مبادله نامه میان آقا بزرگ علوی و من به تابستان ۱۳۴۷ برمی گردد. تقریبا یک سال پیش از این تاریخ من به علت احساس تهی بودن زندگی در ایران، این سرزمین را ترک کرده بودم و در پاریس به سر میبردم. باب مکاتبه را هم من باز کردم که با استقبال گرم او روبه رو شد. این مکاتبه یک سال طول کشید و به علت بازگشت من به تهران قطع شد… اما مکاتبه منظم و نسبتا فشرده میان ما پس از ورود من به پاریس در ۱۵ دی ۱۳۶۱ آغاز شد… آخرین نامه علوی به من ۱۵ ژانویه ۱۹۹۷ بود… چنانکه پیداست در این نامهها علاوه بر اشاره به برخی حوادث و مسائل و بگومگوهای خصوصی، به مسائل عمومی نیز اشارات فراوانی وجوددارد و طبعا بعضی وجوه از روحیات و خلقیات علوی و برخی نوسانا ت روحی و عقیدتی او در لابه لای آنها انعکاس یافته است و میتواندبرای کسانی که روزی بخواهند تحلیلی کامل و یا وصف حالی جامع ار این پیشتاز ادبیات معاصر ایران بنویسد به کار آید…