, 2023
گذشته حرامزاده است
ص ۱۰۷
ص ۱۰۷
September 28, 2023
سلینِ تا همیشه محبوبم..
هیچکس نمیتونه جوری که تو مینویسی بنویسه 🤍
هیچکس نمیتونه جوری که تو مینویسی بنویسه 🤍
September 8, 2024
Before Celine ran away to Denmark in 1944 (seeing that the Germans were about to lose and his antisemitism was about to become problematic), he had written three more books but had to leave them behind in his apartment as he scarpered. He often claimed that these manuscripts had been stolen but it was only in recent years that this was revealed to be true. And so in 2022 they were finally brought to light.
With that in mind, it's worth noting that this book is both a first draft and very much incomplete. As such, the quality is affected and the context slightly altered. Nonetheless, there is enough here to justify publication and provide a coherent narrative. Most importantly of all, you get the very clear Celine voice in the piece, his cynicism, nihilism, and bitterness, his scattergun prose (albeit without the standard ellipses), and his dark, often puerile humour. And that's what I want more than anything else. Everything about the book screams Celine!
It begins with Ferdinand, a shell-shocked soldier in Flanders, making his way to safety after being badly injured. The majority of the book is set at the hospital he is taken to, and revolves around his experiences with his pal Cascade, a nurse who gives him hand-jobs, and his irritating parents. If you've read any of Celine's other work, you'll petty quickly know the character as well as the setting, placing this story at the beginning of both Journey and Guignol's Band, a prequel to both. As ever, it seems clear that Celine was somewhat destroyed by the Great War and his whole life (physical and mental) was defined by it. It's little wonder he returns to the subject so often. The story is of little importance (Cascade's prostitute wife, his overbearing parents, the slutty nurse) and the book is, like so much of his work, more concerned with his mental deterioration due to the war. Like so many others, it crippled him in more ways than one. But never enough so that his sense of the absurd and disgusting was ever diminished. The usual sexual scenes are aplenty and the ludicrous, overtly comical, nature of them is maintained. Celine wallows in the trauma of war but equally in the repugnant nature of humanity. He often reminds us that the war is literally stuck in his head, a lifelong tinnitus of explosions, noise, and buzzing, which will, he tells us, stay with him until he dies.
I enjoyed the book, but that's because I love Celine. If you're a fan, I would recommend this, if not, however, I would suggest it's probably too lightweight (100+ pages) and ultimately a mere shadow of his main works. The guys who put this together did their best to make it into something but overall, it remains the scruffy, first draft of an unfinished piece that Celine probably wouldn't have published without significant rewrites and further polishing.
With that in mind, it's worth noting that this book is both a first draft and very much incomplete. As such, the quality is affected and the context slightly altered. Nonetheless, there is enough here to justify publication and provide a coherent narrative. Most importantly of all, you get the very clear Celine voice in the piece, his cynicism, nihilism, and bitterness, his scattergun prose (albeit without the standard ellipses), and his dark, often puerile humour. And that's what I want more than anything else. Everything about the book screams Celine!
It begins with Ferdinand, a shell-shocked soldier in Flanders, making his way to safety after being badly injured. The majority of the book is set at the hospital he is taken to, and revolves around his experiences with his pal Cascade, a nurse who gives him hand-jobs, and his irritating parents. If you've read any of Celine's other work, you'll petty quickly know the character as well as the setting, placing this story at the beginning of both Journey and Guignol's Band, a prequel to both. As ever, it seems clear that Celine was somewhat destroyed by the Great War and his whole life (physical and mental) was defined by it. It's little wonder he returns to the subject so often. The story is of little importance (Cascade's prostitute wife, his overbearing parents, the slutty nurse) and the book is, like so much of his work, more concerned with his mental deterioration due to the war. Like so many others, it crippled him in more ways than one. But never enough so that his sense of the absurd and disgusting was ever diminished. The usual sexual scenes are aplenty and the ludicrous, overtly comical, nature of them is maintained. Celine wallows in the trauma of war but equally in the repugnant nature of humanity. He often reminds us that the war is literally stuck in his head, a lifelong tinnitus of explosions, noise, and buzzing, which will, he tells us, stay with him until he dies.
I enjoyed the book, but that's because I love Celine. If you're a fan, I would recommend this, if not, however, I would suggest it's probably too lightweight (100+ pages) and ultimately a mere shadow of his main works. The guys who put this together did their best to make it into something but overall, it remains the scruffy, first draft of an unfinished piece that Celine probably wouldn't have published without significant rewrites and further polishing.
November 15, 2024
Intensive Verarbeitung eines Kriegstraumas zuerst, dann flach-klischierte Zuhälterstory.
Ausführlicher, vielleicht begründeter auf kommunikativeslesen.com
Inhalt: 3/5 Sterne (intensiv zuerst, dann klischierte Zuhälterstory)
Form: 4/5 Sterne (sprachlich innovativ, zackig, ruppig)
Erzählstimme: 4/5 Sterne (starke Ich-Erzählung, konsequent)
Komposition: 2/5 Sterne (inkohärent, unausgewogen)
Leseerlebnis: 3/5 Sterne (zum Ende hin gewollt, überzogen)
Als Kollaborateur musste Céline am Ende des Zweiten Weltkrieges fliehen und etliche Manuskripte zurücklassen. Einige haben sich nun aufgefunden, und eines von diesen Manuskripten, die noch nicht zur Veröffentlichung eingereicht wurden, besitzt den Titel Krieg. In diesem wird eine Lücke aus Reise ans Ende der Nacht gefüllt, nämlich die Ereignisse rundum die Verletzung und die Verleihung der Tapferkeitsmedaille, und das nahende Ende des Ersten Weltkrieges. In Krieg werden die Geschehnisse nun dargestellt:
Wenn ich denken wollte, auch nur ein Stückchen, mussste ich mehrmals ran, wie wenn man auf einem Bahnsteig miteinander redet, wenn ein Zug durchfährt. Ein Gedankenstückchen, schön laut jedes Mal, eins nach dem anderen. Die Nummer macht einen ganz schön fertig, glauben Sie mir. Mittlerweile habe ich Übung darin. Zwanzig Jahre, da lernt man. Mein Grips ist hart, wie ein Bizeps. An Leichtigkeit glaube ich nicht mehr.
Ferdinand, der Ich-Erzähler, wird nach schwerer Verletzung am Arm und Kopf, in ein Krankenhaus eingeliefert. Dort macht er mit einer Krankenschwester namens L’Espinasse herum, lernt einen Zuhälter namens Cascade/Bébert kennen und verstrickt sich in dessen Machenschaften. Derweil besuchen ihn noch die Eltern, und er lässt einiges Misanthropisches vom Stapel:
Na prima, dachte ich, der Wind steht günstig, Ferdinand, mach dein Schifflein bereit, lass die Arschlöcher in der Scheiße sitzen, lass dich treiben, glaub an nichts mehr […] Schlaf oder schlaf nicht, stolpere, posaune, schwanke, kotze, schäume, eitre, fiebre, zerquetsche, verrate, verliere dich nicht, es kommt drauf an, wie der Wind weht, du wirst niemals genauso grässlich und durchgeknallt sein wie die ganze Welt.
Das Manuskript ist weit gediehen, aber noch nicht auserzählt. Es blieb Fragment. Figuren, Orte, Szenerien, Handlungsfäden wechseln überstürzt, bleiben unaustariert, losgelöst und gewollt hinein montiert. Überzeugend wirkt eigentlich nur die Anti-Kriegshaltung der beiden Hauptfiguren Bébert und Ferdinand. Der Rest erscheint wie das zusammengeschriebene Gefasel eines kriegsversehrten Betrunkenen. Es schließt eine kleine Lücke von Reise ans Ende der Nacht, aber keine wesentliche, und scheint als stilistische Übung zum Spätwerk, auf das es mich nun neugierig gemacht hat.
Für sich allein stehend, erscheint mir der Text im Grunde für nicht markttauglich, wie fast alle Fragmente, die nicht von letzter Hand redigiert und weitergegeben wurden, und dadurch Tür und Tor für alle möglichen Spekulationen eröffnen.
