پیوند و گسست سنت و مدرنیته را بسیاری اندیشمندان پرسشانگیز دانستهاند: گاهی پیوستگی را جنان برحسته ساختهاند که نو بودن در محاق رفته است؛ گاهس گسست را آن اندازه بنیادی دانستهاند که پیوندها نادیدنی شده است. پرداختن به تجدد در این کتاب چنان است که نه گسستها و نو بودنها نادیده میمانند نه پیوندها انکار میشوند. با این همه، به خلاف روایتهای کژتاب از تحدد در ایران، سخن از تحددی است که هر چند جدید است، از دل سنت سر بر میکشد؛ و طفه آنکه- به عقیده مؤلف- این سنت تحددپرور سنتی غیرغربی است؛ سنتی ایرانی که تحددی ایرانی میزاید. درباره تحدد، سیاست، فرهنگ را گفتارها و گفتگوهایی شکل میدهند که همگی حول مسأله تحدد میگردند. آنچه درباره- تجدد خواه در اینران و خواه در سرزمینهای دیگر- گفته شده است، گاه از منظر فرهنگ است و گاه از دیدگاه سیاست. اما بیشتر سخن از هنگامه درهم تنیده این دو است در پیوند با تجدد. از همین روست که نوشتههایی درباره «سیاست و حکومت در امریکا» کنار مطالبی راجع به «تحولات و موانع تجدد در ایران» نشسته تا بتوان «برشی از زندگی و کارنامه برخی از فرهنگسازان» ایرانی را با وسعت دید و فراخنگری هر چه بیشتر سنجید. [پشت جلد کتاب]
Abbas Milani is the Hamid and Christina Moghadam Director of Iranian Studies at Stanford University and a visiting professor in the department of political science. In addition, Dr. Milani is a research fellow and co-director of the Iran Democracy Project at the Hoover Institution. His expertise is U.S./Iran relations, Iranian cultural, political, and security issues.
دکتر میلانی تپ این کتاب تعریف خودش رو از مدرنیته ارایه کرده و بر مبنای اون شواهدی از ادبیات و تاریخ علم ایران ارایه میده و بیان میکنه که ریشههای نجدد رو تو تاریخ خود ایران هم میشه پیدا کرد و الزاما تجدد پدیده وارداتی نیست از دید میلانی مدرنیته یعنی تفکیک قایل شدن بین علم تجربی و علم آسمانی و نشون میده که این ایده که در دوره روشنگری تو اروپا مطرح شد قبلش توسط ابوعلیسینا گفته شده بود. تاریخ بیهقی به عنوان یک تاریخنگاری بیطرفانه نمونه مشابه قبلی نداشته و … این کتاب از افرادی مثل بیضاییو اخوان ثالث، هوشنگ سیحون و … مثال میزنه که نه مثل تقیزاده بودن و نه مثل جلالال احمد و فردید افرادی که میلانی در موردشون مینویسه سنت اایران رو با مفاهیم مدرن پیوند میزنن و از توش زایش جدیدی پدید میارن
اگر کتاب تجدد و تجدد ستیزی رو خونده باشید، احتمالا این کتاب چیز جدیدی براتون نداشته باشه. اول اینکه تنها وجه اشتراک مطالب این هست که نویسنده یا سخنرانشون میلانی هست. هیچ پیوستگی در مورد زمان نگارش، موضوع نگارش و حتی جغرافیایی که ازش حرف میزنه وجود نداره. مثلا مقاله اول یه نگاه منتقدانه به راست افراطی آمریکا هست که تو سال ۶۰ نوشته شده. اما مسئله اصلی که باعث شد من نمره خوبی به کتاب ندم این هست که به دلیل ساختار خیلی از مقالهها(سخنرانی بودن)، مطالب غنی نیست. میلانی با سرعت زیادی یه موضوع رو نصفه و نیمه باز کرده و نتیجه گرفته. بنابراین خبری از مقالات پربار و پر از ارجاعاتی که توی کتابهای دیگهاش نوشته وجود نداره.
یکی از بهترین کتابهایی که امسال خواندم. گزیدهای از سخنرانیها و گفتگوها که تجدد در معنای گسترده و سپس تجدد ایرانی را روشن و آسان بازمینمایاند. به دوستداران تجدد پیشنهادش میکنم.