اول از همه اینکه طراحی جلد کتاب خیلی ضایع است. بالاخره عکس قشنگتر هم از قدیمی ها میشد گیر آورد! دوم اینکه این کتاب را فروشنده به کسی که برام خریده بود به عنوان یک کتاب تاریخی داده بود که البته باید بگم که فقط کتاب فلاش بک میزنه به دوران گذشته ی مادر بزرگ نویسنده ی داستان. وگرنه به هیچ عنوان تاریخی نیست.
داستان کتاب اون طوری نیست که نتونید زمینش بگذارید. مثل همه ی داستانها خیلی جاهای کتاب با شخصیت داستان نمیتونید ارتباط برقرار کنید و از دستش حرص میخورید و ... خلاصه اینکه من بهش بیشتر از اون دو تا ستاره را نمیدهم. فکر هم نکنم دوباره دستش بگیرم و بخونمش! در ضمن یه جاهایی آخر کتاب نسبت به اون اوایل یه چند تا ایراد برام به وجود اومد: یک اینکه چه طور دکتر، پدر ناهید، هیچ وقت نفهمید که گیتی پیش دخترش است. بالاخره تا ابد که جنک نبود که راههای ارتباطی قطع باشه! دیگه اینکه تا اونجایی که من فهمیدم عمو کرم باغبان با گلبهار ازدواج کرد و اسم بچه شون شد مریم (همون مریم بانوی خدمتکار اول کتاب)در حالی که اول کتاب به نظر میاد عمو کرم همسر مریم بانو است(اونجایی که مریم چایی میبره برای خواستگارها و لی لی به طعنه میگه سر عمو کرم بی کلاه میمونه!) حالا اگر کسی این کتاب را 2 بار خوند و فهمید من اشتباه فهمیدم بهم بگید لطفا!