---------------------------------
---------------------------------
Details – ab hier Spoilergefahr (zur Erinnerung für mich):
---------------------------------
---------------------------------
Inhalt: Nach 15% in Reise ans Ende der Nacht erscheint der Protagonist plötzlich mit einer Tapferkeitsmedaille in Paris. „Krieg“ schließt diese Lücke. Beginn des Romans: Mitten im Krieg. (Dort Erinnerung an Claude Simons Die Route in Flandern.) Der Protagonist Ferdinand verletzt sich am Arm, am Kopf. Sein Konvoi, sein Regiment, wurde angegriffen und ausgehoben. Er bleibt übrig. Er trifft auf einen Engländer (Großbritannien und Frankreich waren Verbündete). Völlig umnebelt gelangt er in ein Sanatorium. Zwischendurch halluziniert der Protagonist. Im Krankenhaus Parfaite-Miséricorde in Peurdu-sur-la-Lys beginnt er eine Art Affäre mit der Krankenschwester Aline L’Esparnasse, die ihn vor einer sehr risikoreichen Kopfoperation rettet. Die Eltern besuchen ihn in der Rekonvaleszenz, danach die Krämerladenbesitzerin von seinem ehemaligen Regiment, der er Geld schuldet und die es bei den Eltern eintreibt, woraufhin der Vater zum Sohn zurückkehrt und sich bei ihm beschwert. Im Lazarett, im Saint-Gonzef-Saal lernt er Bébert kennen, einen 19jährigen Schönling, der sich ein Leben als erfolgreicher Zuhälter erträumt. Mit ihm büchst er aus in die Stadt, lernt die Kellnerin Destinée Amandine Vandercotte kennen, vermag es, seine Ehefrau Angèle aus Paris nach Peurdu zu bringen. Seine Träume zerschlagen sich, derweil erhält nach einer Unterredung mit dem Kriegsrat Récumel Ferdinand statt einer Bestrafung eine Tapferkeitsmedaille. Grund zum Feiern. Entfernte Arbeitskollege des Vaters, Harnaches, dort streiten sich aber vor allen Augen Bébert (auch Cascard) mit Angèle, die verspricht, sein Geheimnis auszuplaudern, dass er sich nämlich selbst in den Fuß geschossen hat, um der Front zu entkommen. Cascard überkommt die Angst, will sich ertränken, schafft es aber nicht, kann nicht mehr schlafen und wird von der Polizei festgenommen, die ihn zum Erschießungskommando bringt (standrechtliches Erschießen wegen Selbstverstümmelung). Ferdinand bandelt mit Angèle, die in ihm einen Verbündeten sieht. Sie lässt sich von Ferdinand beim Akt mit einem Schotten erwischen, der sich aber aus dem Ganzen nichts macht (sie wollten ihn eigentlich erpressen). Beim zweiten Versuch gelingt es beim Mayor C.B. Purcell, der auch General V.W. Purcell sein könnte, der aber bekommt Mitleid und verspricht beide zu retten. Er verspricht beide nach London zu bringen. Angèle zuerst, dann Ferdinand, der nach Boulogne aufbrechen soll. L’Espinasse will ihn nicht gehen lassen, er aber erpresst sie mit ihrer Nekrophagie. Er schafft es zum Schiff und fährt nach London, nachmal an Destinée Amandine Vandercotte denkend.
vgl. wie andere Schelmenromane Grimmelshausen, Salinger, Plenzendorf leidet dieser an der Beliebigkeit der Reihung. Etwas sprunghaft, teilweise ermüdend, weitesgehend interessant, stark Henry Miller vorgreifend; idiotische Tabubrüche (Nekrophagie). --> 3 Sterne
Form: Bruchstückhafter, radikaler, fragmentierter. Viele Kurzsätze. Steno-Literatur, so zackig, ruppig. Viele Punkte, Auslassungen, Fehlen von Personalpronomen, hauptsächlich „ich“; sehr viele appositionelle Konstruktion „machte ihn wütend, den Bébert“
… im Stil verloren, verliert sich im Geschehen, hier vorausahnend Claude Simon „Die Route in Flandern“, andere moderne Erzählweisen, Robbe-Grillet „Die Jalousie“. Fragmentierter Psychologismus. --> 4 Sterne
Erzählstimme: Ich-Figur, die sich kaum reflektiert. Erzählgegenwart dennoch präsent, wird thematisiert („Zwanzig Jahre, da lernt man.“ nach den Ereignissen, also 1934). Allgemeine Reflexionen, Bilanzziehung, ohne die Erzählgegenwart zu motivieren. Es wird aus dem Nähkästchen erinnert, geplaudert. Surrealistische Zusammenziehung von Traum und Erinnerung (besonders in erster Hälfte.) Kommuniziert mit dem Publikum. („Wahrscheinlich würden Sie diese Stadt gern besser kennenlernen, Peurdu-sur-la-Lays.“) Spekulation sind klar markiert. Konsequent umgesetzt, nur ärgerliches Sendungsbewusstsein, in Sachen Urteilen, Verallgemeinerungen. Ein bisschen gewollt. --> 4 Sterne
Komposition: Die Komposition weist deutliche Mängel auf. Nicht nur wechseln Namen (Cascade <-> Bébert), Militärgrade General <-> Major, oder die Szenerie des Krankenhaus, von Parfaite-Miséricorde <-> Virginal Secours; und der Ortsname ist auch nicht klar: Noirceur oder Peurdu … davon abgesehen, erste Hälfte, authentische Ich-Erzählung der Verstörung, im zweiten Teil plötzlich narrative Kriminalgeschichte um Bébert, gegen den sich die Prostituierten verbünden, und ihn zur Strecke bringen, indem sie ihn anschwärzen. Eigenartig die Konstellation mit den Eltern, mit Amandine, nicht zu Ende erzählt mit L’Espinasse, abrupte Abreise nach London. Es ist ein Fragment.--> 2 Sterne
Ausführlicher, vielleicht begründeter auf kommunikativeslesen.com
Inhalt: 3/5 Sterne (intensiv zuerst, dann klischierte Zuhälterstory)
Form: 4/5 Sterne (sprachlich innovativ, zackig, ruppig)
Erzählstimme: 4/5 Sterne (starke Ich-Erzählung, konsequent)
Komposition: 2/5 Sterne (inkohärent, unausgewogen)
Leseerlebnis: 3/5 Sterne (zum Ende hin gewollt, überzogen)
Als Kollaborateur musste Céline am Ende des Zweiten Weltkrieges fliehen und etliche Manuskripte zurücklassen. Einige haben sich nun aufgefunden, und eines von diesen Manuskripten, die noch nicht zur Veröffentlichung eingereicht wurden, besitzt den Titel Krieg. In diesem wird eine Lücke aus Reise ans Ende der Nacht gefüllt, nämlich die Ereignisse rundum die Verletzung und die Verleihung der Tapferkeitsmedaille, und das nahende Ende des Ersten Weltkrieges. In Krieg werden die Geschehnisse nun dargestellt:
Wenn ich denken wollte, auch nur ein Stückchen, mussste ich mehrmals ran, wie wenn man auf einem Bahnsteig miteinander redet, wenn ein Zug durchfährt. Ein Gedankenstückchen, schön laut jedes Mal, eins nach dem anderen. Die Nummer macht einen ganz schön fertig, glauben Sie mir. Mittlerweile habe ich Übung darin. Zwanzig Jahre, da lernt man. Mein Grips ist hart, wie ein Bizeps. An Leichtigkeit glaube ich nicht mehr.
Ferdinand, der Ich-Erzähler, wird nach schwerer Verletzung am Arm und Kopf, in ein Krankenhaus eingeliefert. Dort macht er mit einer Krankenschwester namens L’Espinasse herum, lernt einen Zuhälter namens Cascade/Bébert kennen und verstrickt sich in dessen Machenschaften. Derweil besuchen ihn noch die Eltern, und er lässt einiges Misanthropisches vom Stapel:
Na prima, dachte ich, der Wind steht günstig, Ferdinand, mach dein Schifflein bereit, lass die Arschlöcher in der Scheiße sitzen, lass dich treiben, glaub an nichts mehr […] Schlaf oder schlaf nicht, stolpere, posaune, schwanke, kotze, schäume, eitre, fiebre, zerquetsche, verrate, verliere dich nicht, es kommt drauf an, wie der Wind weht, du wirst niemals genauso grässlich und durchgeknallt sein wie die ganze Welt.
