Gabriel Marcel (1889–1973) was a philosopher, drama critic, playwright and musician. He converted to Catholicism in 1929 and his philosophy was later described as “Christian Existentialism” (most famously in Jean-Paul Sartre's “Existentialism is a Humanism”) a term he initially endorsed but later repudiated. In addition to his numerous philosophical publications, he was the author of some thirty dramatic works. Marcel gave the Gifford Lectures in Aberdeen in 1949–1950, which appeared in print as the two-volume The Mystery of Being, and the William James Lectures at Harvard in 1961–1962, which were collected and published as The Existential Background of Human Dignity.
این نمایشنامه اسمی دارد که بسیار مناسب داستان است ، نمایشنامه واقعا درباب سوگ و یه سری آدماییه که با رشته سوگ بهم متصلن و از هم متنفر انگار این آدما ها مرده ای از خاک میارن بیرون و دوباره و دوباره برای رنج بیشتر خودشون میسوزوننش ، نمایشنامه بسیار تلخه ولی کوتاه و این بسیار اثر بخشیش رو بیشتر میکنه بیشتر مفاهیم سوگ اعم از انتقال ، غم و افسردگی و خودکشی رو در داستان میبینید ، اینکه آدم ها برای از بین بردن احساس گناه خودشون و از دست دادن حس سوگواری چه قد میتونن بیرحم باشن و بقیه رو دستمایه نقشه های خودشون کنن و به نوعی گسلایتشون کنن کلا نمایشنامه غم انگیز ولی واقعیی بود و اندوهگین میشی از حجم بی ارادگی شخصیت عروس خانواده و آینده تلخی که در انتظارشه.
This entire review has been hidden because of spoilers.