یادداشت نویسی و یادداشت خوندن رو خیلی دوست دارم. آخرین روز یک محکوم [به اعدام] هم دقیقاً چنین فرمی رو داره. دستنوشتهای آخرین روزهای یک محکوم به اعدام. براساس سه چیزی که از هوگو خوندم، کاملاً وارد فضای ذهنیاش و دغدغه ای که برای موضوعات اجتماعی-انسانی-کیفری داره، شدم. مسئله دار بودنِ وضعیت زمانهٔ خودش. به قول خود شخصیت ماجرا، به امید اینکه کسی این نوشتهها/کتاب رو بخونه و بفهمه که آخرین روزها چطور می گذره و چه خوب اگر که دستی در امور کیفری داشته باشه. هر چند که بعیده.