Das Manuskript ist weit gediehen, aber noch nicht auserzählt. Es blieb Fragment. Figuren, Orte, Szenerien, Handlungsfäden wechseln überstürzt, bleiben unaustariert, losgelöst und gewollt hinein montiert. Überzeugend wirkt eigentlich nur die Anti-Kriegshaltung der beiden Hauptfiguren Bébert und Ferdinand. Der Rest erscheint wie das zusammengeschriebene Gefasel eines kriegsversehrten Betrunkenen. Es schließt eine kleine Lücke von Reise ans Ende der Nacht, aber keine wesentliche, und scheint als stilistische Übung zum Spätwerk, auf das es mich nun neugierig gemacht hat.
Für sich allein stehend, erscheint mir der Text im Grunde für nicht markttauglich, wie fast alle Fragmente, die nicht von letzter Hand redigiert und weitergegeben wurden, und dadurch Tür und Tor für alle möglichen Spekulationen eröffnen.
---------------------------------
---------------------------------
Details – ab hier Spoilergefahr (zur Erinnerung für mich):
---------------------------------
---------------------------------
Inhalt: Nach 15% in Reise ans Ende der Nacht erscheint der Protagonist plötzlich mit einer Tapferkeitsmedaille in Paris. „Krieg“ schließt diese Lücke. Beginn des Romans: Mitten im Krieg. (Dort Erinnerung an Claude Simons Die Route in Flandern.) Der Protagonist Ferdinand verletzt sich am Arm, am Kopf. Sein Konvoi, sein Regiment, wurde angegriffen und ausgehoben. Er bleibt übrig. Er trifft auf einen Engländer (Großbritannien und Frankreich waren Verbündete). Völlig umnebelt gelangt er in ein Sanatorium. Zwischendurch halluziniert der Protagonist. Im Krankenhaus Parfaite-Miséricorde in Peurdu-sur-la-Lys beginnt er eine Art Affäre mit der Krankenschwester Aline L’Esparnasse, die ihn vor einer sehr risikoreichen Kopfoperation rettet. Die Eltern besuchen ihn in der Rekonvaleszenz, danach die Krämerladenbesitzerin von seinem ehemaligen Regiment, der er Geld schuldet und die es bei den Eltern eintreibt, woraufhin der Vater zum Sohn zurückkehrt und sich bei ihm beschwert. Im Lazarett, im Saint-Gonzef-Saal lernt er Bébert kennen, einen 19jährigen Schönling, der sich ein Leben als erfolgreicher Zuhälter erträumt. Mit ihm büchst er aus in die Stadt, lernt die Kellnerin Destinée Amandine Vandercotte kennen, vermag es, seine Ehefrau Angèle aus Paris nach Peurdu zu bringen. Seine Träume zerschlagen sich, derweil erhält nach einer Unterredung mit dem Kriegsrat Récumel Ferdinand statt einer Bestrafung eine Tapferkeitsmedaille. Grund zum Feiern. Entfernte Arbeitskollege des Vaters, Harnaches, dort streiten sich aber vor allen Augen Bébert (auch Cascard) mit Angèle, die verspricht, sein Geheimnis auszuplaudern, dass er sich nämlich selbst in den Fuß geschossen hat, um der Front zu entkommen. Cascard überkommt die Angst, will sich ertränken, schafft es aber nicht, kann nicht mehr schlafen und wird von der Polizei festgenommen, die ihn zum Erschießungskommando bringt (standrechtliches Erschießen wegen Selbstverstümmelung). Ferdinand bandelt mit Angèle, die in ihm einen Verbündeten sieht. Sie lässt sich von Ferdinand beim Akt mit einem Schotten erwischen, der sich aber aus dem Ganzen nichts macht (sie wollten ihn eigentlich erpressen). Beim zweiten Versuch gelingt es beim Mayor C.B. Purcell, der auch General V.W. Purcell sein könnte, der aber bekommt Mitleid und verspricht beide zu retten. Er verspricht beide nach London zu bringen. Angèle zuerst, dann Ferdinand, der nach Boulogne aufbrechen soll. L’Espinasse will ihn nicht gehen lassen, er aber erpresst sie mit ihrer Nekrophagie. Er schafft es zum Schiff und fährt nach London, nachmal an Destinée Amandine Vandercotte denkend.
vgl. wie andere Schelmenromane Grimmelshausen, Salinger, Plenzendorf leidet dieser an der Beliebigkeit der Reihung. Etwas sprunghaft, teilweise ermüdend, weitesgehend interessant, stark Henry Miller vorgreifend; idiotische Tabubrüche (Nekrophagie). --> 3 Sterne
Form: Bruchstückhafter, radikaler, fragmentierter. Viele Kurzsätze. Steno-Literatur, so zackig, ruppig. Viele Punkte, Auslassungen, Fehlen von Personalpronomen, hauptsächlich „ich“; sehr viele appositionelle Konstruktion „machte ihn wütend, den Bébert“
… im Stil verloren, verliert sich im Geschehen, hier vorausahnend Claude Simon „Die Route in Flandern“, andere moderne Erzählweisen, Robbe-Grillet „Die Jalousie“. Fragmentierter Psychologismus. --> 4 Sterne
Erzählstimme: Ich-Figur, die sich kaum reflektiert. Erzählgegenwart dennoch präsent, wird thematisiert („Zwanzig Jahre, da lernt man.“ nach den Ereignissen, also 1934). Allgemeine Reflexionen, Bilanzziehung, ohne die Erzählgegenwart zu motivieren. Es wird aus dem Nähkästchen erinnert, geplaudert. Surrealistische Zusammenziehung von Traum und Erinnerung (besonders in erster Hälfte.) Kommuniziert mit dem Publikum. („Wahrscheinlich würden Sie diese Stadt gern besser kennenlernen, Peurdu-sur-la-Lays.“) Spekulation sind klar markiert. Konsequent umgesetzt, nur ärgerliches Sendungsbewusstsein, in Sachen Urteilen, Verallgemeinerungen. Ein bisschen gewollt. --> 4 Sterne
Komposition: Die Komposition weist deutliche Mängel auf. Nicht nur wechseln Namen (Cascade <-> Bébert), Militärgrade General <-> Major, oder die Szenerie des Krankenhaus, von Parfaite-Miséricorde <-> Virginal Secours; und der Ortsname ist auch nicht klar: Noirceur oder Peurdu … davon abgesehen, erste Hälfte, authentische Ich-Erzählung der Verstörung, im zweiten Teil plötzlich narrative Kriminalgeschichte um Bébert, gegen den sich die Prostituierten verbünden, und ihn zur Strecke bringen, indem sie ihn anschwärzen. Eigenartig die Konstellation mit den Eltern, mit Amandine, nicht zu Ende erzählt mit L’Espinasse, abrupte Abreise nach London. Es ist ein Fragment.--> 2 Sterne
February 10, 2026
War - Louis-Ferdinand Céline
من ملاحظات الناشر :
عندما فرَّ سيلين هاربًا بحياته من باريس في عام 1944، تركَ سيلين الذي كان متعاونًا مكروهًا ومؤلفًا لعدد من الأعمال المعادية للسامية بشدّة، وراءه أكثر من خمسة آلاف صفحة من المخطوطات. اختفت هذه المخطوطات، وادعى سيلين لفترة طويلة أنها سُرقت، ولكن في عام 2020 فقط كشف صحفي عن وجودها. من أخذها في الأصل حافظ عليها، ويبدو أنه لم يرغب في أن تستفيد أرملة سيلين، لوسيت (التي توفيت في عام 2019 عن عمر 107 أعوام)، من نشرها.
...
...
نشرت رواية سيلين هذه عام 2022م، بعد أكثر من ستين عامًا على وفاة الكاتب، وبعد سنوات طويلة من الإشاعات ..
"لم أكن أؤمن كثيرًا بالأيام الجديدة. كل صباح كُنت أكثرَ إنهاكًا من يوم أمس لأنني استيقظ خلال الليل عشرين أو ثلاثين مرّة بسبب الطنين المتواصل. هذا النوع من الإرهاق لا اسم له، إنه نابعٌ من القلق."
...
يستيقظ فرديناند وسط المعركة حرفيًا بين جثث رفاقه ومغطى بالدماء مصابًا ووحيدًا، مشهد مرعب لكن يقدمه سيلين بلغة غنية ومذهلة .. وفرديناند فتى فرنسي يحارب في الحرب العالمية الأولى، يحدثنا فرديناند عن أهوال الحرب وعن ذكرياته قبل الحرب في بلدته بين والديه وأصدقائه وعن الألم والضياع وكيف ترافق الحرب الجنّدي إلى الأبد لأنها مستقرة داخل رأسه ..
