"راه خانهای را به من نشان بده"، رمانی با موضوع دفاع مقدس است كه با استفاده از شیوه سیال ذهن به رشته تحریر كشیده شده است . امیرحسین، حمید، مجتبی و علیرضا، چهار شخصیت اصلی این رمان هستند .امیرحسین به خاطر شهادت حمید بر اثر اصابت خمپاره، بین واقعیتهای این جهان و جهان دیگر معلق است .جسد حمید را زیر سنگ و برف مخفی كردهاند .اما روح او منتظر است تا امیرحسین و مجتبی نیز به او بپوندند .مجتبی از این كه به حمید پیوسته، ناراحت است و فكر میكند هنوز شرایط ملحق شدن به حمید را ندارد و شخصیت چهارم ـ علیرضا ـ كه برحسب اتفاق، مجتبی و امیرحسین به او برمیخورند، بین رفتن و ماندن مردد است .سرانجام ...
این کتاب را در هفده سالگی خواندم و آن روزها چندان از داستان آن سر در نیاوردم. تنها تا این حد یادم است که داستان را از دیدگاه شهیدی دنبال می کردیم که روحش هنوز از این دنیا بیرون نرفته بود.