"احتجزت الحرْبُ في رأْسِي. إنّها أَسيرَةٌ داخلَ جُمجمتي."
"تعلّمتُ التمييز بين الضوضاء الخارجية والضوضاء التي لن تتركني قطْ."
...
سأبخس حقّ سيلين إن قلت عنه أنه كاتب رائع وحسب، سرده وحشي ومجنون وقويّ .. يعرف كيف يختار كل كلمة وكل جملة وكيف تؤثر كل كلمة على عقلك وتقبض على قلبك.. انفصال الجندي عن واقعه وعيشه وسط رأسه حيث تستقر الحرب وحسب ولا شيء آخر... لا يوجد خنا سوى محض بؤس لا نهاية له ورعب ووحشية، و سيلين وحده من يمكنه الكتابة عن الحرب بكل عبتيتها وجنونها وبؤسها بهذه الدقة...
قرأت الكثير من أدب الحرب العالمية الأولى والذي كتبه جنود حاربوا في الجبهة مثل رائعة ريمارك "كل شيء هادىء على الجبهة الغربية" ويونغر "عواصف من فولاذ" لكن أظن هذه أول مرة اقرأ فيها عن الحرب من الجهة الفرنسية..
للنوفيلا جزء ثاني بعنوان لندن، قرأت اليوم إعلان المترجمة عن صدور ترجمته الإنجليزية، وحسب ما سمعت، جاري العمل على ترجمة عربية لهذه النوفيلا، أرجو أن تصدر قريبًا.
من ملاحظات الناشر :
عندما فرَّ سيلين هاربًا بحياته من باريس في عام 1944، تركَ سيلين الذي كان متعاونًا مكروهًا ومؤلفًا لعدد من الأعمال المعادية للسامية بشدّة، وراءه أكثر من خمسة آلاف صفحة من المخطوطات. اختفت هذه المخطوطات، وادعى سيلين لفترة طويلة أنها سُرقت، ولكن في عام 2020 فقط كشف صحفي عن وجودها. من أخذها في الأصل حافظ عليها، ويبدو أنه لم يرغب في أن تستفيد أرملة سيلين، لوسيت (التي توفيت في عام 2019 عن عمر 107 أعوام)، من نشرها.
...
...
نشرت رواية سيلين هذه عام 2022م، بعد أكثر من ستين عامًا على وفاة الكاتب، وبعد سنوات طويلة من الإشاعات ..
"لم أكن أؤمن كثيرًا بالأيام الجديدة. كل صباح كُنت أكثرَ إنهاكًا من يوم أمس لأنني استيقظ خلال الليل عشرين أو ثلاثين مرّة بسبب الطنين المتواصل. هذا النوع من الإرهاق لا اسم له، إنه نابعٌ من القلق."
...
يستيقظ فرديناند وسط المعركة حرفيًا بين جثث رفاقه ومغطى بالدماء مصابًا ووحيدًا، مشهد مرعب لكن يقدمه سيلين بلغة غنية ومذهلة .. وفرديناند فتى فرنسي يحارب في الحرب العالمية الأولى، يحدثنا فرديناند عن أهوال الحرب وعن ذكرياته قبل الحرب في بلدته بين والديه وأصدقائه وعن الألم والضياع وكيف ترافق الحرب الجنّدي إلى الأبد لأنها مستقرة داخل رأسه ..
"احتجزت الحرْبُ في رأْسِي. إنّها أَسيرَةٌ داخلَ جُمجمتي."
"تعلّمتُ التمييز بين الضوضاء الخارجية والضوضاء التي لن تتركني قطْ."
...
سأبخس حقّ سيلين إن قلت عنه أنه كاتب رائع وحسب، سرده وحشي ومجنون وقويّ .. يعرف كيف يختار كل كلمة وكل جملة وكيف تؤثر كل كلمة على عقلك وتقبض على قلبك.. انفصال الجندي عن واقعه وعيشه وسط رأسه حيث تستقر الحرب وحسب ولا شيء آخر... لا يوجد خنا سوى محض بؤس لا نهاية له ورعب ووحشية، و سيلين وحده من يمكنه الكتابة عن الحرب بكل عبتيتها وجنونها وبؤسها بهذه الدقة...
قرأت الكثير من أدب الحرب العالمية الأولى والذي كتبه جنود حاربوا في الجبهة مثل رائعة ريمارك "كل شيء هادىء على الجبهة الغربية" ويونغر "عواصف من فولاذ" لكن أظن هذه أول مرة اقرأ فيها عن الحرب من الجهة الفرنسية..
للنوفيلا جزء ثاني بعنوان لندن، قرأت اليوم إعلان المترجمة عن صدور ترجمته الإنجليزية، وحسب ما سمعت، جاري العمل على ترجمة عربية لهذه النوفيلا، أرجو أن تصدر قريبًا.
December 29, 2024
Das Buch wird seinem Titel gerecht. Nie zuvor habe ich die hässlichen Seite des Krieges so erfahren. Hier wird nicht heldenhaft gekämpft und gestorben. In diesem Buch verreckt man im Schlamm des Schlachtfelds, am Wegrand, in den Katakomben des Lazaretts oder auf dem Operationstisch eines unfähigen Feldschers. Auch der soldatische Einsatz wird ad absurdum geführt. Ferdinand hat als einziger seiner Einheit einen Sturmangriff (schwer verletzt) überlebt. Jetzt muss er fürchten wegen Feigheit vor dem Feind vors Kriegsgericht gestellt zu werden. Es kommt aber anders. Im Lazarett liegend entscheidet die Armeeführung statt dessen einen Helden aus ihm zu machen und ihm eine Tapferkeitsmedaille zu verleihen. Anlässlich der Ehrung reisen Ferdinands Eltern an. Sie wundern sich über seine rauen Sitten und sexualisierte Sprache seiner Kameraden. Sie konnten diese grässliche Welt, eine Folter ohne Ende, nicht begreifen. Also leugneten sie sie. Ferdinands bester Freund ist ein Pariser Zuhälter, der seine Frau in das Frontstädtchen bringt, um dort anzuschaffen. Überhaupt spielt Sex und die Ausbeutung von Frauen eine große Rolle in diesem Buch, nicht als voyeuristischer Selbstzweck, sondern als realistische Beschreibung einer Existenz, die auf die untersten Ebenen der Maslowschen Pyramide zurückgefallen ist. Während die Protagonisten in Remarques „Im Westen nichts Neues“ noch ein Quäntchen Mitgefühl und Lebensfreude behalten, so zählen bei Céline nur noch bloßes Überleben und Bedürfnisbefriedigung.
Dieses Buch ist keine schöne Lektüre, aber sie hinterlässt Spuren. Und das ist etwas, das nur wenigen Literaten gelingt. Die Tatsache, dass Céline ein fanatischer Antisemit war – im Vorwort wird ausführlich auf Umfeld und (Vor)Geschichte dieses Textes eingegangen – macht die Bewertung nicht leichter.
Dieses Buch ist keine schöne Lektüre, aber sie hinterlässt Spuren. Und das ist etwas, das nur wenigen Literaten gelingt. Die Tatsache, dass Céline ein fanatischer Antisemit war – im Vorwort wird ausführlich auf Umfeld und (Vor)Geschichte dieses Textes eingegangen – macht die Bewertung nicht leichter.
January 22, 2023
این کتاب خوراک عاشقان و سینه چاکان سلین هست .
اگر از سفر به انتهای شب و مرگ قسطی لذت بردید حتما سراغ این رمان کم حجم برید .
این کتاب دوتا ترجمه داره .
یک ترجمه از انتشارات خاموش با ترجمه یاسمین سجادی که بدون سانسور هست و لغو مجوز شد ولی تو بعضی فروشگاهها پیدا میشه و من خوندم به نظرم قابل قبول بود.
یک ترجمه دیگه زهرا خانلو از نشر نو که به گفته خود انتشارات دو سه مورد سانسور داره.
در هر صورت هر کدوم رو که پیدا کردید حتما و حتما بخونید .
اگر از سفر به انتهای شب و مرگ قسطی لذت بردید حتما سراغ این رمان کم حجم برید .
این کتاب دوتا ترجمه داره .
یک ترجمه از انتشارات خاموش با ترجمه یاسمین سجادی که بدون سانسور هست و لغو مجوز شد ولی تو بعضی فروشگاهها پیدا میشه و من خوندم به نظرم قابل قبول بود.
یک ترجمه دیگه زهرا خانلو از نشر نو که به گفته خود انتشارات دو سه مورد سانسور داره.
در هر صورت هر کدوم رو که پیدا کردید حتما و حتما بخونید .
July 25, 2024
'After so many years have passed, it’s hard to remember things precisely. What people once said has almost turned into lies. Can’t trust them. It’s fucked up, the past, it dissolves into daydreams. It picks up little melodies on the way that you didn’t ask for. The past comes back to you all made up, with tears and repentances wandering around. It’s not serious.'
RTC later. Quite decent, and brief, but not much/enough to it, I feel. I could say that I'd rather revisit The Devastation of Silence ?
‘It’s funny there are beings who seem loaded with baggage, they come from infinity, set down before you their heavy baggage of emotions like at the market. They’re not mistrustful, they pour out their merchandise any which way. They don’t know how to present things properly. You don’t really have time to search through their things, you pass on, you don’t go back, you’re in a hurry yourself. That must make them sad. Maybe they pack up again? Or just abandon their things? I don’t know. What becomes of them? We don’t have a clue. Maybe they set off again until nothing’s left? And then where do they go? Life is enormous all the same. You can lose yourself anywhere.'
'I was looking at it—life—as it was almost torturing me. When it puts me through the agony of death for good, I’ll spit in its face just like that. It’s completely idiotic starting from a certain point, you can’t fool me, I know life too well. I’ve seen it. We’ll find each other again. We have unfinished business. Life can fuck off. But I have to tell everything.'
March 22, 2023
در سلاخ خانهی شماره 5 صحنهای وجود دارد که پس از بمباران درسدن سربازان از پناهگاه بیرون میآ یند و با دیدن ویرانی کامل توان حرف زدن از آنها سلب میشود. گویا با یک امر متعالی مواجه شدهاند. دهشت جنگ در مقام امری متعالی و سابلایم ارتقا داده میشود. اما دهشت جنگ در نظر سلین متعالی نیست. سکوتی شبه روحانی ندارد. بلکه ولوله ای خوفناک است که در کله فرو میرود. وزوزی قطع نشدنی که توان خوابیدن را میگیرد. کثافتی است فراتر از بدبختی. مضحک است. تنها راه تحملش راست کردن است و مالیدن.
January 21, 2023
«امید، خیلی هم پرفروغ نمیسوزد، شمع نازکیست در تهِ راهرویی نامتناهی که مالامال دشمنی است. آدم به همین هم قانع است.»
این اولین کتابیه که از سلین خوندم، بعد از خوندن چندتا ریویوی برانگیزاننده! نتونستم مقاومت کنم و وسط امتحانات اومدم سراغش.
داستان از مجروح شدن راوی(خود نویسنده) در جنگ جهانی اول شروع میشه و در ادامه خواننده با فکر و خیالات و ماجراهای بامزه و تلخ ایشون در بیمارستان همراه میشه.
نثر سلین در این کتاب مخصوصا در توصیفاتشاز فضای داستان، متشکل از جملات کوتاهه، من اینطور نوشتن رو دوست دارم. لحنش هم صریح و طنزآلوده. رمان لندن هم ادامه این داستانه که مشتاقانه منتظر انتشارش خواهم موند.
ترجمه نشر نو، خوب بود. علت ابهامی که بعضی از جاهای داستان وجود داره اینه که نویسنده ویرایش نهایی رو انجام نداده و کتاب از روی دستنوشتههای تازه عمومیشده سلین، منتشر شده.
حتما سراغ رمانهای مشهور سلین، یعنی مرگ قسطی و سفر به انتهای شب، خواهم رفت.
این اولین کتابیه که از سلین خوندم، بعد از خوندن چندتا ریویوی برانگیزاننده! نتونستم مقاومت کنم و وسط امتحانات اومدم سراغش.
داستان از مجروح شدن راوی(خود نویسنده) در جنگ جهانی اول شروع میشه و در ادامه خواننده با فکر و خیالات و ماجراهای بامزه و تلخ ایشون در بیمارستان همراه میشه.
نثر سلین در این کتاب مخصوصا در توصیفاتشاز فضای داستان، متشکل از جملات کوتاهه، من اینطور نوشتن رو دوست دارم. لحنش هم صریح و طنزآلوده. رمان لندن هم ادامه این داستانه که مشتاقانه منتظر انتشارش خواهم موند.
ترجمه نشر نو، خوب بود. علت ابهامی که بعضی از جاهای داستان وجود داره اینه که نویسنده ویرایش نهایی رو انجام نداده و کتاب از روی دستنوشتههای تازه عمومیشده سلین، منتشر شده.
حتما سراغ رمانهای مشهور سلین، یعنی مرگ قسطی و سفر به انتهای شب، خواهم رفت.
October 16, 2023
اگر در «لولیتا»ی نابوکوف با حیرت میبینیم که پدوفیلیا به رمان تبدیل شده، در «جنگ»، با نفرت متوجه این میشویم که سلین نکروفیلیا را به رمان شدن رسانده.
June 1, 2023
"Certo che è enorme la vita. Ti ci perdi dappertutto."
Grazie al lavoro immenso di traduzione del grandissimo Ottavio Fatica e grazie ad Adelphi che lo ha pubblicato, in libreria ritorna Louis - Ferdinand Céline con l'inedito "Guerra" che per settant'anni è stato chiuso in uno scrittoio e che “riempie un vuoto su un episodio capitale della vita e dell’opera dello scrittore con un romanzo che, pur essendo una prima stesura, è ampiamente rappresentativo della sua scrittura.”
Scrive Ottavio Fatica: “Tradurre Céline, questo Céline, si è rivelato impresa anche più impervia del previsto. Non tanto per le difficoltà quasi scontate: esuberanza lessicale, sconquasso di sintassi, lingua parlata, sporca, neologismi, ricerca di una musica interiore, e molto altro. I romanzi da lui pubblicati subivano diverse riscritture, mirate al perfezionamento di ogni pagina, ogni frase, ogni parola. Ne scaturivano testi che, nelle strutture come nelle singole espressioni, nell’uso stesso dell’interpunzione, erano sì eminentemente idiosincratici ma di una coerenza interna a tutta prova.
Guerra è frutto di una prima stesura di getto, che Céline avrebbe cesellato a lungo, e proprio lo stato non rifinito dell’opera crea difficoltà ulteriori all’atto di tradurre.”
Il romanzo ha una bellezza selvaggia, in cui le atrocità della guerra che deve sopportare Ferdinand sono raccontate senza sconti. Scrive il curatore Pascal Fouché nella postfazione: “«Mi sono beccato la guerra nella testa». Quest’ultima frase del primo foglio del manoscritto ritrovato di Guerra da sola riassume ciò che esso rappresenta nell’esistenza di Louis Destouches e nell’opera di Louis-Ferdinand Céline. Per tutta la vita il medico e scrittore ripeterà di soffrire delle conseguenze di una ferita alla testa ricevuta durante una missione per il suo reggimento il 27 ottobre 1914. Quanto alle ripercussioni della Grande Guerra sull’insieme della sua opera, compresi gli scritti polemici, esse sono state oggetto di numerosi studi. Una confessione come questa: «Adesso sono allenato. Vent’anni, uno impara. Ho l’anima più dura, come un bicipite. Non ci credo più alle scorciatoie» fa pensare che, anche se aveva vent’anni all’epoca degli avvenimenti, Céline scrivesse un ventennio dopo, nel 1934.”
“I due moli sono diventati minuscoli sopra ai cavalloni spumanti, strizzati contro il loro piccolo faro. Dietro, la città si è rattrappita. Poi si è sciolta nel mare. E tutto è precipitato nello scenario delle nuvole e l’enorme spalla del largo. Era finita quella porcheria, aveva [sparso] tutto il suo letamaio di paesaggio la terra di Francia, sotterrato i suoi milioni di assassini purulenti, i suoi boschetti, le sue carogne, le sue città multicacatoi e i suoi infiniti fili di calabroni miriamerde. Non c’era più, il mare aveva preso tutto, ricoperto tutto. Viva il mare! Non vomitavo manco più. Non ci riuscivo più.”
Tutto scompare. Resta solo l'immensità del mare. “Dentro di me avevo tutte le vertigini di una nave. La guerra mi aveva dato un mare pure a me, solo per me, un mare rombante, rumoreggiante assai dentro la testa. Viva la guerra! Anzitutto la costa era finita, giusto una bordura, fina fina, vicinissima a dove molla il vento. A sinistra del pontone laggiù, erano ancora le Fiandre, non si vedevano più.”
Tra 4 e 5 stelle.
Grazie al lavoro immenso di traduzione del grandissimo Ottavio Fatica e grazie ad Adelphi che lo ha pubblicato, in libreria ritorna Louis - Ferdinand Céline con l'inedito "Guerra" che per settant'anni è stato chiuso in uno scrittoio e che “riempie un vuoto su un episodio capitale della vita e dell’opera dello scrittore con un romanzo che, pur essendo una prima stesura, è ampiamente rappresentativo della sua scrittura.”
Scrive Ottavio Fatica: “Tradurre Céline, questo Céline, si è rivelato impresa anche più impervia del previsto. Non tanto per le difficoltà quasi scontate: esuberanza lessicale, sconquasso di sintassi, lingua parlata, sporca, neologismi, ricerca di una musica interiore, e molto altro. I romanzi da lui pubblicati subivano diverse riscritture, mirate al perfezionamento di ogni pagina, ogni frase, ogni parola. Ne scaturivano testi che, nelle strutture come nelle singole espressioni, nell’uso stesso dell’interpunzione, erano sì eminentemente idiosincratici ma di una coerenza interna a tutta prova.
Guerra è frutto di una prima stesura di getto, che Céline avrebbe cesellato a lungo, e proprio lo stato non rifinito dell’opera crea difficoltà ulteriori all’atto di tradurre.”
Il romanzo ha una bellezza selvaggia, in cui le atrocità della guerra che deve sopportare Ferdinand sono raccontate senza sconti. Scrive il curatore Pascal Fouché nella postfazione: “«Mi sono beccato la guerra nella testa». Quest’ultima frase del primo foglio del manoscritto ritrovato di Guerra da sola riassume ciò che esso rappresenta nell’esistenza di Louis Destouches e nell’opera di Louis-Ferdinand Céline. Per tutta la vita il medico e scrittore ripeterà di soffrire delle conseguenze di una ferita alla testa ricevuta durante una missione per il suo reggimento il 27 ottobre 1914. Quanto alle ripercussioni della Grande Guerra sull’insieme della sua opera, compresi gli scritti polemici, esse sono state oggetto di numerosi studi. Una confessione come questa: «Adesso sono allenato. Vent’anni, uno impara. Ho l’anima più dura, come un bicipite. Non ci credo più alle scorciatoie» fa pensare che, anche se aveva vent’anni all’epoca degli avvenimenti, Céline scrivesse un ventennio dopo, nel 1934.”
“I due moli sono diventati minuscoli sopra ai cavalloni spumanti, strizzati contro il loro piccolo faro. Dietro, la città si è rattrappita. Poi si è sciolta nel mare. E tutto è precipitato nello scenario delle nuvole e l’enorme spalla del largo. Era finita quella porcheria, aveva [sparso] tutto il suo letamaio di paesaggio la terra di Francia, sotterrato i suoi milioni di assassini purulenti, i suoi boschetti, le sue carogne, le sue città multicacatoi e i suoi infiniti fili di calabroni miriamerde. Non c’era più, il mare aveva preso tutto, ricoperto tutto. Viva il mare! Non vomitavo manco più. Non ci riuscivo più.”
Tutto scompare. Resta solo l'immensità del mare. “Dentro di me avevo tutte le vertigini di una nave. La guerra mi aveva dato un mare pure a me, solo per me, un mare rombante, rumoreggiante assai dentro la testa. Viva la guerra! Anzitutto la costa era finita, giusto una bordura, fina fina, vicinissima a dove molla il vento. A sinistra del pontone laggiù, erano ancora le Fiandre, non si vedevano più.”
Tra 4 e 5 stelle.
October 9, 2023
میشه فهمید مترجم سعی خودش رو کرده و میشه گفت موفق هم بوده در نجات کتاب از زیر تیغ سانسور! که اگر موفق نمیبود چیز زیادی از کتاب باقی نمیموند تا خواننده فارسی زبان بتونه متوجه بشه داستان از چه قرار بوده! ولی میشه حدس زد با توجه به این نکته هم کتاب باید حذفیات زیادی بعد ترجمه پیدا کرده باشه!
حتما نسخه انگلیسی کتاب باید بخونم!
به نظر من شخص سلینِ خیلی عزیزم در کنار آثارش واقعا شاهکاری بوده منحصر به فرد!
از متن کتاب:
*گذشته حرامزاده است، در خیالپردازی ذوب میشود.
*احساسهایی هست که اگر آدم بر آنها پافشاری نکند اشتباه کرده، معتقدم که همین احساسها جهان را از نو میسازند.
*آدم حتی اگر فقط ده دقیقه وقت داشته باشد زندگی کند باز به دنبال تاثر لطیفی از گذشته میگردد.
حتما نسخه انگلیسی کتاب باید بخونم!
به نظر من شخص سلینِ خیلی عزیزم در کنار آثارش واقعا شاهکاری بوده منحصر به فرد!
از متن کتاب:
*گذشته حرامزاده است، در خیالپردازی ذوب میشود.
*احساسهایی هست که اگر آدم بر آنها پافشاری نکند اشتباه کرده، معتقدم که همین احساسها جهان را از نو میسازند.
*آدم حتی اگر فقط ده دقیقه وقت داشته باشد زندگی کند باز به دنبال تاثر لطیفی از گذشته میگردد.
October 5, 2023
Schilderungen des verwundeten Soldaten Ferdinand in einem Kriegslazarett in Flandern 1914/1915. Wir lesen von der Katastrophe eines Kriegs und die Folgen für Soldaten. Boshaft, spöttisch, radikal so erlebt man Ferdinand. Ist das Buch ein Antikriegsroman?
December 26, 2023
how exciting it is to find old hidden manuscripts decades after they were written !
July 18, 2024
It's no Death on Credit but still, holy shit. Worth it for one of the all time great dinner party disasters
February 23, 2024
چرا یه نفر باید این کتاب رو بنویسه؟
چرا من باید اینها رو بخونم و سوال مهم تر!
چرا باید از چنین نوشتههای سیاهی خوشم بیاد و لذت ببرم؟
بالاخره اولین کتاب از سلین رو خوندم.
چرا من باید اینها رو بخونم و سوال مهم تر!
چرا باید از چنین نوشتههای سیاهی خوشم بیاد و لذت ببرم؟
بالاخره اولین کتاب از سلین رو خوندم.
June 5, 2023
در باب معرفی سلین و کتاب جنگ
حدود یک سالونیم پیش، تابستان ۲۰۲۱، خبری در رسانههای جهان منتشر شد كه برای مخاطبان ادبیات داستانی تكاندهنده بود؛ اینكه دستنوشتههای سه اثر گمشده لویی فردینان سلین پس از گذشت ۶۰ سال از درگذشت این نویسنده بزرگ فرانسوی پیدا شده است. از آن میان، رمان «جنگ» را كه در زمان جنگ اول جهانی میگذرد توسط انتشارات «فرهنگ نشر نو» و با ترجمه مثالزدنی و تقریباً فاقد سانسوری به دست خوانندگان ایرانی رسیده است.
اولین رویارویی من با سلین، یکی از غولهای بزرگ ادبی ادبیات ضدجنگ با کتاب «جنگ» شروع شد، که البته آشنایی آنچنان شیرینی نبود، صرفاً امیدوارکننده بود، در ادامه چرایی آن را توضیح میدهم.
کتاب جنگ من را به دل وحشت و آشفتهبازار جنگ جهانی اول برد، آشفتهبازاری که با قلم سیاه سلین که به مانند ظلمات شب هست به بهترین شکل ممکن به ورطه نمایش گذاشته شده بود. سلین بزرگوار با بهرهگیری از تجربه زیستی خویش و تجربیات بسیاری که در کارزار بزرگ جنگ جهانی اول کسب کرده است، واقعه عالمآشوب جنگ را با کمدی تلخ و گزنده خود روایت میکند، روایتی که به نوعی زندگینامه است ولی رگههایی از تخیل و خلاقیت نیز در آن میجوشد.
روایتی که سلین از آن میگوید بسیار جانگداز و خشن است، ولی طنز سلین شما را هرچند که نمیخواهید و به هیچگونه راضی نیستید به لبخند وا میدارد، لبخندی تلخ و واقعی.
سلین صریح و بیهیچ پردهای روایت میکند و با هیچکس شوخی ندارند، او در تلاش است نشان دهد در میدان جنگ چه میگذرد، آسیبهای روحی و روانی و عواقب جنگ چه مسائلی هستند و به آدمی چه گزندی میرسانند.
بسیار فکر کردم و به عبارت «مضحکهی هولناک» برای کتاب جنگ سلین رسیدم، او نمیخواهد از واژههای زیبا و صنایع ادبی زینتبخش استفاده کند، جنگ زشت است، بله دوستان من جنگ زشت است و سلین آن را همانگونه که هست نشان میدهد، و ارزش آثار او در همین است؛ صداقت میخواهید؟ در آثار سلین پیدا میشود.
همزادپنداری با شخصیت «فردینان» گاهی به حدی میرسد که تصور میکردم دارم داستان زندگی گذشته خود را میخوانم، پیوسته با خودم میگفتم، چرا اینقدر آشنایی مرد حسابی؟ تو چرا اینگونه سرگردانی؟ لحظهای بایست بگذار با هم صحبت کنیم؛ بگذریم، شخصیت فردینان خیلی خوب بود.
سلین با دایره واژگان خود عشقبازی میکند و چنان ابتذالی از خود نشان میدهد که مطمئنم تمام کسانی که تجربه خواندن «جنگ» را به دست آورند با خود میگویند، عجب نویسنده بیسوادی، حتی دستور زبان کوفتی نیز بلد نبوده است!
بگذارید لحظهای تامل کنیم و بگوییم که سلین دیوانه نیست، میداند داستانی که دارد مینویسد به چه کلمات و لحنی نیاز دارد و از دایره واژگان «زشتی» که در اختیار دارد به بهترین نحو استفاده میکند، و داستان خود را از ضرباهنگ نمیاندازد، و بله اعتراف میکنم در مرام سلین همه عناصر و جزئیات وحشیانه جلو میروند، سلین عادت به آرام گرفتن ندارد.
باید تا اینجای کار فهمیده باشید، سلین آنقدر بیپرده میگوید که مخاطب به فروپاشی روانی برسد، کتاب «جنگ» برای من در شرایطی به پایان رسید، که انگار ضایعهای روانی را پشت سر گذاشتهام، کاش شروع مناسبتری از آثار سلین برای خود برمیگزیدم و اینگونه خودم را تارومار نمیکردم.
کتاب «جنگ» همانگونه که از اسم آن نیز پیداست، برآمده از مردابی از لجن است، مردابی که خود سلین تا خرخره در آن فرو رفته و از آن به نیکی یاد نمیکند.
ترجمه خانم زهرا خانلو و ویراستار برجسته کتاب لایق تشویق و تحسین است، ترجمه همچین متن بیآلایه و باارزشی وفاداری میخواهد، وفاداری مفهومی هست که خیل عظیمی از مترجمین آثار مختلف در ایران انگار با آن بیگانهاند؛ من نمیدانم چگونه از دستگاه سانسور، ارشاد و دیگر نهادهای دیکتاتوری مربوطه فرار کردید و ترجمهای چنان اصیل در اختیار مردم طالب آگاهی ایران قرار دادید ولی با تمام وجود از شما در جایگاه خود تشکر میکنم.
در نهایت نمره «سه» را برای کتاب «جنگ» در نظر گرفتم، با وعدهای که به سراغ دیگر آثار غول بزرگ ادبیات ضدجنگ خواهم رفتم؛ «جنگ» برای من کتاب نسبتاً کوتاهی بود، شاید به همین علت نتوانستم آنچنان که باید و شاید از آن لذت ببرم و از غنائم دانش، تجربه و صداقت سلین بهرهمند شوم.
حدود یک سالونیم پیش، تابستان ۲۰۲۱، خبری در رسانههای جهان منتشر شد كه برای مخاطبان ادبیات داستانی تكاندهنده بود؛ اینكه دستنوشتههای سه اثر گمشده لویی فردینان سلین پس از گذشت ۶۰ سال از درگذشت این نویسنده بزرگ فرانسوی پیدا شده است. از آن میان، رمان «جنگ» را كه در زمان جنگ اول جهانی میگذرد توسط انتشارات «فرهنگ نشر نو» و با ترجمه مثالزدنی و تقریباً فاقد سانسوری به دست خوانندگان ایرانی رسیده است.
اولین رویارویی من با سلین، یکی از غولهای بزرگ ادبی ادبیات ضدجنگ با کتاب «جنگ» شروع شد، که البته آشنایی آنچنان شیرینی نبود، صرفاً امیدوارکننده بود، در ادامه چرایی آن را توضیح میدهم.
کتاب جنگ من را به دل وحشت و آشفتهبازار جنگ جهانی اول برد، آشفتهبازاری که با قلم سیاه سلین که به مانند ظلمات شب هست به بهترین شکل ممکن به ورطه نمایش گذاشته شده بود. سلین بزرگوار با بهرهگیری از تجربه زیستی خویش و تجربیات بسیاری که در کارزار بزرگ جنگ جهانی اول کسب کرده است، واقعه عالمآشوب جنگ را با کمدی تلخ و گزنده خود روایت میکند، روایتی که به نوعی زندگینامه است ولی رگههایی از تخیل و خلاقیت نیز در آن میجوشد.
روایتی که سلین از آن میگوید بسیار جانگداز و خشن است، ولی طنز سلین شما را هرچند که نمیخواهید و به هیچگونه راضی نیستید به لبخند وا میدارد، لبخندی تلخ و واقعی.
سلین صریح و بیهیچ پردهای روایت میکند و با هیچکس شوخی ندارند، او در تلاش است نشان دهد در میدان جنگ چه میگذرد، آسیبهای روحی و روانی و عواقب جنگ چه مسائلی هستند و به آدمی چه گزندی میرسانند.
بسیار فکر کردم و به عبارت «مضحکهی هولناک» برای کتاب جنگ سلین رسیدم، او نمیخواهد از واژههای زیبا و صنایع ادبی زینتبخش استفاده کند، جنگ زشت است، بله دوستان من جنگ زشت است و سلین آن را همانگونه که هست نشان میدهد، و ارزش آثار او در همین است؛ صداقت میخواهید؟ در آثار سلین پیدا میشود.
همزادپنداری با شخصیت «فردینان» گاهی به حدی میرسد که تصور میکردم دارم داستان زندگی گذشته خود را میخوانم، پیوسته با خودم میگفتم، چرا اینقدر آشنایی مرد حسابی؟ تو چرا اینگونه سرگردانی؟ لحظهای بایست بگذار با هم صحبت کنیم؛ بگذریم، شخصیت فردینان خیلی خوب بود.
سلین با دایره واژگان خود عشقبازی میکند و چنان ابتذالی از خود نشان میدهد که مطمئنم تمام کسانی که تجربه خواندن «جنگ» را به دست آورند با خود میگویند، عجب نویسنده بیسوادی، حتی دستور زبان کوفتی نیز بلد نبوده است!
بگذارید لحظهای تامل کنیم و بگوییم که سلین دیوانه نیست، میداند داستانی که دارد مینویسد به چه کلمات و لحنی نیاز دارد و از دایره واژگان «زشتی» که در اختیار دارد به بهترین نحو استفاده میکند، و داستان خود را از ضرباهنگ نمیاندازد، و بله اعتراف میکنم در مرام سلین همه عناصر و جزئیات وحشیانه جلو میروند، سلین عادت به آرام گرفتن ندارد.
باید تا اینجای کار فهمیده باشید، سلین آنقدر بیپرده میگوید که مخاطب به فروپاشی روانی برسد، کتاب «جنگ» برای من در شرایطی به پایان رسید، که انگار ضایعهای روانی را پشت سر گذاشتهام، کاش شروع مناسبتری از آثار سلین برای خود برمیگزیدم و اینگونه خودم را تارومار نمیکردم.
کتاب «جنگ» همانگونه که از اسم آن نیز پیداست، برآمده از مردابی از لجن است، مردابی که خود سلین تا خرخره در آن فرو رفته و از آن به نیکی یاد نمیکند.
ترجمه خانم زهرا خانلو و ویراستار برجسته کتاب لایق تشویق و تحسین است، ترجمه همچین متن بیآلایه و باارزشی وفاداری میخواهد، وفاداری مفهومی هست که خیل عظیمی از مترجمین آثار مختلف در ایران انگار با آن بیگانهاند؛ من نمیدانم چگونه از دستگاه سانسور، ارشاد و دیگر نهادهای دیکتاتوری مربوطه فرار کردید و ترجمهای چنان اصیل در اختیار مردم طالب آگاهی ایران قرار دادید ولی با تمام وجود از شما در جایگاه خود تشکر میکنم.
در نهایت نمره «سه» را برای کتاب «جنگ» در نظر گرفتم، با وعدهای که به سراغ دیگر آثار غول بزرگ ادبیات ضدجنگ خواهم رفتم؛ «جنگ» برای من کتاب نسبتاً کوتاهی بود، شاید به همین علت نتوانستم آنچنان که باید و شاید از آن لذت ببرم و از غنائم دانش، تجربه و صداقت سلین بهرهمند شوم.
June 27, 2023
La prima sorpresa che arriva da questo libro di Céline viene dal colpo d’occhio sulla pagina: mancano affatto i puntini di sospensione; non che ce ne siano pochi: non ce ne sono proprio. Non so niente di tecnica letteraria céliniana, ma ne deduco che Céline li aggiungeva nella redazione finale. Questo testo infatti è una raccolta di abbozzi per un romanzo di cui, a quanto pare, poteva far parte anche Casse-pipe, che ne avrebbe costuituito l'inizio; solo che il Casse-pipe che leggiamo da molti anni è un torso sì, ma curato da Céline e venuto alla luce quando Céline era ancora vivo. Questi estesi frammenti furono invece rubati dall’appartamento dello scrittore francese dopo il suo repentino abbandono di Parigi durante la Seconda Guerra Mondiale, senza poi tornare più a galla sino a qualche anno fa; infatti, a quanto pare, chi sottrasse i manoscritti in questione se li tenne nascosti per parecchi decennî; solo di recente gli eredi li hanno fatti saltar fuori, sevendosi della mediazione d'un giornalista; è da credere che in effetti non posseggano molto interesse a uscire dall'anonimato: ché, se nel ’44 il trafugare le carte di Céline poteva significarne la salvezza e la preservazione a futura memoria, il non riconsegnarle all’autore, che poi a Parigi tornò e visse parecchi anni, e neppure alla vedova, che gli sopravvisse la lungo ed è morta da poco ultracentenaria, resta un puro e semplice reato. L'editore allega inoltre parecchie immagine fotografiche delle pagine originali, scritte a penna, forse per evitare che i maligni sospettino di profittevoli falsificazioni céliniane: il mondo è pieno di gente sospettosa. Ma che dire di questo Céline senza puntini di sospensione? Anzitutto, si nota subito che, quantunque il filo narrativo esista e vada pure avanti per parecchie pagine, i personaggi a volte mutano carattere o nome (soprattutto il commilitone Bébert – come il gatto dello scrittore – che di nomi anzi ne cambia parecchi), qua e là s’inseriscono frasi non coerenti col resto, le quali preludevano probabilmente a digressioni o sviluppi paralleli, e anche i dettagli o le vicende a volte si contraddicono: insomma, non si tratta d’uno schema o d’un canovaccio, ma indubbiamente d’un brogliaccio narrativo da rivedere in profondità, da tagliare, da ricucire, da rendere coeso. Anche la durezza, la cattiveria, la conturbante volgarità di certi passi colpiscono, e non sempre favorevolmente: ne deduco che lo scrittore lavorava molto di scalpello e di lima sul materiale grezzo delle prime redazioni, non per edulcorarlo, ma per trasformarne quest’acredine informe, biliosa, diciamo pure poco artistica, nella comicità stralunata e sghemba, nel sarcasmo imprevedibile, nell’umorismo nero, indiavolato e beffardo, nella musicalità dissonante ma vertiginosa e divertentissima del Céline quale lo conosciamo nei suoi capolavori, che qua invero tralucono già, ma solo a tratti. Guerra, quindi, è Céline e non è Céline: se ne può inferire che il dottor Destouches non componeva di getto, a lavorava molto sui suoi abbozzi; come sempre quando sono pubblicati gli scritti ancora grezzi di grandi autori, soprattutto se appunto avvezzi a rielaborare, riscrivere, rifare in profondità, non è possibile valutarne l’esito alla stregua di opere nella stesura definitiva; ma occorre accontentarsi di ammirare il molto di buono che già si legge così: e questo Céline dimidiato è, in ogni caso, un Céline davvero gustoso.
March 30, 2023
O carte despre ororile, nenorocorile, brutalitatiile si mizeriile provocate de "abatorul international de nebunie" care a fost primul razboi mondial. Trimisi de niste maresali, comandat. pt a ajunge carne de tun pe linia frontului si a anunge in final la infermerie cu cangrene, impuscati, surzi, infirmi. "Ma calcau toti pe nervi ci faptele lor de arme.",cu aparitia maresalului care din spatele unui birou in afara sa dea o medale(o amarata de tinichea tocmai buna de aruncat la cosul de gunoi sau in latrina) pt fapte vitejie(pe care din spatele linei fronrului, de la un birou, nu ar fi fost in stare sa le faca el) si sa scrie o scrisoare tatalui ca fiul a fost decorat pt fapte de vitejie. Aparitia preotului de 2 ori de zi pt a a aduce liniste vesnica si a cere spovedania.doar pt tara, neam, religie si granite puerile (No borders, no religion, no war) trebuie sa lupti din cauza unor imbecili de conducatori. Sunt curios ce ar fi iesit din aceat manuscris daca Celine ar fi reusit sa-l finiseze si sa l duc la bun final.
"Nu mai eram dator nimic umanitatii, cel putin acelei umanitati in care crezi cand ai douazeci de ani"
"E o nenorocire ce iti face razboiul asta, poti sa zici ce vrei"
"Nu mai eram dator nimic umanitatii, cel putin acelei umanitati in care crezi cand ai douazeci de ani"
"E o nenorocire ce iti face razboiul asta, poti sa zici ce vrei"
December 11, 2023
"جنگ"، رمانی معمول نیست. سبک نوشتاری سلین خام، پارهپاره و پر از طنز تاریک است که بازتاب دهنده طبیعت آشفته و گیجکننده تجربه جنگ است. با استفاده از شخصیت اصلی خود، باردامو، یک سرباز سینیکال و ناامید، سلین بیهوده و بیمعنایی جنگ را آشکار میکند و ایدههای رومانتیک قهرمانی و میهندوستی را تحلیل میکند. روایت باردامو، سقوط بیرحمانه به عمق نابودی انسانی است، جایی که بقا تنها هدف است و اخلاق با وحشت جنگ، مبهم میشود
جنگ" رمانی چالش برانگیز و ناامیدکننده است که دیدگاه منحصر به فردی را درباره جنگ و تأثیر آن بر روی روان انسان ارائه میدهد. سبک نوشتاری ناگوار و غیراستانی سلین، آن را به یک خواندن جذاب برای کسانی که به بررسی جنبههای تاریکی از طبیعت انسان علاقهمند هستند، تبدیل میکند. با این حال، خوانندگان باید با احتیاط، با آگاهی از دیدگاههای منتقدین خارج از حوزه ادبیات، به کتاب نگریسته شوند.
جنگ" رمانی چالش برانگیز و ناامیدکننده است که دیدگاه منحصر به فردی را درباره جنگ و تأثیر آن بر روی روان انسان ارائه میدهد. سبک نوشتاری ناگوار و غیراستانی سلین، آن را به یک خواندن جذاب برای کسانی که به بررسی جنبههای تاریکی از طبیعت انسان علاقهمند هستند، تبدیل میکند. با این حال، خوانندگان باید با احتیاط، با آگاهی از دیدگاههای منتقدین خارج از حوزه ادبیات، به کتاب نگریسته شوند.
Displaying 1 - 30 of 457 reviews































